تبليغاتX
نویسنده پیر
نویسنده پیر

دیوانه گرش پند دهی ،کار نبندد / وربند نهی ،سلسله درهم گسلاند


مرعشی: احمدی‌نژاد به مردم سهام عدالت داد رأی آوردنبوی: احمدی‌نژاد مثل کارگزاران جیب خود و طرفدارانش را پر نکرد

مناظره‌اي با حضور مرتضي نبوي، عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين و حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي با موضوع "بررسي ابعاد پنهان حوادث پس از انتخابات" بعد از ظهر امروز(سه‌شنبه) از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران برگزار شد.

مرتضي نبوي در ابتداي اين مناظره گفت: ما يك انتخابات برگزار كرديم كه از نظر مشاركت در سطح بي‌سابقه‌اي بود به دليل آنكه در اين انتخابات استانداردهاي يك انتخابات كاملا خوب را داشتيم؛ هم از نظر سطح مشاركت و هم از نظر جدي بودن رقابت انتخاباتي.

وي افزود: اين انتخابات در شرايطي برگزار شد كه احمدي‌نژاد براي دور دوم مي‌خواست كانديدا شود و براساس تجربه‌اي كه در ايران وجود دارد يك رييس‌جمهور براي بار دوم نيز انتخاب مي‌شود اما با اين حال رجال جريان رقيب به ميدان آمده بودند. آقاي كروبي و موسوي آمده بودند و آقاي خاتمي هم كه به ميدان آمده بود با كانديدا شدن موسوي كناره‌گيري كرد. اينها از شخصيت‌هاي شناخته شده جريان دوم خرداد بودند و فضاي رقابتي در انتخابات نيز در اوج قرار گرفت و رقابت‌هاي انتخاباتي به خيابان‌ها كشيده شد و در سطح شهرها و حتي شهرهاي كوچك و خيابان‌ها نيز شاهد رقابت‌هاي انتخاباتي بوديم و طرفداران كانديداها نيز در صحنه بودند.

نبوي خاطرنشان كرد: در جريان اصولگرا گرچه محسن رضايي وارد انتخابات شده بود، اما عمدتا رقابت در انتخابات بين آقايان موسوي و احمدي‌نژاد شكل گرفت و يك دو قطبي ايجاد شد. مناظرات، اين رقابت‌ها را به اوج رساند و نتيجه اين شد كه احمدي‌نژاد برنده شود. در شهرهاي بزرگ راي ميان احمدي‌نژاد و موسوي برابر بود به جز شهر تهران كه موسوي 300 هزار راي بيشتر داشت، اما در روستاها و شهرهاي كوچك راي قاطع از آن احمدي‌نژاد بود.

اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه گفت: رقيب احمدي‌نژاد از موضع نفي وارد صحنه‌ي انتخابات شده بود نه از طريق اثبات خود و اتهاماتي مثل دروغگويي، ‌تقلب و سياه‌نمايي را مطرح كرد و حتي قبل از انتخابات نيز اعلام پيروزي . عصر انتخابات نيز اعلام كرد كه در انتخابات پيروز شده و حتي يكي از طرفدارانش گفته بود كه اگر نتيجه غير از پيروزي باشد طرفداران ما به خيابان‌ها بيايند. با اين فضا بود كه طرفداران به خيابان آمدند و آن همه حوادث پس از انتخابات شكل گرفت. يك هفته‌اي در تهران تظاهرات‌ها استمرار داشت تا اينكه رهبر معظم انقلاب در اولين نماز جمعه‌ بعد از انتخابات خطبه خواندند و از سوابق كانديداهاي انتخابات و رييس مجلس خبرگان تجليل كردند و همگان را دعوت به آرامش كردند، اما حوادثي پيش آمد كه تاسف‌آور بود. چقدر خوب بود كه همه به روند قانوني تن مي‌دادند و اعتراضات به شكل قانوني پيش مي‌رفت.

نبوي گفت: همانطور كه چند روز پيش آقاي حدادعادل در نطق خود گفتند آمار كشته شدگان در حوادث بعد از انتخابات 37 نفر بودند 20 نفر از آنها بسيجيان بودند به هر حال هر كس كه در اين كشور در اين حوادث كشته شد تاسف‌آور بود و كساني كه چنين فضاهايي را پيش آوردند بايد به هوش بيايند و از مسيري كه در پيش گرفته‌اند برگردند و بيش از اين مزاحمت ايجاد نكنند؛ چراكه كشورمان در آستانه دهه‌ آينده است و بايد به سمت پيشرفت و عدالت پيش برود.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ اين مناظره حسين مرعشي گفت:‌ بايد اين واقعيت را بپذيريم كه انتخابات رياست جمهوري دهم يك انتخاب باشكوه بود و من كه يك جوان سال 57 بودم و در طول 27 سال گذشته مسووليت‌هاي مختلفي داشته‌ام در خود احساس غرور مي‌كردم از اين نظر كه چه نظامي پي‌ريزي كرديم كه ميان خود و جوانان رابطه‌ي صميمانه و مثبت برقرار كرده است. در روزهاي انتخابات خيابان‌هاي تهران و شهرهاي بزرگ به عرصه‌اي براي فعاليت‌هاي انتخاباتي تبديل شده بود و اعتماد بي‌سابقه‌اي بين مردم و نظام ايجاد شده بود، اما با توجه به حوادث پس از انتخابات بايد بگويم اگر قرار بود با برگزاري انتخابات باشكوهي در اين سطح حوادث پس از انتخابات پديد آيد بهتر بود كه اين حوادث پيش نيايد و ما يك انتخابات معمولي برگزار مي‌كرديم. ما به عنوان كارگزاران در اين انتخابات خواهان حضور يك رييس‌جمهور ميانه و اصولگرا بوديم تا كشور از اين گذرگاه خارج شود و اصراري به حضور موسوي و خاتمي نداشتيم. من به آقاي ناطق نوري گفته بودم كه ما يك رياست جمهوري به شما بدهكاريم شما بياييد تا اين رياست جمهوري را به شما بدهيم و مملكت از اين تنش فرسايشي خلاص شود. اما سياست‌گذاران اين را مصلحت ندانستند و در رقابت ما هم سراغ كسي رفتيم كه گفتمان انقلاب اسلامي را داشت.

مرعشي در مورد موسوي گفت: ميرحسين موسوي در دانشگاه كرمان در برابر سوال يك دانشجو كه مورد تشويق حاضران هم بود از دهه‌ي اول انقلاب دفاع كرد و حتي از تصميماتي كه در دولت او گرفته نشده بود نيز دفاع كرد.

مرعشي تصريح كرد: روند انتخابات در انتخابات رياست جمهوري دهم با چند مشكل جدي مواجه بود كه باعث ايجاد مسائل تلخي شد . سرمايه‌هاي كشور در اين انتخابات بالا رفت و زمين خورد و اگر قرار بود كه ما تحمل نكنيم به نظر من نبايد وارد اين ميدان مي‌شديم .سه حادثه در اين انتخابات داشتيم اول اينكه دولت خود مجري انتخابات بود و ما نمي‌توانستيم مجري بي‌طرف در انتخابات ببينيم. مساله‌ي ديگر ناظران و نهادهاي نظارتي نيز بي‌طرفي خود را رعايت نكردند، ما توقع نداشتيم كه آنها چنين كنند اما ديديم كه از 12 عضو شوراي نگهبان 7 عضو رسما از يك كانديدا حمايت كردند.

عضو حزب كارگزاران سازندگي مشكل دوم را مداخله غيرقابل وصف دولت در امر انتخابات خواند و گفت: درحالي كه يك سال و نيم از تصويب قانون نظام پرداخت هماهنگ گذشته بود، دولت در فصل انتخابات به استانداران و كارگزيني‌ها دستور داد كه با سرعت حقوق‌هاي جديد را محاسبه و در حساب‌هاي مردم واريز كنند. همچنين سهام عدالت كه داراي يك نظام پيچيده است به گونه‌اي كه شركت‌هاي مادر آن بايد سود‌شان را اعلام و آن سود ميان سهام‌داران توزيع شود اما رييس‌جمهور مستقيم از تهران يك گروه گذاشت كه از شركت پخش و پالايش دو هزار ميليارد تومان برداشت كنند و براساس آن به هر روستايي 80 هزار تومان پول پرداخت كنند. با چنين كارهايي دموكراسي مفهوم خود را از دست مي‌دهد.

مرعشي تصريح كرد: يكي ديگر از مشكلات، بداخلاقي‌هايي بود كه در مناظره‌ها پيش آمد و آن وارد كردن موضوعاتي كه در انتخابات سهمي نداشت و همچنين اجازه ندادن به ديگران براي پاسخگويي از مشكلات مناظره بود. يكي از نكات اين انتخابات اين بود كه برخلاف انتخابات‌هاي قبل كه تهران با توجه به مهاجر‌پذير بودن همواره نسبت مشخصي از نظر نتايج با شهرهاي ديگر داشت و 10 درصد كل آرا تشكيل مي‌داد در اين انتخابات اين نسبت برقرار نبود. همچنين انتخابات در ميان ايرانيان خارج از كشور 50 تا 54 درصد با نتايجي كه در ايران شاهد بوديم تفاوت داشت.

مرعشي خاطرنشان كرد: روز شنبه 23 خرداد يعني فرداي انتخابات، تهران از نتايج بهت‌زده بود و در اين فضا طرفداران احمدي‌نژاد شيريني پخش مي‌كردند. يكشنبه‌ آن روز طرفداران احمدي‌نژاد اعلام كردند كه جشن پيروزي خواهند گرفت اين مراسم كه در ميدان وليعصر(عج) برگزار شد را سازمان تبليغات اسلامي پشتيباني مي‌كرد و در تلويزيون در كانال‌هاي مختلف اين برنامه اعلام شد اما دوربين‌هاي مركز كنترل ترافيك نشان مي‌دهد كه 50 تا 60 هزار نفر بيشتر در اين مراسم حاضر نشدند اما فرداي آن روز بدون هيچ تبليغاتي يك راهپيمايي توسط معترضان برگزار شد كه آن را هم دوربين‌هاي مركز كنترل ترافيك ثبت كرده‌اند. معترضان به نتيجه‌ انتخابات حتي حق برگزاري يك ميتينگ را هم نداشتند و نظامي كه با حوصله اين انتخابات را برگزار كرده بود و رقابت‌ها را تحمل كرده بود يك مرتبه حتي يك اجتماع و راهپيمايي و حتي صحبت‌هاي موسوي در تلويزيون را هم نتوانست تحمل كند. من باز هم مي‌گويم اگر قرار بود كه به افكار عمومي و اعتراض‌ها اين گونه پاسخ بدهيم بهتر آن بود كه انتخاباتي معمولي برگزار كنيم. حتي مسووليت اتفاقي مانند آنچه در كهريزك افتاد را بپذيريم. اينها افرادي بودند كه سالم دستگير شده بودند. يكي مسووليت اين حوادثي را كه در كهريزك افتاد را به عهده بگيرد.

مرعشي گفت: اگر قرار بود ما نظر مخالف را تحمل نكنيم بهتر بود كه اين سفره را پهن نمي‌كرديم واين انتخابات را با 20 ميليون شركت‌كننده برگزار مي‌كرديم كه بهتر بود از يك انتخابات با شركت 40 ميليون نفر و كج‌خلقي‌هاي پس از آن.

در ادامه اين مناظره مرتضي نبوي گفت: آقاي مرعشي و دوستانش پيشنهادي به نام كابينه‌ي ملي داشتند كه با شرايط ايران تناسب نداشت. دو جريان رقيب در كشور شخصي مانند ناطق نوري و اجماع بر سر آن را بر نمي‌تابيدند.

وي درباره مجريان و ناظران انتخابات گفت:‌ اين اولين بار نيست كه انتخابات توسط وزارت كشور برگزار مي‌شود. واقعيت اين است كه انتخابات و نظارت را در ايران خود مردم انجام مي‌دهند و در هر شهر و حوزه‌اي تعدادي مجري و ناظر هستند كه از معتمدين محل و از ميان خود مردم انتخاب مي‌شوند. اين افراد در 20 انتخابات گذشته تقريبا ثابت بودند و افرادي شناخته شده هستند و با تغيير كردن دولت‌ها تغيير نكردند.

نبوي افزود: راي‌گيري و نظارت در انتخابات توسط خود مردم انجام مي‌شود گرچه اين افراد توسط فرمانداري‌ها معرفي مي‌شوند و اين خدشه‌اي به انتخابات وارد نمي‌كند.

وي افزود: در بحث ناظران قبول دارم كه بعضي از اعضاي حقوقدان و فقهاي شوراي نگهبان كه از يك كانديدا حمايت كردند يك عمل خلاف تدبير انجام دادند البته اين هم لطمه‌اي به صحت انتخابات وارد نمي‌كند. لازم بود كه اين خلاف تدبير انجام نمي‌شد و هيچ يك از اعضاي شوراي نگهبان حمايت صريح از يك كانديدا نمي‌كردند؛ بر همين اساس ما در مجمع تشخيص مصلحت طرحي را كه در شوراي نگهبان رد شده بود و توسط مجلس به اين مجمع آمده بود تصويب كرديم كه براساس آن هيچ يك از اعضاي شوراي نگهبان در هيچ كدام از قوا نمي‌توانند عضو باشند بر همين اساس بود كه چند نفر از افراد كه در سه قوه‌ فعال بودند و در شوراي نگهبان هم حضور داشتند يا از شوراي نگهبان استعفا دادند يا از حضور در قوا.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه درباره اتهام استفاده تبليغاتي كردن دولت از بيت‌المال در انتخابات گفت: مداخله دولت در انتخابات با استفاده از بيت‌المال حرفي است كه خود آقاي مرعشي هم اين را قبول ندارد، اينكه يك قانوني تصويب شده و دولت مي‌خواهد بعد از مدتي آن را اجرا كند كه مصادف با انتخابات شده است چه اشكالي دارد؟ اينكه با استفاده ازاين قانون حقوق بازنشستگان افزايش بيابد و يك بار مثبت براي رييس‌جمهور ايجاد شود اشكالي ندارد. بالاخره هر رييس‌جمهوري به دنبال تامين نظر مردم خواهد بود و درآمد نفت را دوست دارد طوري خرج كند كه بر سر سفره‌ها برود. اين كجا خلاف قانون است؟

نبوي درباره‌ توزيع سهام عدالت در فصل انتخابات نيز گفت: سهام عدالت طرحي بود كه آقاي هاشمي در انتخابات رياست جمهوري نهم مطرح كرد و احمدي‌نژاد آن را پيگيري و اجرا كرد و مسوول اجراي خصوصي سازي نيز مي‌گويد كه توزيع سود اين سهام براساس محاسبات قانوني و با حسابرسي بوده است. توزيع سهام عدالت يكي از افتخارات نظام است و اينكه براي تامين عدالت و پركردن فاصله بين فقير و غني اين طرح اجرا مي‌شود.

وي گفت: احمدي‌نژاد البته در انتخابات از مسائلي كه طبقه اشرافي جديد در كشور ايجاد كرده بود بيشترين استفاده‌ها را كرد و به عنوان شعار عدالت و حمايت از محرومين و رسيدگي به مردم روستاها توانست مقبوليت اجتماعي به دست آورد. اين طبقه‌ي اشرافي كساني بودند كه از ميان كارگزاران و مسوولان بودند و براي خود امتيازات خاصي در نظر گرفته بودند و خود را طبقه ممتاز معرفي كرده و صاحب امكانات بودند. سهام عدالت توانست ديدگاه مردم نسبت به كارگزاران و دولت را اصلاح كند. آنها ديدند كه احمدي‌نژاد مردي از جنس خودشان است و البته كه كارهاي احمدي‌نژاد به مذاق طبقه‌ي اشرافي جديد خوش نيامده است.

نبوي درباره‌ِ بداخلاقي‌هاي مناظرات گفت: در مناظره‌ها بداخلاقي‌هاي يك‌طرفه نبود؛ بلكه آغازگر بداخلاقي‌ها دوستان مهندس موسوي بودند كه با شعار تقلب و دروغ و زير سوال بردن سياست خارجي و سياست‌هاي اقتصادي اين كار را مي‌كردند و حتي يك كلمه هم در اثبات خود نمي‌گفتند.

وي درباره‌ي حوادث پس از انتخابات هم گفت: خيلي خوب بود كه ما اين حوادث را نداشتيم اما نبايد نقش افراد باسابقه را در اين حوادث دست‌كم بگيريم؛ كساني كه به جاي حركت قانوني براي اعتراض رفتارهاي غيرقانوني را كردند و نظام هم در اين زمينه خيلي از خود تحمل نشان داد. به ياد داريد كه تهران يك هفته تظاهرات‌ غيرقانوني را شاهد بود.

مرعشي در ادامه اين مناظره‌ ضمن اينكه احمدي‌نژاد را به عنوان نماينده جريان اصولگرا ندانست، گفت: آقاي نبوي فرمودند در جريان انتخابات دو جريان رقيب كه اصولگرا و اصلاح‌طلب بودند شكل گرفتند؛ اما از نظر من مي‌توانست در مقابل يك رقيب ميانه از دو جريان ائتلاف كند و حضور داشته باشد؛ چرا كه احمدي‌نژاد را هماهنگ با تمام بدنه اصولگرايي نمي‌دانستيم.

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي با اشاره به اينكه مي‌توان به لحاظ شكلي و ظاهري گفت مردم انتخابات را برگزار مي‌كنند، افزود: در انتخابات گذشته در ستاد انتخابات كشور يك نفر از كاركنان قديمي و رسمي وزارت كشور در ستاد پذيرفته نشد و همه از بيرون و نهادهاي مخصوص آمدند و در سراسر كشور اكثر معتمدين هيات‌هاي اجرايي كه شايد در انتخابات گذشته 20 درصد آن‌ها جابجا مي‌شد تمام اعضايش عوض شدند و انتخابات با ديسيپلين نظامي در اجرا اداره شد و تكليف نظارت هم كه معلوم بود؛ چرا كه برخلاف تدبير هفت نفر از 12 نفر شوراي نگهبان از يكي از كانديداها اعلام حمايت كرده بودند و به نظر من نطفه اصلي اختلافات شروع شده مربوط به اين بود كه نهاد نظارت از بي‌طرفي خارج شد.

وي تصريح كرد: احمدي‌نژاد و قاليباف هر دو شهردار تهران بوده و هستند و شاهديم كه احمدي‌نژاد دارد از همان روش كه شهرداري تهران را پيش مي‌برد در دولت استفاده مي‌كند، در حاليكه شاهديم در دوره فعاليت قاليباف در هر گوشه شهر عمليات عمراني انجام مي‌شود، در دوره احمدي‌نژاد هيچ پروژه عمراني شروع نشد اما بيش از يكصد ميليارد تومان وام قرض‌الحسنه ازدواج داد، 6 الي 7 ميليارد آش رشته در ميان مردم پخش كرد و به مساجد و مدارس غيرانتفاعي كمك كرد و بايد گفت كسي كه برنامه دارد با پول خواسته‌هاي خود را پيش برد، در دولت نيز از اين ابزار استفاده مي‌كند.

مرعشي افزود: شايد به لحاظ معيار دموكراسي و جمهوري كار جالبي باشد كه آدمي منفعل نه كاملا نماينده اصلاح‌طلب و نه اصولگرا باشد و در انتخابات شركت كند و پيروز شود؛ اما به آقاي احمدي‌نژاد هم گفته‌ام كه اگر روساي جمهور قبلي مثل شما خرج مي‌كردند هيچگاه قدرت به شما نمي‌رسيد. بگذاريد قدرت بچرخد و آيا در شان رياست جمهوري و دولت ايران است كه از نداري مردم به نفع خود سوء استفاده كند؟

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي همچنين در حالي كه شان جمهوري اسلامي را اين ندانست كه به اعتقاد او نياز مردم به ابزاري براي بردگي جديد تبديل شود، تصريح كرد: ما وجود آزادمردان و آزادزناني كه در برابر اشرافيت فرياد زدند را منكر نمي‌شويم، اما موسوي اشرافي نبود و با توجه به سابقه فعاليتش در ساده‌زيستي و شعار عدالت عملكردش روشن بود. اما اگر بخواهد اين شيوه نهادينه شود كه بخواهيم از نداري مردم در جهت اهداف خود استفاده كنيم ديگر نه اصولگرا، نه اصلاح‌طلب و نه ارزش‌ها را مي‌شناسد و مي‌پرسم كه شما به دنبال كدام ارزش هستيد؟

مرعشي در ادامه تصريح كرد: به عنوان كسي كه از عمق جان با اين انقلاب و نظام هستم مي‌گويم كه نبايد بگذاريم رسالت سنگين سياسيون اصلاح‌طلب و اصولگراي نظام طوري باشد كه منافع و خواسته‌هاي گذراي يك دوره و مصلحت‌هاي گذرا، ريشه تاثيرگذاري مردم را در كشور بخشكاند.
مرعشي در ادامه با اشاره به اين نكته كه اگر در دوره‌اي شوراي نگهبان مي‌ديد كسي با دادن چلوكباب به مردم در نزديكي انتخابات راي آنها را مي‌خرد با آن فرد برخورد مي‌كرد،‌ گفت: چطور دو هزار و 500 ميليارد تومان از منابعي كه هنوز سود آن اعلام نشده بود به طور مساوي براي سهام عدالت به شهرستان‌ها داده شد؟

در ادامه مرتضي نبوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: به نظر من نظام به اندازه كافي از خود جنبه نشان داد و در يك هفته شاهد تظاهرات غيرقانوني بوديم كه متاسفانه به درگيري و خسارت منجر شد و گاهي با ادامه پيدا كردن اين درگيري‌ها تا پاسي از شب در برخي از مناطق تهران باعث كشته شدن بيست نفر از بسيجيان شد كه تعداد ديگري غيربسيجي نيز در اين جريانات كشته شد.

اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با ابراز اين عقيده كه در جريانات پس از انتخابات اتمام حجت صورت گرفته بود، گفت: قرار شد از تاريخ قانوني اعتراضات مطرح شود و فرصت قانوني شوراي نگهبان براي رسيدگي به اعتراضات تمام شد و يك هفته با موافقت مقام معظم رهبري اين فرصت تمديد شد و هياتي از اشخاص كه مرضي‌ الطرفين بودند مشخص شدند كه شكايت‌ها را بررسي كنند و جلساتي در اين زمينه برگزار شد و در نهايت قرار بر اين شد كه محتشمي‌پور به عنوان رييس كميته صيانت از آرا در اين زمينه كار كند كه با همكاري موسوي لاري نامه‌اي تنظيم شد كه در آن تمامي موارد كه در آن امكان تخلف وجود داشت مطرح گرديد و شوراي نگهبان نيز آن را پذيرفت؛ اما موسوي تنها بر ابطال انتخابات تاكيد مي‌كرد و معني اين حركت جز اين نيست كه به شعار قانونگرايي عمل نمي‌شود و جامعه به آشوب دعوت مي‌شود.

وي همچنين در رابطه با قضيه كهريزك توضيح داد: همه در رابطه با جريان كهريزك اظهار تاسف كردند و حتي مقام معظم رهبري در اين رابطه بسيار تاكيد كردند تا پيگيري‌ها براي رسيدگي به تخلفات انجام شود. گرچه بيش از حد در اين رابطه بزرگ‌نمايي شده بود، اما در همان اندازه هم پيگيري‌ها براي برخورد با تخلفات انجام خواهد شد.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: درست است كه احمدي‌نژاد نماينده كل جريان اصولگرا نيست؛ اما در انتخابات اخير عمده‌ي جريان اصولگرا از احمدي‌نژاد حمايت كردند و عمده‌ي اصلاح‌طلبان از موسوي و يك دو قطبي شكل گرفت و به نظر من نطفه‌ي اصلي فتنه در طراحي‌هايي بود كه از قبل از انتخابات انجام شده بود تا بحث تقلب مطرح شود و همچنين استفاده از سرفصل‌هايي كه مربوط به انقلاب رنگين مي‌شد كه قبل، در جريان و بعد از انتخابات مورد استفاده قرار گرفت و اوضاع را به هم ريخت.

نبوي خطاب به مرعشي گفت: شما با تمسخر مي‌گوييد كه در دوران شهرداري احمدي‌نژاد به مردم آش رشته مي‌دادند، به مساجد كمك مي‌كردند و از شما مي‌پرسم آيا اين بهتر است يا اينكه كارگزاران جيب خود و طرفدارانشان را پر كنند؟ اگر سهام عدالتي به روستائيان داده مي‌شده است در جهت كاهش فاصله‌هاي ايجاد شده بين مردم بوده است و طبق قانون و مصوبه به عنوان سهام عدالت به خانواده روستائيان تعلق مي‌گرفته است و در اين زمينه مي‌توانيد از خود كردزنگنه سوال كنيد كه محاسبه سودها انجام شده و بر اين اساس سهام عدالت تقسيم شده است.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه بايد از شعارهاي انقلاب دفاع كنيم كه شامل استقلال و عدالت مي‌شود، گفت: نبايد بگذاريم طبقه‌ اشرافي‌گري در كشور ايجاد شود كه مورد كينه‌ي محرومان باشد و فاصله بين مردم و كارگزاران ايجاد شود. اگرچه موسوي سابقه طرفداراي از عدالت را داشت؛ اما در جريان اين انتخابات به خاطر انتساب به اشرافي‌گري كه آن را نفي نكرد بيشترين ضربه را خورد.

به گزارش ايسنا، در ادامه مرعشي توضيح داد: من اصل سهام عدالت را كار بدي نمي‌دانم البته معتقد هستم نبايد تبديل به عاملي شود كه نوعي بردگي جديد ايجاد كند و دولت تبديل به كارفرمايي بزرگ و مطلق شود.

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي افزود: هر مسئله‌اي در جمهوري اسلامي كه حقوق مردم را براي نظارت عمومي و انتخاب نهادهاي حاكميت و نقش مردم در اين زمينه را ضعيف كند و آزادي و اختيار مردم را كم‌رنگ نمايد به هر نامي اشكال دارد چه اين كار از طريق استفاده از نيروي نظامي انجام شود، چه از طريق پخش پول در بين مردم. پس ما براي مبارزه با اشرافي‌گري و دفاع از عدالت، آزادي، استقلال، هيچ سرمايه‌اي جز مردم آزاده و آگاه نداريم؛ چرا كه مردم آزاده و آگاه هستند كه حكومت خود را اصلاح مي‌كنند و در مقابل اشرافيت جديد و قديم و شعارهاي فريببنده مي‌ايستند. پس من نمي‌گويم كه چرا به مردم آش رشته دادند؛ اما نبايد با پول راي مردم جابجا شود و اين عين فساد است كه در سياست منشاء فسادهاي فراوان خواهد شد.

وي خطاب به نبوي به عنوان فردي كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام و به عنوان سياستمدار اصولگرا فعاليت مي‌كند، گفت: چرا شما مقابل اين قبيل رفتارها نمي‌ايستيد؟ البته اگر كارگزاران كشور در خدمت به مردم با يكديگر رقابت كنند عين ثواب و صلاح است؛ اما بايد از روش‌ها و شيوه‌هايي درست استفاده شود و با شيوه‌اي كه احمدي‌نژاد در پيش گرفتند كه در شهرداري و رياست‌جمهوري مورد استفاده قرار دادند مخالف هستم.

وي با اشاره به اينكه در دولت نهم داده‌هايي كه دولت دريافت كرد، فوق‌العاده بالا بود و شاهد افزايش 200 ميلياردي درآمد فراتر از برنامه و پيش‌بيني نشده در اين دولت بوديم، گفت: خروجي دولت براي عدالت در اين زمينه چه بوده است؟ در حالي كه اين پول بايد براي جهش صنعتي ايران استفاده مي‌شد و عدالت اين است كه ريال به ريال پول مملكت در جاي خود هزينه شود و كشور در مسير دستيابي به تكنولوژي و صنعت گام بردارد و اگر دولتي 200 ميليارد دلار درآمد نفتي بيش از برنامه در اختيار داشته باشد و از آن در جهت واردات كالاها استفاده كند و مانع توليد داخلي شود و شعار عدالت بدهد، اين تنها شعاري توخالي است.

در ادامه مرتضي نبوي خطاب به مرعشي گفت: شما اگر رسيدگي به محرومين را خلاف آزادگي به حساب مي‌آوريد و آن را در جهت كم‌رنگ شدن نقش مردم مي‌دانيد به نظرم بايد به قضاوت مردم مراجعه كنيد؛ چرا كه در اين دولت فاصله‌ي بين كارگزاران و مردم كاهش يافت و مردم خود دريافتند كه احمدي‌نژاد از جنس خودشان است و اگر در جمعي بگوييد كه احمدي‌نژاد ضد عدالت‌ترين دولت را اداره كرده است، مردم از شما قبول نمي‌كنند؛ چرا كه در راي‌شان اين را نشان دادند و مردم ديدند كه احمدي‌نژاد از نزديك با محدوديت‌هاي مردم آشنا شد و بسياري از گره‌هاي زندگي‌شان را باز كرد و شاهد شكل‌گيري ستادهاي مردمي در روستاها در حمايت از او بوديم و مردم او را به عنوان كسي كه به عدالت زمان انقلاب برگشته مي‌شناختند با او ارتباط گرفتند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اينكه احمدي‌نژاد تافته جدا بافته نيست، گفت: احمدي‌نژاد براي خود ميز رياست ايتاليايي دست و پا نكرد در حالي كه نوع عملكرد كارگزاران در دهه‌هاي گذشته باعث شده بود مردم به نظام و كارگزاران بدبين شوند؛ پس از شما مي‌پرسم آيا اين ضد عدالت است؟

وي در ادامه خطاب به مرعشي در پاسخ به اين صحبت او كه گفته بود از سهام عدالت و پول خرج كردن نبايد براي تغيير راي مردم استفاده كرد، گفت: در تمام دولت‌ها از جمله دولت خاتمي، موسوي، هاشمي، احمدي‌نژاد در رابطه با خرج كردن درآمدهاي نفتي فرقي وجود ندارد و هر وقت درآمد نفتي دولت بالا رفته، دولت به سمت خرج آن در زمينه واردات حركت كرده است؛ چرا كه دولت‌ها عمده‌ بودجه‌شان از ضرب كردن عدد دلار به معادل ريالي ايجاد مي‌شود و در دوره هاشمي شاهد بوديم كه نرخ ارز از 7 به 140 آورده شد تا به ظاهر گفته شود كسري بودجه كاهش يافته است و در مجلس چهارم با بي‌آبرويي در سطح دنيا روبرو شديم و با مصيبت و تدبيرهايي توانستيم بدهي‌هاي خارجي را پرداخت كنيم، پس درآمد نفت در همه دولت‌ها درست خرج نشده است و مي‌توان گفت در زمان احمدي‌نژاد نيز مي‌توانست بهتر از اين‌ها خرج شود و شاهد بوديم در زمان خاتمي نيز وقتي درآمد نفت بالا رفت، مرز واردات كشور از 30 ميليارد دلار گذشت.

نبوي افزود: فاصله گرفتن مردم از دولت به ويژه در دولت‌هاي بعد از جنگ آغاز شد و مردم از طبقه‌اي كه قدرت را در دست داشتند به تدريج فاصله گرفتند و نسبت به آن بدبين شدند و مي‌خواستند تحولي در دوره‌ي خاتمي ايجاد كنند كه به نتيجه نرسيد. بنابراين براي ايجاد اين تحول اين بار به دنبال احمدي‌نژاد رفتند. البته من در جاي خود به برخي عملكرد‌هاي احمدي‌نژاد انتقادهاي جدي نيز دارم؛ اما نوع نقد من با ايراد‌هايي كه دوستان آقاي مرعشي مطرح مي‌كنند متفاوت است.

مرعشي در ادامه اين جلسه خطاب به نبوي پرسيد، آيا شما قبول داريد كه درآمدهاي نفتي و دريافتي دولت احمدي‌نژاد از گذشته تا به حال بي‌سابقه بوده است؟ و گفت: آنچه در اين دولت رخ داد باعث اين شد كه شرايط كشور به لحاظ تجربه‌ي مديريت روابط بين‌الملل و انباشت تجربه در قانونگذاري و اجرا كه در موقعيت مناسب بود با درآمد فوق‌العاده نفت مواجه شود و بعد به جاي اينكه اين درآمد با مشورت و روش‌هاي علمي براي توسعه‌ صنعتي استفاده شود با بي‌برنامگي در جهت ايجاد كف راي اجتماعي هزينه شود. درحالي كه تجربه‌هاي خيز نفتي ما را به اينجا رسانده بود كه در اين شرايط حساب ذخيره ارزي درست كنيم كه در دولت خاتمي براي اولين بار اين اقدام انجام شد و 30 ميليارد دلار ذخيره ارزي داشتيم كه در اين دولت به طور منظم از اين حساب برداشت شد و منشاء بي‌نظمي‌هايي در امور اقتصادي گرديد.

مرعشي با تاكيد براينكه ما با دادن امكانات و سهم به مردم مخالف نيستيم، گفت: نبايد كمك نظام به مردم از انباشت سرمايه‌هايي كه در دست شركت‌هاي دولتي وجود دارد و ريشه آن از دولت‌هاي گذشته و حتي قبل از انقلاب بوده است، انجام شود و از اين انباشت سرمايه و توزيع آن در جهت سوء استفاده سياسي بهره‌برداري شود.

عضو حزب كارگزاران سازندگي اضافه كرد: يك بار فرصت پيدا كرديم تا براي قشر ضعيف جامعه منابعي را كه به دست آورديم توزيع كنيم؛ اما بابت دادن اين‌ها نبايد بر سر مردم منت گذاشت و از آن براي جابجا كردن آراء استفاده كرد، چرا كه اين موضوع استقلال و آزادگي مردم را زير سوال مي‌برد و شما هم نبايد مخالف آن باشيد؛ چرا كه در توليد منابع ايجاد شده دولت نهم هيچ نقشي نداشته است و تنها در حال حاضر توزيع آن در اختيار اين دولت قرار گرفته است.

مرعشي تصريح كرد: من از موضع دلسوزي براي نظام و كشور صحبت مي‌كنم و مي‌گويم اگر قرار شد واگذاري سهام قسطي به يك كشاورز، بازنشسته و غيره به عنوان ابزار سياسي استفاده شود، آزادگي را از او مي‌گيرد و اين نمي‌ارزد چون اگر آزادگي مردم گرفته شود به جمهوري اسلامي لطمه وارد مي‌شود؛ چرا كه بايد راي مردم آزادانه باشد تا هيچ كس نتواند براي رسيدن به اهداف خود بر روي آن حساب كند. پس من با اصل سهام عدالت مخالف نيستم بلكه با بهره‌برداري‌هاي سياسي از آن مخالف هستم.

مرعشي گفت: در جمهوري اسلامي مردم مسلمان آزاده‌اي كه پشتوانه نظام هستند مادامي كه آزادگي و استقلال‌شان خريداري شود نمي‌توانند عناصر مفيدي براي پشتباني از نظام و كشور باشند.

نبوي در پايان گفت: مردم اين برداشت را ندارند كه سهام عدالت در جهت ايجاد بردگي در آن‌ها است بلكه در جهت ايجاد آزادگي خود آن را به حساب مي‌آورند و اعتقاد دارند كه صاحب سهامي شدند كه مي‌تواند سبب پر شدن فاصله طبقاتي ايجاد شده شود و مي‌پرسند آيا اگر هاشمي رييس‌جمهور مي‌شد و توزيع سهام عدالت در دوره او انجام مي‌گرفت رقبايش بايد مي‌گفتند كه اين كار در جهت جمع‌آوري آراء انجام شده است در حاليكه دولتي طبق قانون از شرايط استفاده كرده تا سهامي را در دست مستضعفان جامعه قرار دهد كه اين روش را آقاي هاشمي پيشنهاد داده بود.

نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 23:18 توسط فرهاد خادمی| |
تصویر:حرکت جالب رامین در مراسم ختم کردان









نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 23:16 توسط فرهاد خادمی| |

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:39 توسط فرهاد خادمی| |

ناصرالدین شاه در حال اصلاح سبیل مبارک در درب خانه!
نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:38 توسط فرهاد خادمی| |

اما همچنان يك پرسش بي پاسخ مانده است . ايا در جوامعي كه چنين روابطي تسهيل شده است ، « تجاوز جنسي » نداريم ؟
شفاف : انتشار خبرهايي بحث برانگيز درباره برخي تجاوزات جنسي سبب شده است بسياري از رسانه ها ، كارشناسان و مسئولان مختلف به طرح اين سوال بپردازند كه چرا چنين اتفاقاتي رخ داده است و راهكار چيست ؟

هر چند برخي كارشناسان و حتي رئيس سابق پليس آگاهي ناجا از لزوم « تسهيل در روابط مشروع » به عنوان راهكاري صحيح ياد كرده اند و برخي نيز با عنواني ديگر از لزوم تقويت مباني فرهنگي « ازدواج موقت » سخن گفته اند . اما همچنان يك پرسش بي پاسخ مانده است . ايا در جوامعي كه چنين روابطي تسهيل شده است ، « تجاوز جنسي » نداريم ؟

قطعاً پاسخ به اين پرسش منفي است و ما در جوامع غربي همچنان شاهد بروز واقايعي اينچنين هستيم . با اين مقدمه به انتشار گزارشي مي پردازيم كه روزنامه خراسان درباره « چرايي افزايش تجاوزات جنسي » تهيه كرده است :

طی چند هفته اخیر حوادثی سر و صدا به پا کرد که باعث نگرانی و تاثر شدید مردم شد. اگر چه اخبار چنین اتفاقاتی بارها در صفحات حوادث روزنامه ها چاپ شده است، اما از آن جا که این دو حادثه به فاصله دو روز رخ داد و نیز باتوجه به این که عاملان بدون هیچ نگرانی چنین اعمال شنیعی را انجام دادند حساسیت بیشتری در میان مردم ایجاد شد.

اولین خبر به تجاوز سه جوان به زن یک سرایدار در لواسان مربوط می شد. ماجرا از این قرار بود که ۳ شرور در اقدامی هولناک با ورود به اتاقک سرایدار در لواسان، تهدید کردند اگر همسرش تن به خواسته شیطانی آن ها ندهد، کودک یک ساله خانواده را مقابل دیدگان پدر و مادر سر خواهند برید. آنان با این تهدید، نقشه شوم خود را عملی کردند و از محل متواری شدند. این سه جوان جلوی چشم مرد خانواده و با تهدید به قتل کودک به همسر وی تجاوز می کنند.

دومین خبر هم درست در روز ۱۳ آبان اتفاق افتاد. ساعت ۱۹ این روز گشت انتظامی قیامدشت هنگام گشت زنی در منطقه به ۳ خودرو که در کنار جاده توقف کرده بودند، مظنون شد و ماموران با ورود به محوطه دریافتند ۶ متهم در حال تجاوز به زن جوانی در داخل خودرو هستند. به دنبال بازداشت هر ۶ متهم پرونده ای در دادسرای امور جنایی تهران تشکیل و در بررسی ها مشخص شد قربانی حادثه که زنی متاهل است ساعت هفت شب در حال رفتن به منزلش در خاوران بوده که از سوی چهار جوان ربوده شده و به نقطه متروکه ای در حوالی قیامدشت منتقل شده است و در آن جا نیز دو نفر دیگر به آدم رباها ملحق شده و در کنار جاده خاکی در داخل ماشین به زن جوان تجاوز کرده اند.این اتفاقات در نوع خود حوادثی هراس آور هستند؛ زیرا ابتدا، این گونه در ذهن تداعی می شود که برای متجاوزانی از این نوع، حاشیه امنی ایجاد شده که آن ها بدون ترس، جرات انجام چنین اعمال دهشتناکی را پیدا کرده اند آن هم بدون آن که نگران عواقب آن باشند.این در حالی است که طی ماه های اخیر حوادثی از این دست البته در اشکال متفاوت بسیار داشته ایم. تجاوز به عنف در بسیاری از موارد با تهدید و تهیه فیلم از قربانی صورت می گیرد به نحوی که فرد از ترس ریخته شدن آبروی خود و خانواده اش جرات بازگویی آن چه را بر او گذشته ندارد و البته همین امر باعث می شود که بسیاری از این اتفاقات ناگفته و پنهان باقی بماند. شاید نمایندگان مجلس اولین کسانی بودند که نسبت به این حوادث واکنش نشان دادند و بر ضرورت پاسخ گویی مسئولان در این باره اصرار کردند و از نماینده پاکدشت خواستند با تهیه گزارشی مجلس را در جریان چگونگی و علل این حادثه قرار دهد.
مسئولان امنیتی توضیح دهند
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی در این باره از بررسی این حادثه طی جلسه ای با حضور فرمانده نیروی انتظامی و مسئولان امنیتی خبر می دهد. به گفته «سبحانی نیا» اگر چه مسائلی از این دست در گذشته هم وجود داشته است و ممکن است در آینده نیز رخ دهد، اما آن چه اکنون حائز اهمیت است این است که تدابیری اتخاذ شود که وقوع این حوادث به حداقل برسد. ضمن آن که مجلس به صورت جدی به دنبال راه چاره برای کاهش این گونه حوادث است و به همراه مسئولان مربوط این موارد را مورد بررسی قرار می دهد.

«جمشید انصاری» نماینده دیگر مجلس نیز در این باره می گوید: ابعاد تاسف انگیز این حوادث و حساس شدن مردم و نمایندگان نسبت به آن ها که امنیت شهروندان را تهدید می کند نشان دهنده ضرورت ارائه راه چاره جدی و کارشناسانه است.رئیس قوه قضاییه نیز با توجه به اهمیت موضوع نسبت به این اتفاق ابراز نگرانی کرد و با پر اهمیت و خطیر دانستن نقش قضاوت در همه موضوعات خصوصا در موضوعاتی چون تجاوز به عنف و آدم ربایی، بر لزوم قاطعیت و سرعت و دقت در رسیدگی به این قبیل پرونده ها تاکید کرده و خواستار نظارت بیشتر رئیس کل دادگستری تهران بر نحوه رسیدگی به این گونه پرونده ها که احساسات و عواطف مردم را جریحه دار می کند، شد.

از سوی دیگر دادستان تهران با اعلام این که پرونده های حوادث اخیر به ویژه حادثه لواسانات با جدیت از سوی رئیس قوه قضاییه پی گیری می شود، گفت: زمینه حضور مردم برای برخورد با جرایم خشن باید فراهم شود و سیستم قضایی و پلیس باید به گونه ای عمل کنند که حیثیت افراد حفظ شود.

«جعفری دولت آبادی» سرعت عمل رسیدگی به جرایم مهم را کند دانست و از قانون گذار خواست در این زمینه تجدیدنظر کند.وی گفت: در جرایم خشن از قبیل قتل های شنیع و تجاوز به عنف، ورود مقنن ضروری است تا این بخش را به دادسراها بدهند و دادستان نسبت به این موضوع ورود کند.

دادستان تهران تصریح کرد: طبق قانون اساسی دولت مکلف به تامین حقوق همه جانبه افراد است که یکی از نیازهای جامعه امروز تامین امنیت است.

«جعفری دولت آبادی» با تاکید بر این که در فصول مختلف قانون اساسی به آمادگی کامل برای استقرار امنیت همه جانبه برای مردم اشاره شده است، به بررسی بندهای مختص به این موضوع پرداخت و افزود: دولت اگر اصل ۴۳ قانون اساسی را به کار گیرد بسیاری از مشکلات اقتصادی و ناامنی های به وجود آمده از بین می رود. هم چنین دولت ها مکلف اند به حقوق ملت احترام بگذارند و قضات نیز باید به این موضوع توجه داشته باشند. اگر قضات با قاطعیت، شجاعت و تدبیر قوانین را اجرا کنند بسیاری از حقوق مردم استیفا می شود و دیگران نیز به آن عادت می کنند.

دادستان تهران با تاکید بر این که رعایت قوانین برای ملت و دولت جمهوری اسلامی بسیار راهگشاست، افزود: بهترین فصل قانون اساسی فصل حقوق ملت است که به روز و مطابق با قوانین بشر است و می تواند تضمین کننده حقوق و آزادی های مشروع مردم باشد و به عبارت دیگر خمیرمایه قوانین برای ایجاد امنیت خوب است.«دولت آبادی»، پیش گیری را اصل دوم برای استقرار امنیت خواند و گفت: دستگاه قضایی و انتظامی در حوزه پیش گیری باید ورود بیشتری داشته باشد.دادستان تهران مجازات بازدارنده در کنار سرعت عمل برای مبارزه با جرایم خشن را موثر خواند و در مورد پرونده قیامدشت گفت: در این پرونده مطبوعات به وظایفشان عمل کرده اند، اما حادثه لواسانات دردناک تر بود و افرادی در قالب کارگر، به خانه فردی رفتند و جنایت شنیعی را مرتکب شده اند.وی افزود: دولت، دستگاه قضایی و انتظامی مکلف هستند این اخبار کم را هم مدیریت کنند و متهمان را زود دستگیر و مجازات کنند. ما در تهران حاشیه نشینی بزرگی داریم که دارای خرده فرهنگ های بسیار است، حاشیه نشینی مهم ترین عامل ناامنی در اجتماع است و دستگاه قضایی و انتظامی در حوزه توانمندسازی به این نکته باید توجه کند. این نشانه ها در جامعه خطرات زیادی را برای نظام فرهنگی دارد که فردی به خودش اجازه می دهد به حریم افراد وارد شود و رفتار زشتی را انجام دهد.

مجازات نیازمند اقرار
با وجود تاکید مسئولان قضایی بر رسیدگی سریع وبرخورد قاطع با این گونه مجرمان به نظر می رسد، در مرحله کیفر، راه های فرار زیادی برای مجرمان وجود دارد که عملا مانع از اجرای دقیق قانون می شود.

«غنیمی» حقوقدان کیفری در این باره توضیح می دهد: حکم مجرمانی که مرتکب تجاوز به عنف شده باشند، اعدام است، اما اثبات این جرم نیاز به اقرار مجرم دارد که معمولا هم این افراد به جرم ارتکابی اقرار نمی کنند و همین امر باعث ایجاد مشکل می شود.

وی ادامه می دهد: برای اجرای حدود به اقرار نیاز است و باتوجه به این که معمولا ماموران نیروی انتظامی ارتکاب عمل را ندیده اند و اقرار هم صورت نمی گیرد، بنابراین اجرای حکم با مشکل مواجه می شود و در صورتی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم نباشد نمی توان رای صادر کرد، حتی در این مورد اخیر نیز اگر ۶ نفری که دستگیر شده اند اقرار نکنند صدور رای از سوی قاضی بسیار سخت است.

وی تاکید می کند: در مرحله اجرا باید اقرار زانی صورت بگیرد و یا شهود شهادت بدهند که البته شهادت نیز نیازمند شرایط خاصی است در غیر این صورت قاضی نمی تواند رای بدهد.

وی خاطرنشان می کند: البته در دادگاه هایی که به این گونه امور رسیدگی می کند از قضات ویژه استفاده می شود که هم به نتیجه رایی که می دهند واقف باشند و هم بازخورد جامعه را نسبت به این قضیه مورد توجه قرار بدهند؛ علاوه بر این فردی که مورد هتک حرمت قرار گرفته باید به حق خود برسد.

اعمال مجازات کافی نیست

یک حقوقدان دیگر نیز با اشاره به تعیین مجازات مرگ برای متجاوزان به عنف معتقد است که اجرای دقیق و جدی این مجازات می تواند به نوعی مانع از تکرار این جرم توسط دیگران شود.

دکتر «ابوالقاسم جامه بزرگ» می گوید: ایجاد امنیت در جامعه برعهده پلیس و دستگاه های پیش گیری کننده است، ولی به لحاظ اعمال مجازات باید بر طبق قوانین جزایی با این مجرمان با جدیت برخورد شود هر چند که اعمال مجازات های سخت هم به تنهایی موجب جلوگیری از جرم نمی شود.

وی توضیح می دهد: برخلاف نظر بعضی کارشناسان، این مسئله امتحان شده است که قوانین سخت گیرانه لزوما موجب پیش گیری از جرم و کاهش جرایم نمی شود؛ چون یک سری عوامل در ایجاد این نوع از جرایم تاثیرگذار است که باید توسط جرم شناسان و روان شناسان و جامعه شناسان بررسی و برای از بین بردن آن ها اقدام شود؛ وگر نه ما همیشه با وجود اعمال مجازات باز هم شاهد ارتکاب این نوع جرایم هستیم.وی مشکل اصلی را ضعف در اجرای قانون می داند و می گوید: در قانون، مجازات تجاوز به عنف با دقت تعریف شده است و در صورت اثبات این جرم که البته بسیار مشکل است به قاضی اختیارات اعمال قانون داده شده است.

وی اضافه می کند: البته به لحاظ شرعی ما ریشه های عمیقی داریم مبنی بر این که شرع تمایل ندارد این موارد اثبات شود و یا اثبات آن را بنا بر شهادت شهود ممکن کرده است که این امر نیز به سادگی ممکن نیست؛ اگرچه در برخی موارد ماموران انتظامی و آگاهی و تحقیق با روش های فنی حقیقت را به دست می آورند.

کاهش آمار تجاوز به عنف
در عین حال رئیس پلیس آگاهی ناجا نیز در آخرین اظهار نظر خود اعلام کرد: تقریبا تمام متجاوزان به عنف توسط پلیس دستگیر می شوند.سردار «جعفری» هم چنین از کاهش آمار وقوع تجاوز به عنف و روند نزولی آن خبر می دهد و می گوید: در جرم تجاوز به عنف مواردی وجود دارد که زشتی آن به حدی است که احساسات جامعه را جریحه دار می کند. البته روند این گونه جرایم رو به صعود و بحرانی نیست، اما حتی یک مورد هم از این گونه جرایم برای پلیس قابل قبول نیست.وی آمار تجاوز به عنف در کشور را با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نمی داند و می گوید: آمار تجاوز به عنف در ایران حتی کمتر از آمار تجاوز به محارم در کشورهای دیگر است.رئیس پلیس آگاهی ناجا ادامه می دهد: از سال ۸۵ جرایم تجاوز به عنف در حوزه جرایم جنایی قرار گرفت و پلیس مردم را تشویق کرد که در صورت مواجهه با این نوع جرایم اقدام به شکایت کنند و یا این که موضوع را به پلیس اطلاع دهند.در عین حال پلیس نیز در این زمینه جرم انگاری خود را بیشتر و امکانات بیشتری را برای شکایت قربانیان فراهم کرده است، به طوری که در حال حاضر پلیس زن در مراکز پلیس آگاهی حضور دارد که قربانیان راحت تر بتوانند این گونه جرایم را مطرح کنند.وی مهم ترین بانک اطلاعاتی پلیس آگاهی را بانک ژنتیکی مجرمان ذکر می کند که از سال گذشته کار خود را آغاز کرده است و ادامه می دهد: عمده بهره برداری از این بانک مربوط به جرایم تجاوز به عنف است.سردار «جعفری» با بیان این که تقریبا تمام متجاوزان به عنف از سوی پلیس دستگیر می شوند، اضافه می کند: در رابطه با شکایاتی که مربوط به تجاوز به عنف بوده، طی هفت ماه امسال بیش از ۹۶ درصد از متجاوزان از سوی پلیس دستگیر شدند.

اجرای احکام اسلامی، راه حل مشکل
وی عملکرد پلیس را در رابطه با این گونه جرایم قابل قبول توصیف می کند و می افزاید: اخیرا با مسئولان قوه قضاییه جلسات متعددی تشکیل شده و طبق هماهنگی های صورت گرفته امیدواریم مراجع قضایی سعی کنند با سرعت و شدت بیشتری با جرایم تجاوز به عنف برخورد کنند.

وی تصریح می کند: اجرای احکام اسلامی مطالبه مردم است و ما هم می گوییم که قانون مصوب و جاری در کشور قانون مجازات اسلامی است و نظر پلیس این است که این قانون را اجرا کند، مگر آن که قانون تغییر کند.

سردار «جعفری» تاکید می کند: نظر ما این است که اگر حدود اجرا شود، جرم به شدت کاهش پیدا می کند که در شرایط فعلی تا حد زیادی دیدگاه های پلیس به دیدگاه های قوه قضاییه نزدیک است و تنها ممکن است در اجرا، محدودیت هایی وجود داشته باشد که باید سعی کنیم این موانع را برطرف کنیم.وی در رابطه با روند رسیدگی به پرونده حادثه «قیامدشت» هم می گوید: در رابطه با این گونه جرایم در پرونده های تجاوز به عنف همیشه این شائبه وجود دارد که آیا فرد بزه دیده با میل شخصی به محل جرم رفته و یا با زور به محل موردنظر منتقل شده است.«محمد حسین پوریانی» در این باره می گوید: براساس تحقیقی که انجام شده است ۹۵ درصد کسانی که اقدام به تجاوز به عنف می کنند از سلامت کافی روانی برخوردار هستند. از این جهت تردیدی نیست که این افراد مستحق سخت ترین مجازات هستند. علاوه بر این که این افراد اظهار کرده اند تاب تحمل دیدن چنین صحنه هایی را برای خودشان، برادر و یا خواهرشان ندارند.وی درباره عوامل ایجاد کننده و موثر در ایجاد این جرم و آسیب اجتماعی توضیح می دهد: از عوامل ایجادکننده این موضوع می توان به فقر، فراهم نبودن امکان ازدواج و عدم کنترل و نظارت اجتماعی اشاره کرد، چون حوادث رخ داده حکایت از آن دارد که افرادی که دست به این کار می زنند نظارت و کنترل نمی شوند.«پوریانی» اضافه می کند: عدم جامعه پذیری و فرهنگ پذیری این افراد در درون نهاد خانواده از دیگر نکات ایجاد کننده شرایط تجاوز به عنف است؛ ضمن آن که تنوع طلبی مردها و تحریک دوستان ناباب که در گروه های اجتماعی بزهکار هستند از دیگر عواملی است که در ایجاد رفتار مجرمانه و به خطر انداختن امنیت اجتماعی تاثیر دارندبه هر صورت تردیدی نیست که تعرض و تجاوز جنسی یکی از دردآورترین و تلخ ترین نوع تهدیدات و ناامنی های اجتماعی است که توسط برخی افراد انجام می شود و اثرات چنین رفتاری بر روح افرادی که مورد این نوع تعدی قرار می گیرند و حتی سایر افراد جامعه طولانی مدت و دردناک است.
نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:10 توسط فرهاد خادمی| |

آمارها در این زمینه دقیق نیست، چون موارد بسیاری از سقط های غیرقانونی و غیر بهداشتی به دور از چشم جامعه انجام می شود اما مسئولان امر معتقدند سالیانه حداقل 100 هزار سقط در کشور اتفاق می‌افتد.
آمار رسمی و مستند از تعداد موارد سقط جنین در کشور وجود ندارد، چون اغلب موارد سقط به صورت غیرقانونی و توسط پزشکانی صورت می گیرد که اجازه فعالیت قانونی در این زمینه نداشته و فقط برای کسب درآمد، دست به این کار می زنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی "فردا"، وقوع میزان چشمگیر سقط ‌های غیرقانونی و غیربهداشتی در سراسر جهان و به ویژه در جوامع در حال توسعه که منجر به بروز مواردی از مرگ و میر مادران در سنین باروری می شود، باعث می شود که این قبیل زنان در طول زندگی دچار ناتوانی جسمی و جنسی شوند.

یک متخصص و جراح زنان و زایمان با تایید این موضوع که بالاترین آمار سقط ‌های غیربهداشتی در کشورهای در حال توسعه و جهان سومی گزارش می شود، به خبرنگار اجتماعی "فردا" گفت: این قبیل اتفاقات ناگوار اغلب در کشورهایی دیده می شود که با منع و محدودیت قانونی بیشتر در بحث سقط جنین مواجه اند.

وی به آماری که مربوط به کشورمان است، اشاره کرد و افزود: آمارها در این زمینه دقیق نیست، چون موارد بسیاری از سقط های غیرقانونی و غیر بهداشتی به دور از چشم جامعه انجام می شود اما مسئولان امر معتقدند سالیانه حداقل 100 هزار سقط در کشور اتفاق می افتد.

طبق ماده 182 قانون مجازات عمومی، کسانی که مبادرت به سقط جنین کند مجرم محسوب می شوند و این جرم از یک تا سه سال زندان دارد.

این جراح زنان و زایمان با تاکید بر اینکه همواره با مواردی از درخواست انجام سقط مواجه شده است، گفت: بارها از طریق برخی بیمارانم و افرادی که به مطب من می‌آیند، چنین موضوعی مطرح می شود که همیشه مخالفت کرده‌ام.

این پزشک گفت: هرگز زیر بار این عمل نمی‌روم، حتی اگر قانونی باشد.

هرچند که هيچگونه گزارش دقيقي از سقط های غيرقانونی و غیر بهداشتي و ميزان مرگ و مير ناشي از آن وجود ندارد اما شواهد و قرائن و گزارشهای غير مستند، حاکی از آن است که هر سال موارد بالايي از سقط ها و متعاقب آن مرگ و مير مادران و بيماريهای ناشي از این اقدام در کشور اتفاق می افتد.

آسیب شناسان اجتماعی با اشاره به بالا رفتن آمار مصرف موادمخدر به ویژه مخدرهای صنعتی که باعث بالارفتن قدرت تصمیم‌گیری در فرد می‌شود؛ دختران و پسرانی که در پارتی‌های شبانه از این مواد استفاده می‌کنند را یکی از علل اصلی بارداریهای غیرقانونی و غیرشرعی و به تبع آن، درخواست برای سقط جنین می‌دانند.

وجود جمعيت جوان در ايران كه بيش از 50 درصد جمعيت زير 25 سال را تشكيل می ‌دهد، تغيير و تمايل نگرش زنان جوان در داشتن خانواده با بعد كوچک، تاخير در ازدواج به دليل مشكلات اقتصادی، گذار از جامعه سنتي به جامعه مدرن، جلو افتادن تحولات بلوغ و نيز بالا رفتن متوسط سن استقلال شغلي و ازدواج، نبود هر دو والدين در خانواده، تاثير ماهواره و اينترنت، مسئله غريزه جنسی كه مانند ساير غرايز انسان تعطيل بردار نيست و افزايش فعاليت جنسي خارج از ازدواج در دوراني نسبتا طولاني و متعاقب آن خطرات حاملگي‌هاي ناخواسته و گزارشاتي مستند مبني بر افزايش رفتارهاي پر خطر جنسي در بين جوانان و داشتن تماس جنسي قبل از ازدواج، مسائل پر تنش و متزلزلي را ايجاد كرده است كه بررسي مسئله سقط جنين و سقط‌ های غيرقانونی و غیر بهداشتي را ضروری می ‌سازد.

آمارها نشان می دهد كه ساليانه بیش از 210 ميليون بارداري در سراسر جهان شكل می گيرد كه 22 درصد از اين موارد (46 ميليون) به دلايل مختلف متوسل به سقط جنين مي‌گردد. به عبارت ديگر آمار سقط القايي 35 مورد به ازاي هر يكهزار زن در سن بارداري اعلام گرديده است. گزارشها حاكي از آن است كه 44 درصد (حدود 20 ميليون) از سقط ها را سقط های غيربهداشتي تشكيل مي‌دهد. بدين معني كه سقط توسط افرادي صورت مي‌پذيرد كه از مهارت لازم جهت انجام آن برخوردار نبوده و يا اينكه انجام سقط بدون توجه به حداقل استانداردهاي لازم پزشكي صورت مي‌گيرد.‌ در نتيجه تعداد زيادي از سقط‌هاي غيربهداشتي (بيش از 5 ميليون زن) تجربه دردناک و رنج‌آور همراهي با بيماريهاي مزمن و نقايص جسمي دائمي نظير حاملگي هاي خارج رحمي، چسبندگي‌هاي داخل لگن و رحم، ناباروري را متحمل مي‌گردند. در مواردي كه اقدام به سقط منجر به ختم حاملگي نشود عواقب دردناك و پايداري نظير دارا شدن فرزندان عقب مانده ذهني، نوزادان كم وزن در زمان تولد، صرع، ميكروسفالي و... تجربه خواهند شد كه جامعه و خانواده را درگير و متأثر خواهند ساخت.
نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:7 توسط فرهاد خادمی| |

اغلب فرق فعالیتهایشان را با ظاهری زیبا و جذاب در جامعه‌ای که محل فعالیتشان است ارائه می‌دهند و حتی در پوشش موسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در سطح جامعه فعالیت می‌کنند اما با ورود به مراکز فعالیتی و بررسی روند کارها و برنامه‌هایشان میتوان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد.
جوان: اگر از نگاه بیرونی به نمودهای بارز فرقه‌ها نظری بیاندازیم درخواهیم یافت که همه فرقه‌ها مجمع‌الجزایری از صحبتهای خوب، زیبا و عامه‌پسند هستند و حتی مباحثی که مطرح می‌کنند ممکن است در قالب اصول معنوی هم قابل دفاع باشد، اما آنچه در بررسی فرق از دید پنهان می‌ماند، نه عقاید آنان بلکه روابط و عملکرد تشیکلاتی آنان است که عموما و بلا استثناء بر پایه مرید و مرادی است.

اغلب فرق فعالیتهایشان را با ظاهری زیبا و جذاب در جامعه‌ای که محل فعالیتشان است ارائه می‌دهند و حتی در پوشش موسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در سطح جامعه فعالیت می‌کنند اما با ورود به مراکز فعالیتی و بررسی روند کارها و برنامه‌هایشان میتوان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد.

بسیاری از فرق در پوششهایی مانند انجمن‌ها، مراکز هنرهای رزمی، موسسات یا سازمانهای زیست محیطی، آموزش علوم‌باطنی، آموزش تفکر، علم موفقیت، موسسات فرهنگی، ان جی اوها، مراکز اقتصادی، گروههای سیاسی و مذهبی فعالیت می‌کنند آنها دارای رفتارهای دو‌‌‌گانه می‌باشند، در ظاهر به مسائلی تظاهر کرده و در باطن به چیز دیگری عمل می‌نمایند به ظاهر در فلان راستا تبلیغ می‌نمایند ولی در باطن آنها روابط تشکیلاتی فرقه‌ای حاکم است روابطی از بالا به پایین یا همان مرید و مرادی، قطب و قطب بازی. قصد دارم در این مقاله به بررسی و کالبد شکافی یکی از این جریانات بپردازم که از اواخر سال 1375 در تهران شروع به فعالیت نمود و در مدت نه چندان زیادی رشد و گسترش یافت و متاسفانه گروهی از جوانان خوش باطن و دارای حسن نیت و خلوص جامعه ما را به گرداب مهلک خود فرو برد و مانند ویروس کشنده ایدز، وارد فضای ذهنی افراد فرقه شده و پس از مدتی پنهان ماندن در ذهن آنها به مرور تکثیر می‌شود این جریان با تغییر بنیادین اصول انسانی، اخلاقی و اعتقادی در حوزه اندیشه افراد زندگی آنان و نزدیکانشان را در مدتی نه چندان طولانی به ورطه تخریب و نابودی کشانده و در واقع افراد را از روال عادی زندگی خارج کرده و آنها را به ماشینی تبدیل می‌کند که کنترلش فقط در اختیار یک نفر است و آن کسی نیست جز سرکرده فرقه.

بنده سالها از اعضای ارشد و مسئولین امور فرقه رام الله بوده و در جریانات و برنامه‌ریزیهای فرقه مذکور قرار داشته‌ام و چهره‌ای شناخته شده در بین اعضای فرقه رام الله بوده و اشراف کاملی بر فعالیتهای این فرقه در طول ده سال گذشته دارم. با نگارش این مقاله قصد دارم با کنار زدن پرده، چهره واقعی پیمان فتاحی را به دوستان عزیزم که در دام اندیشه‌های مسموم وی گرفتار شده‌اند و عمر و جوانی خود را در راه باطل وی تلف می‌کنند نشان دهم تا به خواست خداوند زمینه‌ای فراهم شود که این دوستان از دام این فرقه بیرون بیایند. یکی از مواردی که سالها پیمان فتاحی سعی داشت آن را از تشکیلاتش دور کند برچسب فرقه‌ای بودن فعالیتهایش بود به این موضوع در نامه‌ها و مراجعات اعضای فرقه به مراکز دولتی مکررا تاکید می‌شد حتی برای فریب ذهن شاگردانش برخی تحقیقات در زمینه فرقه‌ها را به آنها ارجاع می‌داد تا در ظاهر خود را از مدعیان مبارزه با فرق و مخالفین این جریانات مسموم نشان دهد غافل از اینکه ماهیت فعالیتهایش فرقه‌ای بود و بعضی از اعضای فرقه هنوز هم در توهم این مسئله هستند که فعالیتهایشان فرقه‌ای نیست. در این مقاله بر اساس اصول علمی اثبات شده توسط محققان حوزه اجتماعی داخلی و خارجی به بررسی این موضوع پرداخته‌ام.
اغلب فرق از یک فرمول کلی در ساختار تشکیلاتیشان پیروی می‌کنند بر اساس سه شاخص میتوان فرقه‌ای بودن یک جریان را تشخیص داد. 1- سرکرده یا بنیانگذار فرقه 2- ساختار تشکیلاتی (روابط سرکرده و اعضای فرقه) 3- نصب دستگاه فکری فرقه در ساختار اندیشه‌ای افراد جذب شده (نصب نرم‌افزار فرقه‌ای)، در اینجا به بحث و توصیف هر کدام از این سه شاخصه اصلی خواهم پرداخت.
الف: سرکرده فرقه

در اغلب فرقه‌ها یک نفر در رأس فرقه قرار می‌گیرد که در هیچ مرجع معتبر و شناخته شده‌ای، صلاحیت وی برای احراز این مسند بررسی و تایید نشده است و توسط خودش به این مقام منصوب شده است. سرکردگان فرق مدعی‌اند که علم خاص و ویژه‌ای دارند که سایرین از آن محرومند و ادعا میکنند که ماموریت ویژه‌ای برای نجات بشر داشته و فرمولی دارند که حلّال همه مسائل و مشکلات بشریت می‌باشد. از سوی دیگر این افراد، خود محور و قدرت طلب می‌باشند و خیلی تمایل به قدرت‌نمایی و تسلط بر امورات مریدانشان دارند. اغلب سرکردگان توسط بعضی از مریدان مسخ‌شده و فریب خورده و همدستانشان به عنوان شخصیتی خاص و منحصر بفرد در بین اعضاء فرقه و بیرون از فرقه توصیف می‌شوند و در جهت شخصیت‌سازی و بزرگنمایی آنان در متون و سخنرانیها تبلیغ می‌شود و تمامی نگاهها، احترامها و ستایشها مستقیم و غیرمستقیم معطوف به سرکرده فرقه می‌شود. آنها برای خاص جلوه دادن خودشان و جذب افراد ظواهر خاصی برای خودشان درست می‌کنند یا بطور خاصی سخن گفته و ژستهای خاصی میگیرند تا بدین وسیله خود را متمایز از دیگران جلوه دهند. در فرقه رام الله نیز چنین است پیمان فتاحی در رأس فرقه قرار گرفته و خودش را به سمت استادی! از منظرگاه بیرونی و به جایگاه حتی الوهیت از دیدگاه مریدان منصوب کرده است و در ابتدا اینگونه عنوان می‌کرد که شاگرد ماهانتا روح الله القدوس (تجسم انسانی خداوند بر روی زمین) است و روح الله القدوس در رأس نظام دوازده‌گانه اساتید حق قرار دارد!!! او خود را با القابی چون خالق فتاح، ایلیا، رام الله ، الیاس (نبی) معرفی می‌کند و از سوی همدستانش یعنی فرشاد م (با نام مستعار پیما الهی)، فرهاد م (با نامهای مستعارحشمت، سید، بابایی)، مرتضی ر (با نام مستعار توکل)، شباب ح (با نام مستعار پریا)، نازی ح (با نام مستعار شیوا) به عنوان شخصیتی خارق العاده، آسمانی و روح یافته و القاگر روح معرفی می‌شود این فضاسازی‌ها و خاص و خارق العاده جلوه دادن پیمان تا حدی پیش می‌رود که حتی باگذشت چند سال از شروع فعالیتهای فرقه‌ای او را خدا و پسر خدا معرفی میکنند و توسط همین اشخاص آنقدر بزرگ می‌شود و از کاه کوه می‌سازند که وی را صاحب کرامات معرفی کرده و مجموعه‌ای دروغین از اعمال خارق العاده! وی را با عنوان اخبار مکتوم (مجموعه‌ای ساختگی و تحریف شده) تهیه می‌کنند و برای مسخ کردن و ترساندن اعضای فرقه از آن استفاده می‌نمایند. این حلقه شش نفره با محوریت پیمان فتاحی (رام الله) از سال 1375 تا کنون با استفاده از تکنینهای روانشناسی، روشهای اعمال نفوذ در افراد و بهره‌گیری از نسخ جادوگری و جذب افراد مختلف فرقه‌ای را با نام رام الله راه اندازی نمودند در ابتدا سرکرده فرقه ادعا می‌کرد که هنر و فرمول جدیدی را کشف کرده، که آن را هنر زندگی متعالی معرفی می‌کرد و خود را معلم زندگی می‌دانست و تنها راه نجات بشر را در پیروی از اصول هنرهای زندگی متعالی می‌پنداشت اما با گذشت زمان و ادامه فضاسازی‌های موهوم و شخصیت‌سازی از وی توسط حلقه مذکور و جمع شدن تعداد چند صد نفری از طیفهای مختلف جامعه به دور فرقه این ادعاها ابعاد جدید و گسترده‌ای به خود گرفت و پیمان فتاحی با عنوان بنیانگذار الاهیسم نوین و راهنمای بشریت! (الیاس نبی) معرفی گردید. و او را حتی معلم بسیاری از پیامبران نامیدند و او نیز در میان بعضی از حلقه‌های نزدیک خود دایره ادعاهایش را به حدی رساندکه اظهار داشت "روزی خطاها و اشتباهات محمد (ص) را خواهم گفت!!!" (البته مباحث مطرح شده در هنر زندگی متعالی هر چند رنگ و لعاب معنوی و الهی به خود گرفته است ولی آنچه که از شواهد و عملکرد اعضاء بدست می‌آید نشان می‌دهد که همه این فلسفه‌بافی‌ها و لفاظی‌ها جز یک هدف را دنبال نمی‌کند و آن تسلیم مطلق اعضاء در برابر خواسته‌های سرکرده فرقه می‌باشد.)

همانطور که در ابتدا گفته شد یکی از ویژگیهای فرق خاص و کاریزماتیک جلوه دادن سرکرده فرقه می‌باشد فرقه رام الله نیز از این قاعده مستثنی نیست در ابتدای کتاب جریان هدایت الهی که مجموعه‌ای از گفته‌های سرکرده این فرقه می‌باشد شخصیت وی چنین توصیف می‌شود: "او در میان پیروان خود، به نامهای متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را "آواتار" به معنی "تجسم جریان حقیقت"،"روح مجسم حق" و "تجسم الهی" نامیده‌اند. "بنی سماء لقبی است که از جانب ایشان به او داده شده است."

همچنین برخی از کارت ویزیتهایی که با هدف عضوگیری و تبلیغات برای فرقه در سطح شهر تهران و برخی از شهرستانها پخش شد و یا در میان برخی از کتابهای انتشارات مربوط به فرقه مذکور(تعالیم حق،حم یاهو و ...) گذاشته می‌شد با این القاب پی

در مدارک و مستنداتی که از محل سکونت سرکرده فرقه بدست آمده و در اختیار برخی از محققین قرارداده شده است مشخص شده که تمام این القاب و عناوین دهان پر کن و بزرگنمایی‌ها از شخصیت وی، ساخته و پرداخته ذهن بیمار پیمان فتاحی می‌باشد. رام الله همیشه با لباسهای مشکی در میان مردم ظاهر می‌شد و با لحن خاصی صحبت می‌کرد (از سوی همدستانش ادعا می‌شد آنهایی که روح یافته هستند تن صدایشان بم است و همه روزه این فضاسازی‌ها از زوایای مختلف ادامه داشت) و ظاهرش را به گونه‌ای خاص آراسته می‌کرد. اما اگر با دیدی روانشناسانه به این مسئله نگاه کنیم چه دلیلی دارد که پیمان اینقدر شخصیت سازی کرده و خودش را بزرگ جلوه دهد؟ جواب این مسئله با بررسی دوران کودکی و شرایط خانوادگی و محیط زندگی او مشخص می‌گردد. عموما سرکردگان فرق در دوران کودکیشان مورد کودک آزاری قرار گرفته و در نتیجه این آزار و اذیتها دچار عقده و سرخوردگی شده‌اند و یا اینکه وضعیت خانوادگی مناسبی نداشته‌اند و در محیط مناسبی تربیت و پرورش نیافته‌اند پیمان در توصیف دوران کودکی اش می‌گوید "من بچه دوازدهم از 15 فرزند خانواده بودم همیشه برادر بزرگترم مرا تنبیه میکرد برادرم آنقدر مرا کتک می‌زد تا گریه کنم وقتی گریه می‌کردم مرا وادار می‌کرد بخندم اگر نمی‌خندیدم مرا بیشتر کتک می‌زد."

یکی از شگردهای روانی که پیمان و همدستانش در این سالها بکار گرفتند این بود که عنوان می‌کردند اساتید حق در ناشناختگی زندگی می‌کنند و ایشان (رام الله) نیز در ناشناختگی کامل زندگی می‌کند! در ابتدای کتاب جریان هدایت الهی آمده "شخصیتش بسیار اسرار آمیز و چند پهلو است... او در پس حجاب‌های ارادی و در ناشناختگی زیسته ..." اما در این ناشناختگی زیستن ساختگی و دروغین و این گذشته نامشخص و پر از ابهام پیمان (رام الله) اهداف پنهانی وجود دارد:

هدف اول که بیشتر جنبه روانی دارد این مسئله است که حس کنجکاوی انسان در برابر انسان ناشناخته‌ای که به عنوان استاد و راهنمای وی مطرح است چندان برای تفحص و تحقیق در مورد مرشد خود تحریک نمی‌شود و او(استاد) از گزندهای احتمالی این مسئله (که همان انسانی عادی بودن است) در امان می‌ماند هدف دوم از این پنهان کاری و ناشناخته زیستن استاد! این مسئله بود که اگر در ابتدای شکل‌گیری فرقه، گذشته زندگی شخصی پیمان و وضعیت خانوادگی، محیط تربیتی و تحصیلی و پیشینه او، برای مریدان مشخص می‌شد به جرات می توان گفت هیچیک از این مریدان فریب خورده و ساده دل امروزی، لحظه‌ای هم حاضر نمی‌شدند او را نگاه کنند چه برسد به اینکه مسخ اندیشه‌های مسموم وی شوند، در این راستا توصیه می‌شود افراد با اعضای درجه یک خانواده این فرد ملاقات داشته باشند.

ب- روابط سرکرده با اعضای فرقه
سرکرده در رأس فرقه قرار می‌گیرد و رابطه‌ای با موضع از بالا به پایین برقرار می‌شود تمام تصمیم‌گیری‌ها به وی ختم می‌شود و هیچ کسی بدون اجازه‌اش دست به اقدامی نمی‌زند و البته در بعضی از فرق عده‌ای از همدستان سرکرده و یا بعضی از مریدان مسخ شده از سوی رأس فرقه برای نظارت بر رفتار مریدان و اجرای برنامه‌های فرقه‌ای انتخاب می‌شوند. معمولا سرکردگان فرق عده‌ای از همدستان و وفاداران از فیلتر گذشته را برای نظارت بر رفتار و فعالیتهای اعضای فرقه انتخاب می‌کنند. فرقه رام الله نیز از این قواعد مستثنی نبود. پیمان فتاحی یا همان "حضرت استاد" در راس روند (فرقه) و تعالیم قرار داشت و واژه خودساخته "هماهنگی" را در بین اعضاء تئوریزه کرده بود بدون هماهنگی با "استاد" کسی جرات نداشت به جایی برود یا دست به اقدامی بزند پیمان حلقه‌ها و مدارهای مختلفی برای پیروان طراحی کرده بود. مانند "حامیم"، "یاسین" و "گروههای حرکتی"، همه می‌بایست برای انجام امورات جاری روند (فرقه) با مرجع بالاتر هماهنگ می‌کردند و هر کدام از این گروهها "هماهنگ کننده‌ای" داشت که برنامه‌های جاری را با مرجع بالاتر هماهنگ می‌کرد و نهایتا کارها با هماهنگی "استاد" و یا بالاترین مرجع بعد از استاد یعنی "حم" هماهنگ می‌شد. "حامیم" به عنوان بخش زمینی فرقه رام‌الله و "استاد" جنبه آسمانی فرقه مطرح بود. پیمان اعضای حامیم را افرادی فراتوانمند، فراهوشیار و فراقدرتمند معرفی می‌کرد که نشر و گسترش تعالیم استاد، راهبرد فرقه و امورات عالم هستی! و نظارت بر رفتار و عملکرد مریدان توسط آنان صورت می‌پذیرفت ایشان در ناشناختگی محض و زیر نظر حضرت استاد! فعالیت می‌کردند. در بین اعضاء وقتی گفته ‌می‌شد مثلا فلان مطلب یا برنامه از سوی "حامیم" مطرح شده، آن را وحی منزل دانسته و کسی در برابر آن مطلب و دستور تشکیلاتی از خود مقاومت نشان نمی‌داد اگر آن برنامه خوب به اجرا در می‌آمد به حساب توانمندی و هوشیاری و توان بالای بچه‌های "حامیم" گذاشته می‌شد ولی اگر برنامه با مانع روبرو می‌شد و متوقف می‌شد به حساب ناتوانی و ضعف بچه‌های اینطرف (یعنی حوزه یاسین و گروههای حرکتی) گذاشته می‌شد و گفته می‌شد فرصت خدمتگزاری از دست رفت. استاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌! در متون نجوا که یکی از فرمولهای مغزشویی و نرم افزاری فرقه رام الله محسوب می‌شود می‌گوید "ما! شما را از طریق کارها و اموری که به شما محول می‌کنیم مورد محک و امتحان قرار می‌دهیم!" در نتیجه مریدان وی تصور می‌کردند هر اتفاقی که برای آنها می‌افتد یا موانعی که برای آنان ایجاد می‌شود نوعی امتحان است. وی با درگیر کردن ذهن مریدان با این تئوریهای ساختگی آنها را به بازی گرفته و مانع پی‌بردن آنها به حقایق پشت پرده فعالیتها می‌شد.

در ادامه موضوع به علل ایجاد واحدهای حامیم توسط پیمان می‌پردازم که پس از دستگیری وی مشخص شد ماهیت "حامیم" دروغی بوده و چنین اشخاصی وجود خارجی نداشته‌اند و توسط این کلاهبردار حرفه‌ای جهت سوء استفاده‌های مختلف مطرح شده بود. اما علل مطرح شدن حامیم عبارتند از:

الف- ایجاد حس اعتماد در بین اعضاء به عنوان پشتوانه‌ای قوی در مقابل تردیدات و... (پیمان چنان اعضای حامیم را توصیف می‌کرد که گویی جملگی از دم مسیحایی برخوردار بوده و هر چه اراده کنند خواهد شد البته عملیات روانی و بزرگنمایی از شگردهای وی در برخورد با اعضای فرقه و اعضای بیرونی محسوب می‌شد که در طول این سالها بهره‌های فراوانی از آن می‌برد).

ب- ایجاد حس حقارت و رقابت در بین اعضای پایین‌تر و ترغیب آنان برای رسیدن به جایگاه حامیم (به عنوان نمونه پیمان شبی در باغ آقای مهندس حسین ط واقع در پونک در بین برخی خانمها که از مسئولین ارشد شورای یاسین بودند عنوان کرد فقط خانمهایی که عضو حامیم باشند از امکان ازدواج با استاد (پیمان) برخوردارند!...)

ج- توجیه برخی نظرات تعارض‌دار با اصول اولیه دینی و مذهبی اعضا و اینکه این نظرات از سوی حامیم بوده است و نه استاد.

د- سلب نمودن مسئولیت‌های قانونی و القای آن به مجموعه‌‌ای ناشناخته و غیرقابل دسترس (مانند مقدمه کتاب جریان هدایت الهی که نوشتن آن به پیما الهی یا همان فرشاد.م که فوت شده بود ارجاع داده شد)

و- توجیه برخی اشتباهات احتمالی و عدم انتساب آن به استاد (برخی مقالات منتشر شده در نشریات فرقه که در پایین به شرح آن می‌پردازم)

از آنجایی که پیمان می‌دانست آنچه ادعا می‌کند حقیقت ندارد و ادعای آسمانی و الهی بودنش دروغی بیش نیست لذا همیشه خودش را در پشت چیزی پنهان می‌کرد تا اگر کاری و برنامه‌ای اشتباه از کار در ‌آمد به جایگاه و شخصیت پوشالی که برای خودش ساخته بود انتقاد و ایرادی وارد نشود نمونه‌ دیگری از این پنهان شدنها را می‌توان در مقالاتی که در نشریه حرکت دهندگان و نشریه تفکر متعالی به نام پریا و در خصوص تحلیلهای سیاسی به چاپ می‌رسید مشاهده نمود پس از دستگیری وی و مدارک به دست آمده از محل زندگیش (که کاخی زیبا در منطقه اشرافی نشین مهرشهر بود) مشخص شد که کلیه تحلیلهای به چاپ رسیده در نشریات فوق الذکر با نام مستعار پریا (که در واقع نام مستعار شباب ح همسر پیمان می باشد)، به دستخط پیمان بوده است و وی از آنجا که احتمال ‌داده این تحلیلها درست از آب در نیاید و یا نویسنده این مطالب مورد پیگرد قانونی قرار گیرد برای اینکه مسئولیتی متوجه‌اش نگردد شخص دیگری را سپر بلای خود قرار داده است و از نام شخص دیگری استفاده کرده تا تبعات منفی این موضوع متوجه‌اش نشود او آنقدر سرمست رسیدن به قدرت و مطامع دنیوی خود بود که حتی در این راه به همسر خود هم رحم نکرد و از نام او سوء استفاده می‌نمود. (در آن زمانها در بین اعضای فرقه اینگونه تصور می‌شد که خانم پریا از شاگردان نزدیک و مقربون استاد! است اما پس از دستگیری وی مشخص شد پریا یا همان شباب.ح همسر و اولین معشوقه دوران نوجوانی پیمان بوده که وی آن را اعلام نکرده است و این مجرد بودن استاد در بین اعضای زن فرقه چه مزایایی برای وی داشته؟... بماند)

به عنوان مثالی دیگر می‌بایست به مقدمه کتاب جریان هدایت الهی اشاره کرد که با هدف بزرگنمایی شخصیت پیمان و الهی جلوه دادن وی نگارش شده است. پیمان دوست داشت در اذهان عمومی و در بین شاگردانش بسیار خاص، منحصر به فرد و قدرتمند جلوه کند از سویی دیگر می‌دانست این بزرگ شدن می‌تواند برای او دردسر ساز شده و تبعات منفی در پی داشته باشد از این رو با طراحی و نگارش این مقدمه، بیوگرافی دروغینی از خود ارائه داد و این مقدمه و نگارش آنرا به فرشاد. م (در بین پیروان معروف به پیما الهی) منتسب کرد. در سالهای بعد پیمان وقتی دید این مقدمه برایش دردسرساز شد سریعا آن را به پیماالهی منتسب کرد تا از عواقب احتمالی آن فرار کند و در نامه‌های متعددی که به مسئولین نظام و نهادهای مربوطه فرستاده شد آمده "استاد بارها از نگارش این کتاب و مقدمه آن اظهار ناخرسندی کرده و گفتند که ما مخالف این حرکت بودیم!" و در ادامه نامه هم ذکر شد پیما الهی فوت گردیده است. پیمان با این کار مسئولیت قانونی موضوع را از خود سلب کرده و گناه آن را به گردن مرحوم فرشاد.م انداخته است در صورتیکه وی در توصیف شخصیت پیما (فرشاد.م) می‌گوید: "او چنان به من نزدیک بود که لقب او را پیما گزاردم پیما فقط یک نون از پیمان کمتر دارد!" از سوی دیگر فرشاد از همدستان و بنیاگذاران فرقه رام الله می باشد و صد البته که او مانند سایر اعضاء از پیمان تبعیت کامل داشته است و بدون هماهنگی با استاد! هرگز دست به اقدام اینچنینی نمی‌زده است.
تمام کتابهای منتشر شده از سوی انتشارات فرقه قبل از ارائه به وزارت ارشاد توسط پیمان ممیزی می‌شده است این مسئله در مدارک و دفاتر شخصی به دست آمده از سرکرده فرقه و نزدیکان و همدستانش مانند شباب. ح، نازی.ح، فرهاد.م و مرتضی.ر کاملا مشهود و ملموس است. دوستان توجه کنید پیمان حتی عزیزترین کس و همدستش یعنی پیما را هم برای رسیدن به اهدافش نبردبان کرده و آنها را فدای تمایلات خویش نموده است. البته پیمان از مرگ مشکوک فرشاد.م هم سوء استفاده نمود و برای ترساندن اعضای فرقه از آن بهره‌برداری کرد.

در سندی دیگر که به دست خط وی و با عنوان حامیم برای خانم منیژه.الف (مسئول واحد گرافیک) ارسال شده است آمده "خانم منیژه الف کارتهای شناسایی (جعلی) را طراحی کند". در این کارتهای مجعول از پیمان با عناوین دکتر مسیح موسوی، دکتر ایمان هاشمی، قطب علوم باطنی، بنیانگذار علوم باطنی، متخصص هیپنوتیزم و ... یاد شده است.

ج- نصب دستگاه فکری فرقه در ساختار اندیشه‌ای افراد جذب شده (نصب نرم‌افزار فرقه‌ای)
فرق می‌دانند مبنای عمل انسان بینش و اندیشه اوست لذا از زمانی که فرد وارد یک فرقه می شود در جریان داخل یکسری برنامه‌های پرورشی و آموزشی از قبل طراحی شده قرار می‌گیرد تا به شخص جدیدی تبدیل شود. برای تحقق این امر فرد در بدو ورود به فرقه از شخصیت قبلی خود بطور کامل تهی می‌گردد و به شخصیتی جدید با معیارها، ارزشها، رفتار و مناسک جدید تبدیل میشود (دعای برکت، سوتراها، نجوا، مرا از خودم بشناس 1 تا 8 (که جزء تعالیم خصوصی بوده و مملو از ادعاها وکفرگویی‌های پیمان فتاحی می‌باشد)، روزه‌های 24 ساعته و تسبیح مخصوص فرقه نیز بخشی از مناسک فرقه رام الله است که در جهت هویت بخشی فرقه‌ای بر افراد طراحی گردیده است.) در این مرحله سعی می‌شود تمامی راههای بازگشت و خروج از فرقه مسدود شود و ذهن فرد کانالیزه شده و تمامی ورودیهای ذهنش مسدود می‌گردد و تنها ورودی ذهنش تعالیم فرقه‌ای خواهد شد. هدف از این آموزشها تولید و تولد هویت فرقه‌ای در سوژه (مرید) است این آموزشها تا جایی پیش می‌رود که فرد به مرید تبدیل می‌شود یعنی انسان از هویت قبلی‌اش تهی شده و هویتی جدید که مبنایش همان اندیشه‌های فرقه‌ای است در او ظاهر می‌شود. فرقه‌ها افراد را از ارزشها و کرامات انسانی تهی کرده و بجای آن ارزشها و ناهنجاریهای فرقه‌ای را جایگزین مینمایند.

در فرقه رام الله نیز افراد از طرق مختلف جذب می‌شدند و در طول زمان همین پروسه را طی می‌کردند. در ابتدا با عنوان آموزش هنرهای زندگی متعالی جذب می‌شدند اما پس از طی دوره‌های عمومی وارد مراحل بعدی می‌شدند و در آنجا با مفاهیمی چون "مبارز حق"، "مسافر حق"، "خدمتگزاری"، "تسلیم"، "قربانی" آشنا می‌شدند و سعی می‌شد در این هویتها مستقر شوند و چون ادبیات این تعالیم بر اساس زبان و اندیشه‌های سرکرده فرقه طراحی شده بود و او نیز از ابتدا طوری تعالیم را طراحی کرده بود که در انتها به عنوان روح مجسم حقیقت (خداوند)، تجسم الهی شناخته شود بستر برای سوء استفاده‌های متعددش فراهم می‌گردید در خروجی این آموزشها و تعالیم افرادی بودند که وی را به عنوان خدای خود قبول داشتند و برای رضای این خدا دست به هر کاری میزدند از ترک تحصیل و شغل، ترک خانواده و همسر و فرزندانشان گرفته تا برهم زدن زندگی مریدان مسخ شده و خانواده‌هایشان تا خودسوزی و فدایی شدن.

هر چند شیوه فریبکارانه فرقه رام الله طوری بود که مبانی اعتقادی انحرافی فرقه به بیرون از حلقه‌های خاص مریدان نشر داده نمی‌شد ولی با این حال مدارک بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فکری سرکرده این فرقه است که به مریدان تسلیم شده نیز اشاعه یافته است.

منابع:
- راهنمای فرقه‌ها
- پایگاه اینترنتی مرکز مطالعات فرقه‌ها در انگلیس
- فرقه‌ها در میان ما. نویسنده مارگارت سینگر
- مصاحبه‌های متعدد با اشخاص جدا شده از فرقه رام‌الله مجدانه خواسته‌اند نامشان فاش نشود
نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:7 توسط فرهاد خادمی| |

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 21:0 توسط فرهاد خادمی| |
به گزارش ايلنا، سردار اسماعيل احمدي‌مقدم در حاشيه مراسم توديع و معارفه فرمانده جديد دانشگاه علوم انضباطي در پاسخ به اين پرسشی درباره طرح موضوع تسهيل در ارتباط مشروع جنسي از سوي پليس گفت:‌ ما برنامه‌اي نداريم اما آسيب را مطرح مي‌كنيم. اما وقتي ما ازدواج موقت را مطرح مي‌كنيم در حد كفر عنوان مي‌شود به طوري كه درجامعه ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد كه ازدواج موقت قبح دارد. در اذهان مردم ازدواج موقت وسيله‌اي براي زياد‌ه‌خواهي افرادي است كه ازدواج كرده‌اند در حالي كه اين‌گونه نيست و رابطه نامشروع دختر و پسر مي‌تواند در چارچوب قانون و شرع ضابطه‌مند شود.
فرمانده ناجا به آثار اين مسئله اشاره كرد و گفت: آثار حقوقي و اجتماعي‌اش را نيز اسلام مشخص كرده است اما امروز اگر زمينه براي ازدواج چه دائم و چه موقت فراهم كنيم چنان حمله‌اي مي‌كنند كه رابطه نامشروع ترجيح داده مي‌شود.
احمدي‌مقدم به سخت‌ شدن ازدواج و جواني جامعه نيز اشاره كرد و گفت: بسياري از خودنمايي‌ها، عرضه براي ازدواج است. حال چرا ما اين را تسهيل نكنيم و يك راه براي تسهيل اين امر موسساتي است كه هم در انتخاب و هم در امكانات كمك مي‌كند.
فرمانده ناجا تصريح كرد: اسلام دگم نيست و باز است به طوري كه مي‌تواند ما را از بحران عبور دهد اما بايد يك مقدار ديدگاهمان را باز كنيم.
فرمانده ناجا در رابطه با موضوع تجاوز به عنف گفت: ‌متاسفانه زن‌ها قرباني اصلي اين جرايم هستند و كمتر در اين جرايم شاهديم كه خانمي متاهل باشد و در اين گروه‌ها و جرايم حضور داشته باشد. معمولا آقايان دراين جرايم تعدادشان بيشتر است و هم مجرد و هم متاهل هستند كه اين نيز پديده‌اي بد است.
فرمانده ناجا در پاسخ به پرسش ديگر ايلنا مبني بر اينكه آيا نيروي انتظامي با طرح اين مباحث چيزي شبيه به خانه‌هاي عفاف را پيشنهاد مي‌كند گفت: ما اين پيشنهاد را نداريم و نيروي انتظامي هشدار مي‌دهد كه چه اتفاقاتي مي‌افتد.
وي افزود: بر اساس اين هشدارها دستگاه‌ها بايد فكر و برنامه‌ريزي كنند كه چگونه مشكلات را برطرف كنند. الان ما هشدار مي‌دهيم و وقتي دستگاه‌ها وظايفشان را به خوبي انجام ندهند سرريز اين موضوع در جامعه است كه كار ما را زياد مي‌كند. همان‌طور كه در دوره سهميه‌بندي سوخت ما بايد هشدار مي‌داديم و آماده مي‌شديم الان هم همين‌طور است.
فرمانده ناجا در رابطه با برخورد پليس با جرايم جشن گفت: اقدام پليس بايد برخورد باشد و در حوزه امنيت اخلاقي و اجتماعي بايد شاهد حداقل جرم عليه زنان باشيم. البته آموزش و آگاه‌سازي و هشدار به دستگاه‌ها را انجام مي‌دهيم و از اينجا به بعد برخورد صورت مي‌گيرد كه اين برخورد و همچنين مجازات‌هاي دستگاه قضايي نيز مي‌تواند از تكرار اين جرايم پيشگيري كند.
احمدي‌مقدم وجود سرباز در نيروي انتظامي را خلاف حرفه‌اي‌گرايي عنوان كرد و گفت: ‌نه اينكه سربازان توانايي ندارند، خيلي هم باهوش هستند اما اين زمان مي‌برد كه بخواهند ماموري حرفه‌اي شوند.
به گفته فرمانده ناجا بخش عمده مشكل حرفه‌اي بودن پليس مشكلات داخلي اين نيرو است و بخش عمده آن آموزش نيروها است.
احمدي‌مقدم در رابطه با بحث پيشگيري از وقوع جرايم و ريشه‌يابي تخلفات گفت: در راهبردهاي نيروي انتظامي پيشگيري اجتماعي را مقدم بر پيشگيري انتظامي مي‌دانيم و بايد تلاش شود تا رفتار مجرم اصلاح شود نه اينكه به شخصيت او صدمه بخورد از اين رو اگر ماموري بدرفتاري هم كرد اين راهبرد نيروي انتظامي نيست.

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 20:58 توسط فرهاد خادمی| |
ایسنا: دكترمرداني عضوكميته مراقبت ودرمان ايدز با بيان اينكه ميزان ابتلاي زنان به اين بيماري نيز بالاتر رفته و در ميان زنان جوان، دختران نسبت به اين بيماري آسيب پذيرتر شد‌ه‌اند، ادامه داد كه اين امر نشان از تغيير اپيدميولوژيك HIV‌ از اعتياد تزريقي به رابطه جنسي است؛ بنابراين پرداختن به آموزش جنسي بسيار حائز اهميت است؛ چرا كه 10 سال گذشته اولويت ايدز، كاهش آسيب در معتادان تزريقي بود، اما اكنون بايد اولويت‌ها به سمت آموزش گروه‌هاي در معرض خطر به ويژه جوان‌ها در روابط جنسي باشد.

وي در مقايسه آمار مبتلايان به ايدز در سال جاري با سال گذشته گفت: در مقايسه اين آمار با مواردي كه ابتلاي آنان در سال 1387 گزارش شده است، اعتياد تزريقي 6/76 درصد، رابطه جنسي 3/13 درصد، انتقال از مادر مبتلا به كودك 8/0 درصد را تشكيل داده است. در 3/9 درصد از موارد شناسايي شده در اين سال، راه انتقال نامشخص بوده و هيچ مورد جديد ابتلا از راه خون و فرآورده‌هاي خوني نيز گزارش نشده كه اين امر نشان از حساسيت سازمان انتقال خون نسبت به سلامت خون‌هاست.

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 20:57 توسط فرهاد خادمی| |




نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 19:26 توسط فرهاد خادمی| |
همیشه یاور توایم ای پایمرد صحنه‏های ستُرگ، ای بسیجی!
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 19:19 توسط فرهاد خادمی| |
دیدار رهبر انقلاب با مرد مینیاتوریدیدار




نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 19:17 توسط فرهاد خادمی| |

توقیف روزنامه همشهری به دلیل چاپ یک آگهی توریستی که در آن ، تصویر معبد بهاییان نقش بسته بود ، هر چند با مداخله سریع قوه قضاییه ، استمرار نیافت و این روزنامه بار دیگر بر روی دکه مطبوعات رفت ، اما بار دیگر یادآور سیاست یک بام و دو هوا شد.

به گزارش عصر ایران: خبری که در زیر می آید ، از ستون "جهت اطلاع" روزنامه جمهوری اسلامی است که در اول بهمن سال گذشته منتشر شده است ، یادآور می شود روزنامه خورشید که در این خبر از ان نام برده شده است ، جزو روزنامه های دولتی بود:

« روزنامه خورشید که با بودجه و امکانات کارگران و بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی منتشر می شود، در ضمیمه بازار خورشید به معرفی تورهای گردشگری پرداخته و در معرفی تور کشور هندوستان تصویر معبد بهائیان جهان در هند (شرق الاذکار) را به چاپ رسانده است.پیش از این نیز اخباری در خصوص ترویج این فرقه انگلیس ساخته در بین توریست های عازم هند در مطبوعات به چاپ رسیده بود و مسوولین امر نیز هشدارهای لازم را به گردشگران داده بودند. اما این اقدام با سکوت معنادار وزارت ارشاد روبه رو شده است! »

البته در این شکی نیست که هیچ انسان عاقل و هیچ مسلمانی هرگز مرتکب تبلیغ فرقه ساختگی و ضاله ای مانند بهائیت نمی شود ، آن هم در روزنامه ای که مقابل چشم و قضاوت همگانی است. بنابراین بدیهی است که هم روزنامه دولتی "خورشید" در آن مقطع مرتکب خطای سهوی شده بود و هم روزنامه منتقد "همشهری" خطای مشابهی را تکرار کرد و انصاف هم همین را حکم می کند که بگوییم آنچه در هر دو روزنامه روی داده ، سهو بوده است چرا که مگر می شود همه نویسندگان و صفحه بندها و مسوولان بخش اگهی ها و ... همه نقاط دنیا را بشناسند و با دیدن مثلا عکسی از یک بنای بدون تابلو متوجه شوند که این معبد الف است و قصر ب و سازمان ج؟! و البته طبیعی است که هرچه دقت نظر بیشتر باشد ، خطای کمتری رخ می دهد.

ولی آنچه باعث تاسف است این که اتفاقی در روزنامه یک جناح با مماشات برگزار می شود و دقیقاً همان اتفاق در روزنامه طرف مقابل ، با شدت و حدت تمام مورد مواجهه قرار می گیرد و حتی به توقیف آن می انجامد.

بهائیت ، از جمله فرقه های ساخت انگلیس است و اکنون مقر اصلی بهائیان در شهر حیفای اسرائیل قرار دارد. میرزاعباس نوری که از رهبران اصلی این فرقه است و خود را ملقب به عبدالبهاء کرده بود مفتخر به این بود که از دولت وقت بریتانیا لقب «سِر» دریافت کرده است.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:31 توسط فرهاد خادمی| |

دكتر زاهدی پس از چندین هفته تلاش موفق به دریافت حكم سفارت مالزی گردیده است، پس از آن‌كه چند هفته قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری موضوع صدور مجوز برای تأسیس یك دانشگاه غیرانتفاعی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح كرده بود.
وزیر علوم دولت نهم در آخرین روزهای مسئولیت خود، موافقت این وزارتخانه را با صدور مجوز به نام همسر خود صادر كرده است.

به گزارش خبرنگار آینده، دكتر زاهدی پس از چندین هفته تلاش موفق به دریافت حكم سفارت مالزی گردیده است، پس از آن‌كه چند هفته قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری موضوع صدور مجوز برای تأسیس یك دانشگاه غیرانتفاعی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح كرده بود، در آخرین روزهای وزارت خود مجوز این دانشگاه را صادر كرده است.

بنابراین گزارش، دكتر زاهدی با قطعی شدن خداحافظی خود با وزارت علوم و معرفی كامران دانشجو به مجلس به عنوان وزیر علوم دولت دهم از سوی دكتر احمدی‌نژاد، در آخرین روزهای حضور خود به عنوان وزیر علوم دولت نهم، با صدور تأسیس یك مؤسسه غیرانتفاعی آموزش عالی ویژه خواهران در تهران به نام همسر خود موافقت كرده و آن را جهت تأیید به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال می‌كند.

شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز پیرو مذاكرات انجام شده این مجوز را صادر می‌كند.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:29 توسط فرهاد خادمی| |


شفاف : به نظر مي رسد توقيف روزنامه همشهري نزديك تر به تبليغ فرقه ضاله بهاييت است تا درج يك آگهي .

محمد تورنگ رئيس سابق مركز اطلاع رساني پليس تهران بزرگ ضمن بيان اين مطلب افزود: من با رفتارهاي قاطعانه بسيار موافق هستم اما كاش اين موشكافي و قاطعيت را در همه زمينه ها داشته باشيم .

وي تصريح كرد: براي بسياري از ما كه در عرصه هاي رسانه اي فعال هستم اتفاق افتاده است كه به صورت سهوي عملي صورت بگيرد كه آن را نيز ميتوان به يك عذر خواهي برطرف كرد.

تورنگ بيان داشت: اگر قرار است با نمادهاي بهائيت مبارزه بشود چرا اين اين كار را از صدا و سيما آغاز نمي كنند.

  اين كارشناس حوزه رسانه ياد آور شد: مركز همايشهاي بين المللي صدا و سيما كه مركز تردد مهمانهاي داخلي و خارجي از تمام كشورهاست نيز دقيقا به شكل همين گل لوتوس طراحي شده است و زماني كه من به مسئولان صدا و سيما در اين باره تذكر داده ام اما ايشان گفتند كه براي اين ساختمان هزينه زيادي صرف شده و نمي شود كاري كرد.

وي افزود : مواردي زيادي در اين زمينه است كه البته سهوي بوده و با آن برخوردي نيز نشده است . از جمله برخي هنرپيشه هاي صدا و سيما از نوع لباسي استفاده كرده اند كه مروج برخي فرقه هاي منحرف شبه عرفاني نوظهور است . يا هم اكنون نماد ساختمان اصلي يكي از موسسات مالي و اعتباري به گونه اي است كه شباهت بسياري به نماد برخي گروه هاي شيطان پرست دارد و يا حتي مي توان به تبليغاتي مانند 666 و ... در صداوسیما اشاره كرد كه اينها نيز شباهت بسياري به برخي نمادها و علائم فرقه هاي نوظهور شبه عرفاني دارد .

اين كارشناس و فعال رسانه اي ادامه داد: نماد تبليغ يك نوع رب گوجه فرنگي و اسباب بازي كودكانه كه به كرات از صدا وسيما پخش مي شود نيز تبليغ فرقه ضاله بهائيت است، مجددا مسئولان صدا و سيما  در توضيح گفتند كه ما قرارداد بسته ايم و نمي توانيم پيامها را پخش نكنيم.

وي اظهار داشت: جاي سئوال دارد كه دوستان ما چشمانشان را بر روي اين تبليغات گسترده فرقه ضاله بهائيت بسته اند و از آگهي اي در يك روزنامه بهانه جويي كرده اند.

وي با بيان اينكه بسياري از افراد گل لوتوس را سمبل اين فرقه ضاله نمي دانستند گفت: باريك شدن روي اين موضوع ، رسانه اي كردن آن و توقيف روزنامه به جاي تذكر كتبي بيشتر شبيه تبليغ براي اين فرقه بوده است.

تورنگ در آخر گفت: سابقه تمام افراد اين روزنامه مشخص و بر همه آشكار است . اين روزنامه در طول هر شماره هزاران نكته مثبت را در راستاي آگهي بخشي در اختيار مردم قرار ميدهد اين اتفاق ساده نبايد جامه سپيد این روزنامه را سياه كند.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:28 توسط فرهاد خادمی| |

وي در آخرين روز حضورش در اين سمت اعلام کرد برای کاهش آمار تجاوز به عنف باید «بهره‌برداری مشروع جنسی» در جامعه تسهیل شود.
شفاف : رئیس پلیس آگاهی ناجا در آخرين روز حضورش در اين سمت اعلام کرد برای کاهش آمار تجاوز به عنف باید «بهره‌برداری مشروع جنسی» در جامعه تسهیل شود.اين در حالي است كه امروز برخي منابع خبري گزارش دادند سردار جعفري به دانشگاه علوم انتظامي نقل مكان كرده و سردار بتولي جايگزين وي شده است . حال بايد دي اظهارات مطرح شده از جانب سردار جعفري ديدگاه سازماني وي بوده يا ديدگاه شخصي .

اما آنچه كه مسلم است اين است كه اظهارات اخير در اين باره سبب بروز واكنش هاي متعددي به اين ماجرا شده و كارشناسان مختلف ديدگاه هاي خود را مطرح مي كنند .

به نوشته اعتماد، سردار جعفری گفت؛ «احکام اسلامی که زمینه های پیشگیرانه دارند مثل تسهیل در بهره برداری مشروع جنسی که در شرع هم پیش بینی شده است، می تواند موجب کاهش تجاوز به عنف شود.» بحث «بهره برداری مشروع جنسی» ناظر بر اجرای متعه یا همان ازدواج موقت در جامعه است؛ بحثی که ابتدا هاشمی رفسنجانی در سال 1370 مطرح کرد و از همان سال تا به حال هر از گاهی رخ نمایانده و چون با موج مخالفت ها روبه رو شده، به حاشیه رفته است. سردار جعفری که درباره تجاوزهای به عنف قیامدشت و لواسان حرف می زد، در گفت وگو با خبرنگاران توضیح داده؛ «اگر امکان تمتع جنسی فراهم شود، آن موقع اگر کسی مرتکب جرم شد باز هم احکام الهی تکلیف را روشن کرده است.»

طی هفته جاری این دومین مقام رسمی است که طرح ازدواج موقت در جامعه را دوباره پیش می کشد. علی مطهری نماینده مردم تهران روز شنبه اظهارنظر کرده بود برای جلوگیری از رواج فساد و فحشا در جامعه باید ازدواج موقت را بین «دبیرستانی ها» رواج داد. او گفته بود؛ «همه ما می دانیم که امروزه دختران و پسران با هم دوست می شوند و روابطی را برقرار می کنند که همه ما می دانیم نامشروع است و حتی در بسیاری از مواقع خانواده ها هم در جریان هستند. ما هم می گوییم باید همین رابطه در جریان باشد اما به صورت مشروع. آنها بیایند و ازدواج موقت کنند.» او درباره اشکالاتی که به این طرح وارد است از جمله اینکه خانواده ها به راحتی قبول نمی کنند که دختران شان ازدواج موقت داشته باشند پاسخ داده بود؛ «چرا واقعیات جامعه را نمی خواهیم باور کنیم. خیلی از دختران و پسران با هم دوست می شوند و بعد هم خیلی زود از هم جدا می شوند. خب بیایند و با هم ازدواج کنند و خانواده ها هم این را بپذیرند. وجدان دینی جوان ها را راحت کنیم و نگذاریم برای آنها گناه کردن عادی باشد.»

نماینده مردم تهران در حالی پیشنهاد ازدواج موقت دبیرستانی ها را مطرح کرد که طی هفته گذشته نماینده پژوهشی ولی فقیه در دانشگاه ها گفته بود باید طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اجرا شود. حبیب محمدنژاد اظهارنظر کرده بود برای جلوگیری از تحریک غرایز جوانان باید دانشگاه های دخترانه و پسرانه ایجاد شود. حال معلوم نیست با اظهارنظر علی مطهری جامعه به چه شکلی درخواهد آمد یعنی باید دختران و پسران دبیرستانی ازدواج موقت کنند و بعد وقتی رفتند دانشگاه در کلاس های جداگانه درس بخوانند؟ این وضعیت پارادوکسیکال را (در صورت اجرایی شدن) چه کسی مدیریت خواهد کرد؟

عباس عبدی تحلیلگر مسائل اجتماعی درباره این اظهارنظر تازه پلیس آگاهی می گوید؛ «این اظهارنظر مبتنی بر این است که اگر قواعد اسلامی آن طور که آقایان می فهمند اجرا شود همه مشکلات حل می شود. به نظر می آید این گزاره غلط است و جواب نمی دهد چون به عنوان مثال 30 سال است ربا در سیستم بانکی وجود دارد، هر روز هم زیادتر می شود که کمتر نمی شود. همه هم دوست دارند ربا را بردارند اما نمی شود و خودشان می دانند اگر این کار را بکنند فاجعه یی اتفاق می افتد. در این مورد هم همین طور است این آقایان که این توصیه ها را می کنند، حاضرند دختر 15 ساله خودشان صیغه کسی بشود. چرا نوبت به خودشان که می رسد باید حتماً خواستگار با رعایت هزار رسم و رسوم وارد شود و به هیچ وجه حاضر نیستند فرزندان شان کوچک ترین رابطه یی با کسی داشته باشند بعد برای مردم این طور نسخه می پیچند.»
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:25 توسط فرهاد خادمی| |
بیانات مهم رهبر انقلاب :
نمی‌شود هركس را با یك خطا منافق یا ضد ولایت فقیه نامید
آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند.
خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما عزيزان - برادران، خواهران - بسيجيان سرافراز. از لحاظ تاريخى، اين روزها روزهاى نشاندار و بزرگى است: شهادت امام باقر (عليه‌السّلام) كه يك شهادت داراى پيام بود؛ لذا خود امام باقر وصيت كرد كه بعد از او تا ده سال در منا به مناسبت اين رحلت، يادبود برپا شود. در ميان ائمه‌ى ما اين بى‌سابقه است، بى‌نظير است. ياد امام باقر، يعنى ياد سر برآوردن حيات دوباره‌ى جريان اصيل اسلامى در مقابله‌ى با تحريفها و مسخهائى كه انجام گرفته بود.

خاطره‌ى ديگر، خاطره‌ى روز عرفه و روز عيد قربان است؛ كه از روز عيد قربان تا روز عيد غدير، در واقع يك مقطعى است متصل و مرتبط با مسئله‌ى امامت. خداى متعال در قرآن ياد ميفرمايد: «و اذ ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال انّى جاعلك للنّاس اماما».*** 1 بقره: 124؛ «و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد، [خدا به او] فرمود: من تو را پيشواى مردم قرار دادم ... » *** ابراهيم از طرف پروردگار منصوب شد به امامت. چرا؟ چون از عهده‌ى امتحانهاى دشوار برآمد.
مبدأ اين را ميشود روز عيد قربان به حساب آورد، تا روز عيد غدير كه روز امامت اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب (عليه ءالاف التّحيّة و الثّناء) است. اين هم به دنباله‌ى امتحانات سخت بود. اميرالمؤمنين طول حيات مباركش را با امتحان - امتحانهائى كه از آن سرافراز بيرون آمده است - گذرانده؛ از سيزده سالگى يا يازده سالگى و قبول نبوت تا ليلةالمبيت، يك جوان فداكار و فانى در پيغمبر كه آماده است جان خود را فداى پيغمبر بكند - عملاً اين را در ماجراى هجرت پيغمبر به اثبات ميرساند - و بعد هم آن امتحانهاى بزرگ در بدر و احد و حنين و خيبر و بقيه‌ى جاها. اين منصب والا، دنباله‌ى اين امتحانهاست؛ لذا دلها متوجه شده است به اينكه بين عيد قربان و عيد غدير يك ارتباط است. بعضى هم اين را «دهه‌ى امامت» ناميده‌اند و نام مناسبى است.
هفته‌ى بسيج هم يك مقطع مهم است؛ يك يادبود بزرگ است. خوب، هفته‌هاى زيادى را اعلام كردند، داريم در طول سال؛ اما اين يكى يك امتيازات استثنائى دارد؛ چرا؟ چون خود بسيج يك استثناء است؛ يك حادثه‌ى بى‌نظير است. اينى كه در يك كشور، از يك حقيقت، از يك نظام، مردم با همه‌ى وجود خودشان، با بهترين عناصرشان، با مؤمن‌ترين انسانهايشان دفاع كنند و حد و مرزى در عرصه‌هاى مختلف جهاد و دفاع نشناسند، در جاى ديگرى من سراغ ندارم؛ لااقل در اين دنياى نزديك به زمان خودمان - كه دنياى انقلابها و تحولها و نظامهاى گوناگون بوده - بنده چنين چيزى را سراغ ندارم؛ اين مخصوص انقلاب ماست؛ و اين دل نورانىِ امام بزرگوار ما بود كه به اين حقيقت دست يافت و به الهام الهى و به كمك الهى اين را تحقق بخشيد و زمينه‌ى عظيمِ دلهاى منور مردم مؤمن، يك چنين محصولى را به انقلاب داد. بسيج اين است.
وقتى با حقيقت معنا به بسيج نگاه شود، بسيج رمز پايدارى و ماندگارى و عزت ملى است. جمعى از بهترين و مؤمن‌ترين مردم در هر عرصه‌اى كه كشور و نظام به آن احتياج دارد، بى‌محابا وارد شوند، همه‌ى توان خودشان را كف دست بگيرند، بياورند توى ميدان، اجر و مزدى هم نخواهند، نام و نشانى هم برايشان مطرح نباشد؛ اين خيلى چيز مهمى است. ما عادت كرده‌ايم؛ مثل خيلى چيزهاى مهمى كه انسان به آنها عادت ميكند و اهميت آنها را توجه نميكند. چنين چيزى در جاى ديگرى نيست.
خوب، اولين عرصه‌اى كه بسيج را به خود جذب كرد، عرصه‌ى دفاع از استقلال كشور و از مرزهاى كشور بود. بحث جان بود، بحث كنار گذاشتن همه‌ى لذتهاى زندگى بود؛ پير و جوان هم نشناخت؛ همه آمدند: زنها آمدند، مردها آمدند، نوجوانها آمدند، پيرهاى سالخورده آمدند وارد ميدان شدند و امتحان دادند. كدام امتحان از اين بالاتر؟ آن زمان هم بودند كسانى كه حاضر نبودند از جانشان يا از مالشان يا از استراحتشان، هيچ مايه‌اى براى كشور و براى انقلاب و براى استقلال كشور بگذارند؛ ليكن يك جمع كثيرى از مردم آمدند وسط ميدان، همه چيزشان را آوردند وسط ميدان - از جان، از مال، از آسايش، از آبرو - و استقلال و عزت كشور را حفظ كردند.
مطمئن باشيد اگر حضور بسيج مستضعفين در هشت سال دفاع مقدس نبود، امروز سرنوشت كشور چيز ديگرى بود؛ دشمن مسلط ميشد و اين حركت عمومى، اين هيجان عمومى، اين جوانى كه خودش مى‌آمد، همه‌ى خانواده‌ى خودش را هم در پشت جبهه در حال و هواى دفاع از انقلاب و دفاع از كشور و دفاع از نظام قرار ميداد، پديد نمى‌آمد؛ اين خيلى حادثه‌ى عظيمى بود.
بعد از دوران جنگ هم در همه‌ى حوادث، بسيج جلودار بوده است، پيشرو بوده است، خطشكن بوده است. اگر بحث اقتدار سياسى و ايستادگى سياسى مطرح بوده، اين جريان عظيمِ بسيج مردم در سرتاسر كشور اين شعار را تثبيت كردند، به رخ دنيا كشيدند؛ اگر بحث فرهنگى بوده است، اگر بحث سازندگى بوده است، چقدر در سرتاسر اين كشور كارهاى عظيم به وسيله‌ى نيروهاى بسيجى انجام گرفت. حتّى در ميدانهاى علمى - اشاره كردند؛ اين بيانات، بيانات خوبى بود - در عرصه هاى علمى، جوانان مؤمن كه خصوصيتشان همين است كه مؤمن‌اند، دنبال نام و نشان نيستند، از همه‌ى ظرفيت استفاده ميكنند؛ هدف هم آرمانهاى نظام اسلامى است. معناى بسيجى اين است. جوانهائى با اين خصوصيات وارد ميدان شدند. امروز افتخارات كشور، ساخته و پرداخته‌ى دست همين انسانهاى خدوم و باارزش است. نشناختن اين حقائق - يعنى نشناختن معناى بسيج - خود اين، ظلم به بسيج است.
بعضى تصور كردند بسيج منحصر است در همين تعداد گردانهاى بسيجى يا سازمانهاى نظامى بسيجى - اينها البته جزو بهترين بسيجى‌ها هستند - اما بسيج فقط اين نيست؛ بسيج گسترده است، در همه‌ى عرصه‌ها. شايد صدها برابر يا بيش از صدها برابر آن تعدادى كه در قالبهاى نظامى هستند، در قالبهاى غير نظامى هستند، در بخشهاى مختلف؛ در دانشگاه يك جور، در كارگاه يك جور، در قشرهاى مختلف مردم يك جور، در روستاها يك جور، در شهرها يك جور، در ميان عشاير يك جور، در حوزه‌هاى علميه يك جور. بسيج حضور دارد؛ يك حضور فراگير و مقتدر و تمام‌نشدنى. بسيج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معيار بسيج، بصيرت است و ايمان. ايمان از دل او ميجوشد، او را به كار وادار ميكند؛ بصيرت هم به او تفهيم ميكند كه چگونه حركت كند، معيارها را چگونه تشخيص بدهد، راه را چگونه طى كند. اين معناى بسيجى است.
هيچ تشكل ديگرى قابل مقايسه‌ى با مجموعه‌ى بسيج نيست. اين شكل سازمان‌يابى بسيجى هم ديگر قابل تكرار نيست، قابل تقليد نيست؛ اين مخصوص خود بسيج است، خصوصيت هم متعلق به بسيج است. نشناختن اين، ظلم است به بسيج. و وقتى انسان حقيقت بسيج را ميداند، آن وقت ميفهمد سرّ مخالفتها و دشمنى‌ها و عنادهائى كه هدايت ميشود از طرف دشمنان انقلاب و دشمنان كشور و دشمنان نظام به سوى بسيج؛ علت اين دشمنى‌ها را انسان ميفهمد. قله‌هاى بلند، بيشتر آماج قرار ميگيرند. نشانهاى برجسته، زودتر مورد توجه واقع ميشوند و آماج دشمنى قرار ميگيرند.
دشمنان ميدانند كه حضور بسيجى، واقعيت بسيج در كشور و در ميان ملت ايران چقدر اهميت دارد؛ لذا همت ميگمارند بر اينكه اين حقيقت مؤثر و كارآمد و نافذ را مورد تهاجم قرار بدهند. البته اين مظلوميت است. مظلوميت، مطلقاً به معناى ضعف نيست. قوى‌ترين انسانهاى دنيا هم مظلوم واقع شدند. اميرالمؤمنين نيرومندترين انسان دورانهاى گوناگون است و مظلوم‌ترين انسانها هم هست. انقلاب ما و نظام جمهورى اسلامى جزو مقتدرترين و نافذترين پديده‌هاى دوران معاصر است، اما مظلوم هم هست. شخص امام بزرگوارمان - يك انسان مقتدر و قوى كه ميتوانست دنيا را تكان بدهد و تكان داد - جزو مظلوم‌ترين انسانهاى زمان خودش بود. بنابراين مظلوميت منافات ندارد با اقتدار. بسيج مظلوم است، ولى مقتدر است، نافذ است، اثرگذار است؛ اين اثرگذارى باقى خواهد ماند و بايد اين را روزبه‌روز خود عناصر بسيجى و مجموعه‌هاى بسيجى تقويت و عميق‌تر كنند. تا بسيج هست، نظام اسلامى و جمهورى اسلامى از سوى دشمنان تهديد نخواهد شد؛ اين يك ركن اساسى است. در قضاياى مختلف هم بسيج كارآمدى خود را كاملاً نشان داده است.
آنچه مهم است براى مجموعه‌هاى گوناگون مؤمن - كه در همه جاى كشور، در همه‌ى قشرها، بدون هيچگونه اختلافى حضور دارند؛ كه اسم آنها اسم بسيج است؛ توصيف آنها به بسيج، يك توصيف حقيقى و واقعى است - اين است كه مراقبت كنند، آسيب‌شناسى كنند، نگذارند نقشه‌هاى دشمن در آسيب زدن و آفت وارد كردن توفيق پيدا كند؛ اين مهم است. در همه‌ى حركتهاى موفق، دو كار لازم است: يك كار، پيش‌بينى‌هاى راه براى پيشرفت؛ كار دوم، ملاحظه‌ى نقصها و آفت‌زدائى‌ها و شناخت آسيبها، براى اينكه ضعفها برطرف شود. اين هم پيش‌بينى است؛ اين هم مثل پيش‌بينى راه پيشرفت، جزو واجبات و فرائض هر حركت است.
همه اين را امروز فهميده‌اند و دانسته‌اند كه مواجهه‌ى استكبار با نظام جمهورى اسلامى، ديگر از نوع مواجهه‌ى دهه‌ى اول انقلاب نيست. در آن مواجهه، زورآزمائى كردند؛ شكست خوردند. مواجهه‌ى سخت بود؛ ايجاد جنگ بود، كودتا بود. در اول انقلاب كودتا راه انداختند، شكست خوردند؛ شورشهاى قومى راه انداختند، سركوب شدند و شكست خوردند؛ جنگ تحميلى را به راه انداختند كه هشت سال به طول انجاميد، شكست خوردند؛ پس دنبال اين راه‌ها نخواهند رفت، يعنى احتمالش ضعيف است. البته بايد هميشه هشيارى نسبت به همه‌ى جوانب باشد. اما اين، اولويت استكبار در مواجهه‌ى با نظام اسلامى نيست. اولويت، آن چيزى است كه امروز به آن ميگويند جنگ نرم؛ يعنى جنگ به وسيله‌ى ابزارهاى فرهنگى، به وسيله‌ى نفوذ، به وسيله‌ى دروغ، به وسيله‌ى شايعه‌پراكنى؛ با ابزارهاى پيشرفته‌اى كه امروز وجود دارد، ابزارهاى ارتباطى‌اى كه ده سال قبل و پانزده سال قبل و سى سال قبل نبود، امروز گسترش پيدا كرده. جنگ نرم يعنى ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاى مردم.
يكى از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند، بددل كنند، اختلاف ايجاد كنند؛ يك بهانه‌اى پيدا كنند، با اين بهانه بين مردم ايجاد اختلاف كنند؛ مثل همين قضاياى بعد از انتخابات امسال كه ديديد يك بهانه‌اى درست كردند، بين مردم ايجاد اختلافى كردند. خوشبختانه مردم ما بابصيرتند. اينجور كارى در كشورهاى ديگر اوضاع كشور را بكلى عوض كرد؛ در جاهاى ديگر، ترديدافكنى در دلهاى مردم نسبت به يكديگر؛ يك بهانه‌اى مثل بهانه‌ى انتخابات را پيش بكشند، ايجاد ترديد كنند، دلها را نسبت به يكديگر چركين كنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در ميانه، عناصر دست‌آموزِ مغرضِ معاند را به كارهاى خلاف وادار كنند و مسئولين كشور نتوانند تشخيص بدهند كى بود، چى بود، چه شد. اين جزو طرحهاى اساسى است. اينجور كارى را دنبال ميكنند.
خوب، شما ببينيد در يك چنين وضعيتى چه چيزى بيش از همه براى انسان مهم است؟ بصيرت. بنده بارها بر روى بصيرت تكيه ميكنم، به خاطر همين. مردم بدانند چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ ببينند آن دستى را كه دارد صحنه‌گردانى ميكند، صحنه را شلوغ ميكند تا در خلال شلوغى‌هاى مردم، يك عنصر خائنى، يك عنصر دست‌نشانده و دست‌آموزى بيايد كارى را كه آنها ميخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پيدا كرد؛ اين كارى است كه دشمن ميخواهد انجام بدهد. هر اقدامى كه به بصيرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و توده‌ى مردم جدا كند، او را مشخص كند، اين خوب است. هر اقدامى كه فضا را مغشوش كند، مشوش كند، انسانها را نسبت به يكديگر مردد كند، فضاى تهمت‌آلود باشد، مجرم و غير مجرم در آن مخلوط بشوند، اين فضا مضر است، مخالف است.
اصرار بنده بر اين است كه آحاد مردم، ملت ايران، جريانات مختلف سياسى، همه در مقابل آن افراد معدودى كه با اصل اين انقلاب مخالفند، با اصل استقلال كشور مخالفند، هدفشان دودستى تقديم كردن كشور به آمريكا و به استكبار است، با يكديگر يكى باشند. دشمن از اينگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اينجور كسانى هستند، معدودى از اين قبيل پيدا ميشوند. متن ملت، آحاد مردم، اين توده‌ى عظيم مردمى - از خواص تا عامه‌ى مردم - اينها را بايد از آن عناصر معدود خودفروخته جدا كرد؛ نبايد اشتباه اتفاق بيفتد. من مى‌بينم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش ميشود كه افراد سردرگم ميشوند؛ مردم نسبت به همديگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبين ميشوند؛ اين درست نيست.
حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.
ديديد شما در اوائل همين حوادث بعد از انتخابات - اين فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولين كارى كه شد، ترديدافكنى در كار مسئولين رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. اين ترديدافكنى‌ها خيلى مضر است؛ دشمن اين را ميخواهد. جوانان بسيجى بايد ايمان را، بصيرت را، انگيزه را، رعايت موازين و معيارها را، اينها همه را با هم ملاحظه كنند.
از جمله‌ى چيزهاى مهمى كه بايد مورد توجه قرار بگيرد، تنوع عرصه‌هاى حضور بسيج است. اين رويكردى كه اخيراً براى بسيج اعلام شد - رويكرد علم، نوآورى علمى، كار فرهنگى - بسيار چيز مباركى است. خيلى كارها هست كه بايد انجام بگيرد، كه جز با روحيه‌ى بسيجى و با همين ايمان جوشان امكان‌پذير نيست. مطمئن باشيد تا بسيج در اين كشور هست، تا اين روحيه‌ى صدق و صفا و خدمت بى‌مزد و منت در ميان مردم ما - بخصوص جوانان ما - وجود دارد، دشمن هيچگونه لطمه‌اى به اين انقلاب و به اين نظام و به اين كشور نخواهد توانست وارد كند.
كسانى هم كه با اشاره‌ى دشمن، با تشويق دشمن، با لبخند دشمن، با كف زدن دشمن برايشان، ميخواهند با اين نظام، با اين قانون اساسى، با اين حركت عظيم مردمى مواجه كنند، سرشان را دارند به سنگ ميزنند؛ سر به ديوار ميكوبند، كار بيهوده ميكنند. مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسى را بمجرد يك خطائى يا اشتباهى گفت منافق؛ نميشود هر كسى را بمجرد اينكه يك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است. در تشخيصها خيلى بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.
به خداى متعال توكل كنيد و از خداى متعال كمك بخواهيد. من دعاگوى شما هستم. ان‌شاءاللَّه توجهات حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) شامل حال همه‌ى شما و همه‌ى جوانان اين كشور و همه‌ى مردم عزيز ما باشد و ان‌شاءاللَّه ادعيه‌ى زاكيه‌ى آن بزرگوار بتواند ما را در همه‌ى اين راه‌ها كمك كند و دستگير اين ملت عزيز باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:23 توسط فرهاد خادمی| |
برخي اطلاعات سري مربوط به موشكهاي ايران از جمله موشك "حوت" برروي اينترنت قرار گرفته است. 

به گزارش جهان، اين اطلاعات لو رفته شامل تكنولوژي و مشخصات محرمانه اين موشك، تصوير ومفاد برخي نامه نگاري‌هاي كشورمان با كشور طرف قرار داد و متن بعضي دستورات داخلي و اقدامات انجام شده در مورد چگونگي خريداري موشك حوت است. موشک حوت، یکی از سریع‌ترین موشک‌های رادار گریز زیر آبی جهان است كه اولين بار در سال 1385 در مانور پيامبر اعظم(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مورد آزمايش قرار گرفت. 

سرعت این موشک معادل ۱۰۰ متر بر ثانیه‌است که ۳ تا ۴ برابر بیشتر از سرعت اژدرهای معمولی است. توان رزمی اين موشك برابر با موشک VA-111 Shkval ساخت روسیه است و تنها دو کشور ایران و روسیه فناوری لازم را برای ساخت چنین موشک‌هایی به دست آورده‌اند. از ديگر ويژگيهاي "حوت" اين است که هيچ ناوي هرچند مجهز به سيستم هاي ضد موشک هاي دريايي باشد، نمي تواند از تيررس آن فرار کند. 

بنابراین گزارش با اینکه اطلاعات منتشر شده جزء اسرار محرمانه و طبقه بندی شده بوده و دسترسی به آنها توسط افراد عادی مقدور نبوده است، مشخص نیست که چگونه این اطلاعات سر از سایتهای آمریکایی در آورده است.
نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 18:1 توسط فرهاد خادمی| |

پاییز تلخ برای ریش قرمز و گنجی

حكم زندان برای مرد دومیلیارد دلاری بورس تهران

خرید سرمایه گذاری ملت توسط رسول گنجی حواشی زیادی داشت. گنجی شركت را 42 میلیارد تومان خرید اما روزنامه اصلاح طلب آن را به بنیاد الزهرا پیوند زد و از چند چهره سیاسی صاحب نفوذ نام برد وسپس روزنامه بهار توقیف شد

می گویند بورس تهران خوش استقبال و بد بدرقه است. مصداق این بی وفایی ظهور سهامداران زیادی  در یك محدوده زمانی بلند مدت و سقوط آنها به فاصله ناچیز است.

به گزارش خبرنگار آینده یكی از مصادیق بارز این ظهور و سقوط ها، رسول تقی گنجی است. رسول گنجی كه زاییده ودست پرورده اقتصاد بیمار ایران درسال های اخیراست، نمونه خوبی از سرمایه گذاران بدخیم ایرانی است كه گاهی در سریال های تلویزیونی ایران می بینیم.مردی كه درپایان فیلم اسیر كارهای بدش می شود وبه دام قانون می افتد.با این تفاوت كه درپایان سریال های ایرانی،پلیس متهم را به دام می اندازد اما درمورد رسول گنجی زمانی حكم صادر می شود كه او درایران نیست.

سهامداران قدیمی بورس و افرادی كه در سال های آغازین دهه 80 اقدام به خرید و فروش سهام می كردند، به طور قطع با نام رسول تقی گنجی آشنا هستند. مردی كه زمانی ادعا كرده بود "یك درصد GDP ایران "است.مردی كه درگفت وگویی اعتراف كرده بود كه دربورس تهران 2میلیارد دلار دارایی دارد.گنجی روزگاری قبله آمال سهامداران بود. شخصی كه خرید سهام یك شركت وی، صف های خرید و رشد قیمت باورنكردنی را برای سهام مزبور در پی داشت. این جو روانی به گونه ای بود كه حتی شایعه خرید سهام توسط گنجی اثری مشابه خرید واقعی داشت و سهامداران را به ایجاد صف ترغیب می كرد. اما اكنون دادگستری تهران رسول گنجی را به زندان وپرداخت جریمه محكوم كرده است.این درحالی است كه  اكثر شركت های گنجی یا مدت هاست كه به دلیل شفافیت در اطلاع رسانی با توقف طولانی مدت نماد مواجه هستند یا دچار زیان عملیاتی شده اند كه در نهایت متضرر اصلی سهامداران خرد هستند.

گنجی درحال حاضر درایران نیست و به صورت دردناكی در آمریكا به سر می برد.او قسمت زیادی از بینایی اش را ازدست داده و با ویلچر رفت وآمد می كند.دولت بخش عمده ای از دارایی هایش را ضبط كرده است.به طور مثال چیزی حدود 15 میلیون دلار از دارایی های گنجی كه به صورت وثیقه در گروی بانك توسعه اسلامی بود،با حكم محاكم قضایی ضبط شده ودراختیار این بانك بین المللی قرار گرفته است حتی گفته می شود زمانی كه درایران بوده،با حكم قاضی،او را روی تخت بیمارستان مجبور به پرداخت حقوق كارگران یكی ازشركت های زیرمجموعه اش كرده اند.اكنون به یاد جمله معروف رسول گنجی می افتیم كه گفته بود" ما نزدیك 75درصد آن چیزی را كه شما دارایی تصور می‌كنید، بدهی داریم".

رسول گنجی در گفت وگوی مفصلی كه دراریبهشت سال 1386 با روزنامه توقیف شده "هم میهن" داشت گفته بود كه او خانواده اش  سهام  بیش از84 شركت را درپرتفوی دارند.این پرتفوی، به گفته گنجی دومیلیارد دلار ارزش داشته است.رسول گنجی روزگاری قبله آمال خیلی از سهامدارن بورس تهران بود.رسیدن به دارایی افسانه ای او،برای خیلی ها آرزویی دست نیافتنی به شمار می رفت. اوآن روزها مالك شركت هایی هم چون"آرتاویل تایر"،"مهرام"،شیمیایی رازی (تولید كننده چسب رازی)" ، "مینو" سرمایه گذاری ملت" وده ها شركت كوچك وبزرگ دیگر بود. چند سال پیش،او با خرید سهام شركت سرمایه گذاری بانك ملت،درمیان رادیو وتلویزیون های لس آنجلسی شهرتی به هم زد."شهرام همایون" مدیر شبكه سیاسی كانال یك، چندین برنامه علیه گنجی پخش كرد وسعی كرد القا كند كه او(گنجی) یكی از میلیاردرهایی است كه مشاور سرمایه گذاری چند چهره معروف  سیاسی كشور است."بنیاد الزهرا" نام اورا به چند چهره معروف جمهوری اسلامی پیوند زد وباعث شد نام "رسول تقی گنجی" خیلی بیش تر از ارزش پرتفویی كه داشت،درگیر حاشیه میلیاردرها شود.

ماجرای مهرام
نام گنجی از ابتدای ورودش به بورس،همراه با حاشیه وحرف وحدیث بود.او شركت مهرام را از شاهرخ ظهیری خرید وبابت تسویه حساب،چندفقره چك بانكی با ارقام درشت به اوداد اما با كمك دوستانی كه دربرخی نهادهای امنیتی داشت یا شاید ادعا می كرد كه دارد،شاهرخ ظهیری را  به حاشیه كشاند وپس ازاین كه مبلغی بابت فروش شركت پرداخته بود،ازدادن بخش عمده ای از ثمن معامله سر باز زد وچیزی حدود یك میلیارد تومان ازبدهی اش را نپرداخت.شاهرخ ظهیری كه او را به نام پدر صنایع غذایی ایران می شناسند،هنوز داغ مهرام را درسینه دارد.

ماجرای دنا
خیلی ها تبلیغات گسترده شركت دنا را در تلویزیون به یاد دارند.نمونه آن چه در شركت مهرام به وقوع پیوست، به شكلی دیگر در شركت دنا تكرارشد. گنجی درمورد حواشی خرید شركت لاستیك دنا گفته است" ما 20درصد سهام دنا را از" بنیاد فاطمی" در بورس تهران خریدیم. یعنی در رقابت ماشینی و گران‌تر از تابلو هم خریدیم. یعنی مثلا در تابلو هر سهم سیصد تومان بود، اما من هشتصد تومان خریدم. باقی مانده سهام، تا 63درصد را هم در بورس از مردم خریدم.ه عنوان یك سهامدار عمده قیمت این سهام را بسیار بالا بردم. همان طور كه در مهرام این كار را انجام دادم. تا زمانی كه از رفتارهای یك گروه در كارخانه خسته نشده بودم به فكر فروش آن نبودم. زمانی كه آنجا را فروختم به ثمن بخس فروختم. نسیه هم فروختم.هنوز هم 38میلیارد تومان از آن پول را دریافت نكرده‌ام. من 63میلیارد تومان آن سهام را فروختم و هنوز 38میلیارد تومان از این مقدار را طلبكارم. به شما اطمینان می‌دهم هیچ اتفاق ناگواری برای سهامدار نیفتاده است. زمانی كه آنجا بودم 40میلیون دلار ماشین‌آلات جدید وارد كردم، خط لاستیك سنگین را توسعه دادم كه خوشبختانه الان فعال شده و یكی از بزرگ‌ترین كارخانه‌های لاستیك‌سازی كشور است. همین الان هم با من مذاكره می‌كنند كه دوباره آنجا را بخرم. البته من تمایلی به این كار ندارم چون ساختار تغییر نكرده است".البته روایت فروشندگان لاستیك دنا با آن چه گنجی گفته،متفاوت است.

ماجرای سرمایه گذاری ملت
خرید شركت سرمایه گذاری توسط رسول گنجی،درسال 1381 حواشی زیادی به دنبال داشت.گنجی این شركت را 42 میلیارد تومان خرید كه آن روزها رقم زیادی محسوب می شد.روزنامه اصلاح طلب بهار،نام گنجی را به بنیاد الزهرا پیوند زد ودراین میان اسمی از چند چهره سیاسی صاحب نفوذ برده شد.چند روز بعد، روزنامه بهار توقیف شد واین شائبه به وجود آمد كه جریان قدرتمند پشت بنیاد الزهرا بهار را توقیف كرده است.گنجی درمورد آن روزها گفته است" اصلا من چیزی به نام" بنیاد الزهرا" نمی‌شناسم. ما چنین چیزی نداریم. من هیچ وقت هیچ معامله‌ای با "بنیاد الزهرا "نداشتم. تمام اینها نشات گرفته از مصاحبه یك نفر با" رادیو آزادی" است. آقایی كه به "ریش قرمز" معروف است، پنج سال قبل ، با رادیو آزادی مصاحبه كرد و گفت یك "الیگارشی "پنج خانواده‌ای در ایران شكل گرفته است كه  خانواده گنجی‌ هم درآن عضویت دارد. همچنین ایشان گفت در معامله‌ای كه برای خرید" دنا "صورت گرفته است فساد وجود داشته است. تلویزیون‌های لس‌آنجلسی این موضوع را تعقیب كردند و من آن زمان به رادیو آزادی زنگ زدم و از آنها سوال كردم چه كسی این سرنخ ها را به شما داده است؟آنها هم اسم چند نفر را بردند و گفتند شما هم مصاحبه كنید و گفته‌های آنها را رد كنید. من گفتم حاضر به مصاحبه با رادیو آزادی نیستم و مصاحبه نكردم. این قضیه باعث به‌وجود آمدن یك ذهنیت شد.سایت  سیاسی «پیك‌نت» هم كه توسط چپ های شكسته خورده اداره می شود، این قضیه را تكرار كرد. یك بارهم به آمریكا رفتم . شخصی به نام «شهرام همایون» از یك كانال سیاسی بارها با هتل من تماس گرفت و گفت من راجع به شما حرف‌های غلط و نادرست به مردم می‌گویم. شما 10هزار دلار به "تلویزیون كانال یك "كمك كنید، من تمام آنها را تكذیب و از شما در تلویزیون تعریف می‌كنم. من حتی حاضر به صحبت با او نشدم ایشان در تلویزیون می‌گفت گنجی رفته و بانك ملت را خریده است.به مردم پیشنهاد می داد كه ؛بروید شیشه‌های بانك  ملت را بشكنید چون گنجی آن را خریده است . خیلی خنده داراست".

بنیاد فاطمیه نه الزهرا
آن روزها تلویزیون های لوس آنجلسی گنجی وسرمایه گذاری ملت را به چهره های مطرحی ازجمله شیخ محمد یزدی،احمد جنتی وچند روحانی بلند پایه دیگر نسبت می دادند اما گنجی درگفت وگو با روزنامه هم میهن به شدت آن را تكذیب كرده وگفته است" من صد در صد این حرف‌ها را تكذیب می‌كنم، گرچه كاری ندارم كه جایی به نام" بنیاد الزهرا "وجود دارد یا نه؟ فعالیت دارد یا خیر؟ "بنیاد فاطمیه" زمانی وجود داشت كه بعد ورشكست شد و از بین رفت. من با بنیاد فاطمیه هم از طریق "جواد نادر شاهی" كه مشاور وزیر اقتصاد بود آشنا شدم. بعد به بورس رفتم و سهام آنجا را خریدم و بعد از آن هم ارتباطی با آن جا نداشتم. یك بار هم آقای "یزدی" را در زمان ریاست قوه قضاییه در دفترشان دیدم كه مربوط به كار دیگری بود. من صرفا بخش خصوصی هستم. من همانی هستم كه برای شما معرفی كردم.وام‌دار كسی هم نیستم. فقط مقداری به بانك‌ها بدهكارم! هر چه دارم متعلق به  خودم وخانواده‌ام است. با كسی هم شریك نیستم. درصدهای ما در خانواده هم الان دیگر مساوی نیست".

ماجرای مینو
گنجی درمورد شركت مینو گفته است" ما 49درصد «گروه صنعتی مینو» را داریم. 49درصد «پارس مینو» را هم داریم. با وجود اینكه در اداره این شركت ، هیچ دخالتی نداریم، اما همچنان در آن مانده‌ایم. می‌دانید كه 50درصد «مینو» به ستاد آزادگان عزیز تعلق دارد و ما فقط دو عضو هیات‌مدیره در این شركت داریم. كار ما این است كه در جلسه‌های این شركت حضور پیدا كنیم، احوالی از دوستان بپرسیم و بعد هم خداحافظی كنیم. اگر افتخاری در اداره این شركت سراغ دارید، آن را به نام هیات‌مدیره «مینو» ثبت كنید و اگر انتقادی دارید، به خانواده گنجی نسبت ندهید.ما در این شركت نقش نداریم. اما با همه این مسائل، «مینو» را هم خیلی دوست دارم.البته یادآوری یك نكته هم اهمیت دارد كه تا حالا ما از شركت مینو، چیزی دریافت نكرده‌ایم. شاید منتظر سود ناشی از افزایش قیمت سهام آن هستیم، اما برای سود سهام شركت، دندان تیز نكرده‌ایم".

ماجرای گنجی وخاموشی
علینقی خاموشی زمانی كه مجبور به ترك كرسی اتاق بازرگانی شد،به اتفاق افرادی هم چون رسول گنجی یك شركت سرمایه گذاری تاسیس كرد تا با اعتباری كه دارد،هم چون تجربه كشورمالزی،بزرگ ترین شركت واسطه گری بخش خصوصی را ایجاد كند.گفته می شود رسول گنجی مقدارزیادی از دارایی های این شركت تازه تاسیس را بابت بدهی هایی كه داشته به طلبكاران خود داده ودرمقابل،به علینقی خاموشی چك مدت دار داده است.گفته می شود خاموشی به شدت ازاین جریان برآشفته شده است.

حسین داوودیان وریش قرمز
دراطلاعیه دادگستری نامی از حسین داوودیان هم برده شده كه اونیز زمانی یكی از بزرگ ترین سهامداران بورس تهران محسوب می شد.او ازطریق هم پیمانی با علیرضا احمدی كه دربورس به نام "ریش قرمز" معروف بود،گروه قدرتمندی تشكیل داده بود اما ازمدت ها پیش،اونیز روبه افول نهاد.نمونه دیگر این ستاره های غروب كرده، حسین داوودیان است. داوودیان در سال های بی بدیل بورس به لحاظ رونق و بازدهی (سال های 82 و 83) مدیرعامل شركت كربن ایران و یكی از نقش آفرینان بازدهی های چند صد درصدی سهام گروه سرمایه گذاری پتروشیمی شامل سرمایه گذاری پتروشیمی، كربن ایران، دوده صنعتی، گازلوله و لاستیك سهند بود. شركت برخی از آنها پس از گذشت 5 سال از آن زمان تا مرحله انحلال و ورشكستگی نیز پیش رفته اند. اما داستان حسین داوودیان به گروه پتروشیمی ختم نمی شود. چراكه وی اواخر سال 83 در یك معامله جنجالی، سهام گروه صنعتی، پیام و آزمایش و پارس قوطی را خریداری كرد. سه شركت نامبرده پس از ورود داوودیان، سرنوشتی مشابه گروه پتروشیمی را تجربه كردند به گونه ای كه در آغاز با انتشار شایعاتی از جمله اعلام EPS چندصدتومانی برای آزمایش زیان ده، گروه داوودیان شاهد افزایش حبابی قیمت سهام شد و در نهایت انتشار گزارش های پی درپی شفاف سازی از سوی بورس، شعله كم جان این شركت ها را خاموش كرد. پیام و آزمایشی كه از آزمایش بورس سربلند بیرون نیامدند و اكنون سه سال است كه نماد آنها را هیچ سهامداری در بورس تهران ندیده است. وضعیتی كه باز هم متضرر اصلی آن سهامداران خرد هستند.

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 17:57 توسط فرهاد خادمی| |