دیوانه گرش پند دهی ،کار نبندد / وربند نهی ،سلسله درهم گسلاند
افشای محتوای نامههای اوباما به رهبری در حالی است كه آیتا... خامنهای
برای نخستینبار در خطبههای نمازجمعه 29 خرداد گذشته موضوع نامهنگاری
اوباما به ایشان را علنی كردند.این اظهارات یادآور تصمیم تاریخی امام
خمینی در 13 آبان 1365 در افشای درخواستها و ترددات مقامات كاخ سفید به
ایران بود در حالیكه حدود 6 ماه از نامه محرمانه اوباما به آیتا... خامنهای
میگذرد، رهبر انقلاب در آستانه روز مبارزه با استكبار جهانی جزئیات جدیدی
از این نامهها را افشا كردند. به گفته رهبر انقلاب: «همین رئیس جمهور جدید
آمریكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پیغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه
بیائید صفحه را عوض كنیم، بیائید وضع تازهاى درست كنیم، بیائید در حل
مشكلات عالم با همدیگر همكارى كنیم؛ تا این حد! ما هم گفتیم پیشداورى
نكنیم؛ ما به عمل نگاه میكنیم. گفتند، میخواهیم تغییر ایجاد كنیم. گفتیم
خوب، ببینیم تغییر را.» رسانههای آمریكا خودداری كاخ سفید از انتشار متن نامههای اوباما را
دلیل انفعال و ضعف رئیسجمهور آمریكا در برابر رهبر انقلاب ارزیابی
كردهاند. مسعود
زاهدیان در گفتگو با خبرنگار مهر در شهرکرد اظهار داشت: گرایش اقشار جامعه
به خصوص جوان برای مصرف مواد مخدر صنعتی از قبیل، شیشه، کراک، کریستال
و... زنگ خطری برای کشور است. وی افزود: در حال حاضر بالاترین مصرف مواد مخدر
تریاک، کراک وشیشه به دلیل سهولت در مصرف و قیمت پایینتر مواد مخدری مصرفی
بعدی در کشور است. زاهدیان به گرایش مصرف مواد مخدر صنعتی در کشور اشاره
کرد و عنوان کرد: علت اصلی استفاده از این مواد تبلیغات سوء شبکه های
قاچاق در مورد تاثیر مصرف این مواد بر روی شادابی، جوان ماندن، لاغری و
... است. وی با بیان اینکه مصرف مواد مخدر صنعتی از قبیل شیشه،
قرصهای اکستازی، مواد نیروی زای بدن سازی و ... بخشی از موادی هستند که
اثرات مخدری و روانگردانی دارند و قاچاقچیان مواد مخدر این را کذب می
دانند، خاطر نشان کرد: اطلاعات علمی و پژوهشهای ما نشان داده اثرات مواد
مصرفی صنعتی بعد از یک مدت مخرب ترین تاثیرات رابرای فرد به دنبال دارد. زاهدیان افزود: ترتیب مصرف مواد مخدر در کشور تریاک،
کراک افغانی، هروئین، شیره تریاک، حشیش، کریستال، و... می باشد که برای
مسئولان کشوری نگرانی هایی را ایجاد می کند. وی با بیان اینکه اکثر واردات مواد مخدر مصرفی
از کشورهای جنوب شرقی وکشورهای اروپایی است اذعان داشت: بیشتر واردات مواد
مخدر در کشور از استان های حاشیه شرقی کشور می باشد. زاهدیان خاطر نشان کرد: در جلسه ستاد مبارزه با مواد
مخدر در استان چهارمحال و بختیاری اقدامات تخصصی برای اردوگاه های باز
پروری تصمیم گیری شده است. وی یاد آورشد: حضور معتادان در جامعه موجب شیوع بیماری زیادی در جامعه است. زاهدیان با بیان اینکه حضور معتادین در جامعه موجب از
هم پاشیدن یک خانواده و حتی یک محله می شوند بیان داشت: بهترین مکان برای
پیشگیری از اعتیاد، کانون خانواده ها می باشد. وی با بیان اینکه هرچه انسجام گرمایی و واگرایی
بیشتردر بین خانواده ها وجود داشته باشد، تصریح کرد: گرایش مواد مخدر در
بین اقشار جوان کمتر خواهد شد. زاهدیان اذعان داشت: در بحث پیشگیری مصرف مواد مخدر
سازمان های آموزش وپرورش، سازمان ارشاد وفرهنگ اسلامی و ارگان های فرهنگی
و... اقدامات پیشگیرانه را توسعه دهند. وی تصریح کرد: فعالیت های پیشگیری و برخورد انتظامی باید در آخرین مرحله صورت گیرد. زاهدیان با اشاره به اینکه قانون موجود اشکالاتی دارد
بیان داشت: اگر این قانون به خوبی درجامعه استفاده شود نتیجه خوبی را می
توانیم به دست آوریم. وی با با بیانه اینکه محیط زندان ها باید تغییر کند و
از حالت عمومی خارج شود، خاطر نشان کرد: قاچاقچیان مواد مخدر باید در
شرایط سخت ویژه مجازات شوند. زاهدیان یاد آور شد: مردمی کردن نهضت مبارزه با مواد مخدر تاثیر در مکملها اعتیاد و همچنین احساس مسئولیت مردم جامعه را در پی دارد. در غیاب مهدی هاشمی، سایت آینده به طور کامل در اختیار علی لاریجانی قرار گرفته است. لینک برخی اخبار سایت الجوار به مدیریت مسوول دفتر علی لاریجانی: http://www.aljewar.org/news-13110.aspx http://www.aljewar.org/print-14890.aspx در حال حاضر جلسات اعضای سایت آینده با محمد جعفری به طور منظم برگزار میشود. لازم به یادآوریست علاوه بر آینده، سایت خبر نیز در اختیار دکتر علی لاریجانی، قرار دارد. "...نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی در واكنش به شعارهای انحرافی اول انقلاب
كه با هدف فراموشی استكبار جهانی صورت میگرفت، فرمودند: یك دسته "الله
اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا.
خط این بود كه این قضیه مرگ بر آمریكا منسی بشود. در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداختهایم: "....نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با
آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان
را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید
و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می
خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود،
دشمنی خصوصی هم با هیچ كدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین
جوانان ما را كه از بین بردند، اینها با افرادشان یك آشنایی نداشتند، نمی
شناختند،اما می خواستند یك شلوغی بشود، یك انفجاری حاصل بشود و مردم از
صحنه بیرون بروند و دیدند كه خیر، عكس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این
شد كه همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد كه مشت این ادعا كنها كه
ما برای آزادی و برای كذا می خواهیم زحمت بكشیم و باید این ملت آزاد باشد
و كذا، مشت اینها باز شد كه اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی
انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند كه این منافقین هم
آزاد بیایند توی مردم و بعد از یك سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف
كنند آزادانه و بسیاری از كارهایی كه میخواهند مخفیانه انجام بدهند،
آزادانه انجام بدهند، برای اینكه، آزادی است! بیجهت نیست كه در آن
نقطهای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و كف می زنند. امام مظلوم
ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یك نفر
آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می
برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می
كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت
می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر
امریكا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29) در
میان اسناد ساواک، نخستین سند از تبعید امام خمینی به ترکیه که به تاریخ
12 آبان 1343 منتشر شده، رئیس ستاد فرماندهی نیروی هوایی رژیم شاهنشاهی به
بیان جزئیات پرواز پرداخته است. به گزارش رجانیوز، در این نامه که از
رئیس ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش به رئیس ساواک با طبقهبندی سری و
خیلی خیلی فوری نوشته شده، از انتقال امام خمینی به آنکارا با یک فروند
هواپیمای 130ست، خبر داده شده است. همچنین در سند دیگری که تاریخ صدور آن 16
آبان 1343 است، مأمور اعزامی ساواک در گزارش "خیلی فوری" خود به تهران که
خطاب به رئیس ساواک نوشته، اولین سخن امام خمینی در راه تبعید را بیان
میکند. این مأمور اعزامی ساواک که سرهنگ افضلي است، در نامه خود مینویسد: «در اجرای امر ساعت 8 صبح چهارشنبه 13
آبان به اتفاق شخص مورد نظر وسیله هواپیما بطرف آنکارا پرواز نموده اولین
صحبت ایشان خطاب به اینجانب در هواپیما این بود که من برای دفاع از وطنم
تبعید شدم. پس از سه ساعت و سی دقیقه در فرودگاه آنکارا پیاده شدیم. در
سالن فرودگاه یکی از مأمورین امنیتی ترکیه جلو آمد و پس از بیان نام
اینجانب و معرفی خود بهنام مأمور ابتدا به زبان ترکی سپس آلمانی صحبت
نمود. در فاصله کوتاهی به اتفاق شخص موردنظر و مأمور معرفی شده با اتومبیل
و پس از طی 35 کیلومتر به آنکارا رسیده مستقیما به هتل بلوار پالاس طبقه
چهارم اتاق 514 که قبلاً آماده شده بود مستقر شدیم. پس از 24 ساعت توقف،
چون محل استقرار مشکوک بهنظر میرسید، بوسیله مأمورین ابتدا محل دیگری
انتخاب شد، سپس در ساعت 2 بعدازظهر پنجشنبه 14 آبان بهوقت آنکارا با
مراقبت کامل بهوسیله دو نفر مأمور ترک به محل جدید طبقه 8 واقع در
خیابانی که اسم آن را نمیدانم، منتقل گردیده که وسایل استراحت کاملاً
مهیا میباشد و نسبت به مکان اول دارای حفاظت بیشتری است. روحیه شخص مورد نظر نسبت به روز اول بهتر
است و در محل جدید برنامه روزانهاش بیشتر استراحت و تلاوت قرآن و ادای
نماز و صرف غذا است و گاهگاهی هم کلمات ترکی را منتشر مینماید ولی نباید
وی را تنها گذاشت، بهعلت کنجکاوی مخبران جراید ترکیه و خبر منتشره از
رادیو ایران و انتشار خبر دیگری در روزنامه مورخ 5 نوامبر بهنام YENI
GAZETE ترکیه در نظر است تا چند روز دیگر به بورسا یکی از شهرهای ترکیه که
در سیصد و شصت کیلومتری غرب آنکار میباشد، منتقل گردد. اما براساس تاريخنگاري حجتالاسلام سيد
حميد روحاني، روز 13 آبان 1343 امام خميني متعاقب نطق كوبندهاي كه 9 روز
پيش از آن عليه لايحه كاپيتولاسيون ايراد كردند، بازداشت و به تركيه تبعيد
شدند. در لحظات اوليه بامداد روز 13 آبان 1343 صدها كماندو و چترباز مسلح
حكومت شاه منزل امام را در قم محاصره كرده از بام و ديوارها وارد منزل
شدند و براي بازداشت امام به جستجوي خانه پرداختند. امام كه در آن لحظه در
يكي از اتاقهاي اندروني به نماز و دعا مشغول بود از سر و صداها و جست و
خيزها دريافت كه به منزل وي يورش آوردهاند. او بيدرنگ لباس بر تن كرد.
اما پيش از آنكه كليد درب اتاق را بياورند، مأموران تلاش كردند با لگد درب
را شكسته و وارد اتاق ايشان شوند. امام بانگ زد «وحشيگري در نياوريد الآن
در را باز ميكنم» مأموران بياعتنا به اين هشدار در را شكستند و وارد
اتاق شدند. امام مهر امضاي خود را به بانو خميني سپرد و فرمود شما را به
خدا ميسپارم. مأموران مسلحي كه سراسر كوچه را اشغال
كرده بودند 400 نفر بودند. آنان امام را به داخل يك اتومبيل فولكس انتقال
دادند و تا سر خيابان بردند و از آنجا ايشان را به يك شورلت كه در
سرخيابان ايستاده بود، منتقل كردند. وقتي امام از فولكس به شورلت منتقل
ميشد با مشاهده صدها نظامي رو به فرمانده آنان كرد و با لبخند گفت «اين
همه قوا لازم نبود». اتومبيل شورلت مسير 140 كيلومتري قم به
تهران را در 90 دقيقه طي كرد. در اين مسير اتومبيل فقط يك بار به خواست
امام براي انجام فريضه نماز صبح ايشان كنار جاده توقف كرد. پس از آن
مستقيماً رهسپار فرودگاه مهرآباد تهران شد. در باند فرودگاه يك فروند
هواپيماي سي ـ130 با موتورهاي روشن آماده پرواز بود. يكي از مأموران
امنيتي در فرودگاه گذرنامه امام را به دست ايشان داد و گفت: جنابعالي
اكنون به تركيه ميرويد و خانواده شما نيز به زودي به شما ملحق خواهند
گرديد. امام با هدايت سرهنگ افضلي كه قرار بود ايشان را تا تركيه همراهي
كند، از پلكان هواپيما بالا رفتند و در جاي مخصوصي كه براي ايشان در نظر
گرفته شده بود نشستند. سرهنگ افضلي نيز در كنار امام نشست. هواپيما علاوه
بر اين دو، 7 خدمه نيز داشت كه عبارت بودند از: 1ـ سرگرد محمدعلي اروندي وقتي هواپيما به هوا برخاست هنوز خورشيد
طلوع نكرده بود. به دنبال اوجگيري هواپيما امام به سرهنگ افضلي كه در
كنارش نشسته بود رو كرد و گفت: «آيا شما ميدانيد كه من به جرم دفاع از حيثيت ارتش و استقلال وطنم تبعيد ميشوم؟» (نزديك به اين مضمون) گويا امام ميدانست كه ساواك سرگرم تنظيم اطلاعيهاي است مبني بر اينكه: «... چون رويهي آقاي خميني و تحريكات
مشاراليه بر عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي ايران بود،
لذا در تاريخ 13 آبان ماه از ايران تبعيد گرديد.» امام مخصوصاً بر كلمهي «استقلال» تكيه ميكند و به سرهنگ افضلي ميگويد: «من به جرم دفاع از استقلال وطنم تبعيد
ميشوم.» آقاي سرهنگ افضلي كه گويا انتظار روبرو شدن با چنين سؤالي را
نداشت، بياختيار جابجا شد و با صدايي گرفته پاسخ داد: «تا روزي كه به
امريكا احتياج داريم ناچاريم يك سري آوانسهايي به آنها بدهيم.»! امام بيدرنگ پاسخ داد: «يعني حتي نواميس
مملكت خود را نيز در اختيار آنان قرار دهيم؟» (نزديك به اين مضمون) سرهنگ
افضلي پاسخي نتوانست بدهد، ليكن با حركت سر گوئي به اين پرسش پاسخ مثبت
داد! سرهنگ افضلي در گزارش خود به تهران تنها
به آوردن اين جمله بسنده كرده است كه: «... اولين صحبت ايشان خطاب به
اينجانب در هواپيما اين بود كه من براي دفاع از وطنم تبعيد شدم...». پس از اين صحبت يكي از گارسونها به حضور
ايشان آمد و اظهار داشت كه: اجازه ميفرمائيد براي شما چاي بياوريم؟! امام
خميني رو كرد به سرهنگ افضلي كه در كنار ايشان نشسته بود و پرسيد كه ايشان
(اشاره به گارسون) مسلمانند؟! پيش از آنكه او چيزي بگويد گارسون مزبور به
حرف آمد كه «اختيار داريد من از خانوادهي روحاني و ...» و پدر بزرگ خود
را كه يكي از علما بوده است معرفي كرد؟ امام خميني با آوردن چاي موافقت
نمود. پس از نوشيدن چاي سرهنگ افضلي پيشنهاد داد كه اگر مايل باشيد به
داخل كابين هواپيما برويم تا از نزديك دستگاه حركت و فرود آمدن و اوجگيري
و ... را مشاهده كنيد. قائد بزرگ با اين پيشنهاد نيز موافقت كرده به اتفاق
سرهنگ افضلي به داخل كابين رفتند و تا فرودگاه تركيه در كابين هواپيما
نشستند و از بعضي وسايل و لوازم هواپيما ديدن كردند و پرسشهائي دربارهي
دستگاههاي مربوطه و نحوهي عمل آنها نمودند. هواپيماي نظامي حامل امام پس از سه ساعت
و سي دقيقه پرواز، در ساعت 30/11 در فرودگاه آنكارا بر زمين نشست. در
سالن فرودگاه، مأموران امنيتي تركيه كه به استقبال آمده بودند، پس از
گفتگو با سرهنگ افضلي، امام را به اتفاق نامبرده سوار اتومبيل كردند و پس
از طي 35 كيلومتر مسافت فرودگاه تا آنكارا، امام را مستقيماً به هتل بلوار
پالاس، طبقه چهارم، اطاق شماره 514، كه قبلاً آماده شده بود، بردند. از آنجا كه اين هتل در مركز شهر قرار
داشت و مخبرين داخلي و خارجي در آن كشور براي به دست آوردن صحت و سقم
شايعهي تبعيد امام سخت كنجكاو شده بودند. امام تنها يك شب را در اين هتل
ماندند. سپس مأموران امنيتي تركيه، به منظور هر چه بيشتر پوشيده نگهداشتن
محل سكونت امام، در ساعت 2 بعداز ظهر روز پنجشنبه 14 آبان ماه (30
جماديالثاني) با مراقبت كامل و طرح پيشبيني شده، او را به يكي از
ساختمانهاي فرعي خيابان آتاتورك به نام fotoetem منتقل كردند. با
حضور گسترده مردم در راهپیمایی ضد استکباری 13 آبان، جایی برای نقش آفرینی
جریانات شکست خورده انتخابات باقی نماند. به گزارش رجانیوز در حالی که از
مدتها پیش تبلیغات گسترده ای توسط طیف موسوم به سبز برای روز 13 آبان آغاز
شده بود، حضور اقشار مختلف مردم، دانشجویان و دانش آموزان جریانات موسوم
به سبز را در حاشیه قرار داد. به گزارش رجانیوز، مردمی که از صبح در
خیابان طالقانی و خیابان های اطراف حضور یافته بودند، شعارهای "مرگ بر
آمریکا"، "مرگ بر اسرائیل"، "مرگ بر منافق"، "واي اگر خامنهاي حكم جهادم
دهد، ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد"، "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر
ما است"، "مرگ بر ديکتاتور مخملي"، "هم غزه هم لبنان خط مقدم ما است" و
"سبز فقط سبز علي لعنت به سبز اموي" سر دادند. مردم تصاویری از شهيدان
مطهري، بهشتي، همت، باكري را نیز به همراه داشتند. در میان حضور چشم گیر مردم در سراسر کشور
و در استان ها و شهرهای مختلف، خواه ناخواه انزوای بیش از پیش حامیان
میرحسین موسوی به نمایش گذاشته شد. در حالی که اصلاح طلبان با پشتوانه
رسانه های بیگانه و با صدور بیانیه های متعدد از مدتها پیش برای شرکت در
راهپیمایی روز 13 آبان آماده می شدند، حضور محسوس آنان تنها به پایتخت
خلاصه شد و حتی در شهرها و استان های بزرگ کشور هم بروز قابل توجهی پیدا
نکرد. تمرکز صرف در تهران و حضور اقشاری از
شمال شهر در تجمعات، بیش از پیش خلاصه شدن جنبش سبز در پایتخت و قشری خاص
از مردم را به نمایش گذاشت؛ واقعیتی که تداعی گر دیکتاتوری اقلیت در برابر
خواست عمومی ملت بود. در عین حال در تهران اصلاح طلبانی که موفق به برهم
زدن مراسم روز 13 آبان نشده بودند، در مواجهه با شعارهای پی در پی مردم به
سمت خیابان های اطراف حرکت کردند و با آتش زدن سطل های زباله یا شکستن
شیشه برخی اتوبوس ها به راه خود ادامه دادند. سیر تجمعات و راهپیمایی های طی ماههای
اخیر حکایت از ریزش شدید پشتوانه مردمی اصلاح طلبان و قرار گرفتن آنها در
موضع اپوزیسیون نظام دارد. این در حالی است که میرحسین و برخی اصلاح طلبان
پیش تر معترضان را از طرح شعارهای رادیکال و تند باز می داشتند. تکرار این
دست شعارها در راهپیمایی های پراکنده به سمت خیابان های اطراف نشان از آن
داشت که جریان سبز فاقد رهبر واقعی است و تنها نتیجه عملی آن زمینه سازی
برای اعلام حضور کسانی است که از دیرباز با انقلاب و نظام سر ناسازگاری
داشته اند. انتقاد از بیانیه های یک نامزد شکست
خورده انتخابات، از محورهای سخنرانی حداد عادل در جمع راهپیمایان 13 آبان
بود. او تصریح کرد:در بيانيه آقايان سخني از ظلم و ستم آمريکا قبل و بعد
از انقلاب نيامده طبيعي است که به مذاق دشمنان خوش آيد و بارها از صداي
آمريکا و بي بي سي پخش شود. حداد عادل ادامه داد:آنان در اين بيانيه
از مهمترين واقعه 13 آبان يعني تسخير لانه جاسوسي آمريکا سخني به زبان نمي
آورند و اين حيرت آور است. رييس کميسون فرهنگي مجلس افزود:مگر مي شود کسي
در مورد 13 آبان سخن بگويد اما از واقعه مهم آن حرفي به زبان نياورد؟ حداد عادل با بيان اين که آمريکا از
کساني که مدعي تقلب در انتخابات بودند حمايت کرد، يادآور شد:«مدعيان، عصر
روز جمعه انتخابات، اعلام کردند که پيروز بوده و فرداي آن روز بحث تقلب را
مطرح کردند.» وي تاکيد کرد:«مدعيان نه براي پيروزي خود و نه تقلب دليل
قانع کننده اي نداشتند.» رييس کمسيون فرهنگي مجلس همچنین
افزود:«مقام معظم رهبري مانند هميشه از آراي مردم حمايت کردند و جهت تقويت
بنيان مردم سالاري ديني در کشورمان زير بار اين جنجال آفريني ها نرفتند.»
وي ادامه داد:«سخن منطقي و صريح رهبري اين بود که اگر دليلي براي تقلب
داريد از راههاي قانوني دنبال کرده و در اختيار شوراي نگهبان قرار دهيد.» مواضع آمریکا در قبال ایران و کشورهای
مختلف از دیگر محورهای سخنان حدادعادل بود. حداد عادل که در جمع
راهپيمايان 13آبان در مقابل لانه جاسوسي آمريکا در تهران سخن مي گفت،
تصريح کرد:آمريکا بر خلاف شعارهايي که در حمايت از آزادي و حقوق بشر سر مي
دهد همواره از حکومت هاي ديکتاتور حمايت کرده است. رييس کميسيون فرهنگي مجلس خاطرنشان کرد
که آمريکا هيچ وقت حامي حکومت هاي مردمي نبوده است. حداد عادل گفت: آنچه
براي آمريکا در سراسر جهان مهم بوده است تسلط بر کشورها و تامين منافع کاخ
سفيد است. حداد عادل در بخش ديگري از سخنان خود
گفت: آمريکا برخلاف شعارهايي که براي دمکراسي و حقوق بشر ميدهد همواره از
حکومتهاي ديکتاتوري حمايت ميکند و هيچ گاه حامي دولتهاي مردمي نبوده
است. رييس کميسيون فرهنگي مجلس گفت: در اطراف
ما کشورهايي هستند که در برخي از آنان اصولا آزادي در انتخابات وجود ندارد
و برخي از آنها حتي در چند سال اخير مجلس نيز نداشتند اما در نزد آمريکا
عزيز بودند چرا که منافعش را تامين ميکردند. راهپیمایی 13 آبان البته حاشیه هایی هم داشت: * راهپيمايي 13 آبان امسال در حالي
برگزار شد كه خيابان طالقاني كه لانه جاسوسي سابق آمريكا در آن واقع است،
سراسر مملو از جمعيت بود و حركت به سمت لانه جاسوسي از شرق و از خيابان
نجاتاللهي و از غرب از مترو طالقاني، به دليل ازدحام جمعيت بسيار سخت بود
و خبرنگاران براي رسيدن به جايگاه ويژه خبرنگاران و همچنين مسئولان كشوري
براي رسيدن به جايگاه مخصوص دچار مشكل بودند. * هر چند در اواسط اين برنامه اعلام شد
كه نمايندگان مجلس به جهت اهميت حضور در اين راهپيمايي، جلسه علني مجلس را
ترك كرده و به سمت لانه جاسوسي حركت كردهاند، اما ازدحام مذكور موجب شد
كه قريب به اتفاق اين نمايندگان ملت نتوانند به جايگاه مخصوص مسئولين كه
در مقابل جايگاه سخنراني تعبيه شده بود دسترسي پيدا كنند و از اين روي در
ميان خيل جمعيت حاضر در خيابان، به سخنان همكار خود (غلامعلي حداد عادل)
كه سخنران ويژه مراسم بود، گوش فراميدادند. البته نمايندگاني چون موسي
قرباني، حسين فدايي و پرويز سروري كه از ابتدا در اين مراسم حضور يافته
بودند، در جايگاه مخصوص و بر روي صندليهاي قرمز نشسته و راحتتر از ديگر
نمايندگان به سخنان حدادعادل گوش ميكردند. * جمعيت حاضر در خيابان طالقاني و در
مقابل لانه جاسوسي آمريكا، عكسهاي مقام معظم رهبري و امام خميني(ره) و
همچنين پلاكاردهايي با مضامين سخنان رهبر معظم انقلاب و امام خميني درباره
آمريكا در دست داشتند. * با توجه به برخي اتفاقات رخ داده پس از
انتخابات 22 خرداد سال جاري و تلاش عدهاي براي تطهير آمريكا، امسال
فريادهاي مرگ بر آمريكاي حاضرين رساتر و پلاكاردهايي با همين مضمون نيز
بسيار بزرگتر از سالهاي قبل بود. * حاضرين در اين راهپيمايي، شعارهاي "مرگ
بر آمريكا "، "مرگ بر انگليس " و "مرگ بر اسرائيل " سر ميدادند. اين
افراد براي جلوگيري از درك اشتباه خبرنگاران رسانههاي خارجي مانند
بيبيسي و سيانان و جلوگيري از تحريف، شعارهاي خود را به زبان انگليسي
هم سر دادند. * شركتكنندگان در راهپيمايي 13 آبان
امسال، شعار "استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي " را نيز يكپارچه سر
ميدادند. اين شعار كه از شعارهاي پيش از انقلاب و دوران ابتدايي بعد از
انقلاب است، در پاسخ به برخي اظهارات طرفداران موسوي مبني بر "جمهوري
ايراني " مجددا بعد از سالها سر داده شد. پلاكاردهايي با مضامين جمله
امام مبني بر "جمهوري اسلامي، نه يك كلمه بيشتر، نه يك كلمه كمتر " كه به
تعداد زياد در دست حاضرين قرار داشت نيز پاسخي به همين موضوع بود. * "اطلاعت از خامنهاي، اطاعت از امام
است "، "ما تا آخر ايستادهايم "، "ما با ولايت زندهايم " و پلاكاردهاي
ديگر از اين دست نيز از جمله پارچهنوشتههايي بود كه در دست راهپيمايان
قرار داشت. * اطراف محل سخنراني حداد عادل نيز مملو
از نوشتههاي ضد آمريكايي و ضد استكباري بود. شعار "مرگ بر آمريكا " كه بر
روي جايگاه سخنراني وي نقش بسته بود به همراه پارچه نوشته بزرگ جمله
امام(ره) مبني بر اينكه "آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند " كه به 3 زبان
فارسي، انگليسي و عربي نوشته شده بود و جملات ديگري از امام خميني(ره) و
رهبر معظم انقلاب درباره آمريكا كه در پشت سر حداد عادل نصب شده بود، به
همراه سخنان ضد استكباري قاطع حداد عادل، فضاي مكان استقرار سخنران ويژه
را كاملا ضداستكباري و به تبع آن ضدآمريكايي كرده بود. * حداد عادل در بخشي از سخنان خود به
اتفاقات مربوط به انتخابات اشاره كرد و گفت: يكي از كانديداها عصر روز
انتخابات بدون هيچ دليل منطقي، پيروزي قطعي خود را اعلام و صبح روز بعد،
بدون هيچ استنادي، دروغ تقلب را اعلام كرد ولي در ميان اين جوسازيها و
فشارها، آنكسي كه مانند امام(ره) از آراي ملت صيانت كرد و براي تقويت
بنياد مردمسالاري ديني، زير بار جنجالآفرينيها نرفت، مقام معظم رهبري
بود. اين سخنان حداد عادل با شعارهاي يكپارچه "الله اكبر، خامنهاي رهبر،
مرگ بر ضدولايت فقيه " راهپيمايان همراه شد. * حداد عادل همچنين به بيانيههاي
شخصيتهاي سياسي مانند موسوي، البته بدون ذكر نام، نيز اشاره كرد و گفت:
اين روزها برخي افراد درباره 13 آبان بيانيه ميدهند ولي در آن از مهمترين
اتفاق اين روز كه تسخير لانه جاسوسي آمريكا بود، سخني به ميان نميآورند
كه اين حيرت آور است. به گفته حداد عادل، اين عجيب نيست كه چنين بيانيهاي
مرتب از سوي بيبيسي و صداي آمريكا و ... پخش شود. حداد عادل همچنين گفت:
من نميدانم اين افراد چگونه ميخواهند جواب ملت و شهيدان و ايثارگران و
جانبازان انقلاب و فرزندان واقعي امام كه دانشجويان و دانشآموزان و مردم
ديندار ايران هستند را بدهند و در آن دنيا چگونه ميخواهند در برابر امام
شهدا و شهدا پاسخگو باشند. اين گفتههاي حدادعادل با شعارهاي "مرگ بر
منافق " حاضرين در اين راهپيمايي باشكوه همراه شد. شعاري كه اين روزها
براي موسوي و كروبي به شعاري آشنا تبديل شده است. كروبي با همين شعار از
سوي مردم از نمايشگاه مطبوعات به بيرون رانده شد و موسوي و خاتمي نيز اين
شعار را در راهپيمايي روز قدس به طور ملموس درك كردهاند. * از ديگر نكات جالب اين راهپيمايي و
مراسم، اين بود كه گويا دستان مسئولان حاضر در جايگاه ويژه سبكتر از پيش
شده بود، چرا كه برخلاف برخي مراسمات كه بعضي از مسئولان، كمتر از مردم با
سر دادن شعار و بلند كردن مشتهاي گرهكرده ابراز احساسات ميكنند، اما
اين بار به همراه مردم و پس از سخنان حدادعادل با دستهاي گرهزدهاي كه
به آسمان بلند ميكردند، شعارهاي "مرگ بر منافق " و "الله اكبر، خامنهاي
رهبر، مرگ بر ضدولايت فقيه " سر ميدادند. * البته تشرهاي حدادعادل به موسوي و
كروبي و خاتمي همچنان ادامه داشت، آنجا كه مجددا بدون ذكر نام به برخي
موضعگيريهاي اين افراد و همفكرانشان درباره مذاكرات هستهاي اشاره كرد و
گفت: كساني كه ديروز براي سازش در مسئله هستهاي در مجلس ششم تلاش
ميكردند و براي پذيرفتن شروط دولتهاي زورگو براي تعليق فعاليتهاي
هستهاي ايران، طرح 3 فوريتي ميدادند، امروز در مسئله هستهاي
اظهارنگراني و دلسوزي ميكنند. * البته جايگاه خبرنگاران نيز بيحاشيه
نبود. داربست نسبتا شل جايگاه و دو خبرنگار بياحتياط كه بر روي اين
داربستها نشسته بودند نيز آنها را تا مرز حادثه و افتادن از جايگاه به
پايين پيش برد كه البته با كمك ديگر خبرنگاران، از اين حادثه پيشگيري شد. * پيامكهايي با مضمون جمله امام(ره) مبني * عكسي از شهيد همت به همراه جملهاي از
وي مبني بر اينكه "روشنفكران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند، زيرا نه
آن را ميشناختند و نه برايش سختي كشيده بودند و نه رنجي متحمل شده بودند
" نيز كه در دست برخي راهپيمايان قرار داشت، جلب توجه ميكرد. * اين مراسم پس از پايان سخنان حداد عادل
و در ساعت 11:30 به پايان رسيد و پس از به آتش كشيدن پرچم آمريكا از سوي
راهپيمايان، مردم حاضر در مقابل لانه و سرتاسر خيابان طالقاني و
خيابانهاي اطراف، محل را ترك گفتند. ساعاتي پس از تسخير كامل سفارت امريكا در
عصر روز 13 آبان چند دانشجوي جوان در يكي از اتاقهاي سفارت مقابل
خبرنگاران نشستند و پس از آنكه تعدادي از سلاحهاي امريكايي را به آنها
نشان دادند به قرائت بيانيه اول و دوم تسخيركنندگان پرداختند. اين
دانشجويان وقتي در برابر اين سؤال قرار گرفتند كه نام شما چيست؟ پاسخ
دادند: دانشجويان پيرو خط امام و اين گونه بود كه در تمام نشستهاي خبري،
سخنرانيها و اعلام مواضع تلويزيوني نامي از اين دانشجويان به ميان
نميآمد و آنها با عنوان «يكي از دانشجويان خط امام» معرفي ميشدند حتي
معصومه ابتكار مترجم و سخنگوي انگليسي زبان نيز در گفتوگو با رسانههاي
غربي خود را «مري» معرفي ميكرد و اين گونه به «خواهر مري» معروف شد.
دانشجويان شش ماه اول تسخير را در سفارت امريكا كه به آن لقب «لانه
جاسوسي» داده بودند به سر بردند. هر كس در سفارت مسئوليتي داشت. ابراهيم
اصغرزاده، طراح اصلي تسخير سفارت امريكا، رضا سيفاللهي، محسن ميردامادي،
حبيبالله بيطرف و رحيم باطني شوراي مركزي دانشجويان را تشكيل ميدادند.
در كنار شوراي مركزي، شوراي بازو وجود داشت. گفته ميشود علي اصغر زحمتكش،
عباس عبدي، سيدمحمد هاشمي اصفهاني، اكبر رفان، محمدرضا خاتمي، محسن
امينزاده، رحمان دادمان، شمسالدين وهابي، وفا تابش، محمد نعيميپور،
حسين شيخالاسلام و فروز رجاييفر اعضاي اين شورا بودند. عباس عبدي پس از چندي به خاطر مشكلات
شخصي از لانه بيرون آمد و به شيراز رفت. علي زحمتكش نيز مسئول عمليات
تسخير و در لانه كار حفاظت از گروگانها را بر عهده داشت، تنها فردي بود
كه در دادگاههاي امريكا به خاطر بازداشتن يكي از گروگانها از نابود كردن
اسناد تحت پيگرد قرار گرفت. سيدمحمد هاشمي اصفهاني از دانشجويان دانشگاه
اميركبير بعدها با معصومه ابتكار ازدواج كرد و برخلاف همسرش از فعاليت
سياسي كناره گرفت و از مديران نفتي شد. اكبر رفان نيز در لانه مسئوليت
تداركات را بر عهده داشت. محمدرضا خاتمي، محسن امينزاده،
نعيميپور و معصومه ابتكار در واحد روابط عمومي بودند كه مهندس احمد
حسيني بر كار آنها نظارت ميكرد. حسين كمالي مسئول تبليغات بود. وفا تابش،
حسين شيخالاسلام و فروز رجاييفر نيز در كار بررسي اسناد لانه بودند.
شيخالاسلام و رجاييفر به دليل تسلط به زبان عربي و انگليسي گاهي نقش
مترجم را هم بازي ميكردند. فروز رجاييفر در روز 13 آبان مسئول دفتر
دانشجويان تخليه لانه و پايان كار تشكيلاتي پس از شكست خفتبار امريكا در طبس،
دانشجويان خط امام كه مقاومت گستردهاي به مدت 6 ماه گذشته براي عدم تحويل
گروگانها به دولت موقت و شوراي انقلاب داشتند با همكاري اطلاعات سپاه به
مسئوليت محسن رضايي تصميم گرفتند كه گروگانها را در چند دسته به شهرهاي
مختلف اعزام كنند. دليل اين تصميم عدم تجمع گروگانها براي شكست هر گونه
عمليات رهايي بود. مشهد، ساري، رشت، يزد، اصفهان، شيراز و چند شهر ديگر
مقصد گروههايي از دانشجويان پيرو خط امام و گروگانها بود كه مخفيانه با
لباسهاي مبدل به اين شهرها سفر ميكردند. در اواسط تابستان 59 فرار
ناموفق يكي از گروگانها و سخت شدن نگهداري از گروگانها سبب شد تا شوراي
مركزي دانشجويان در توافقي با سپاه پاسداران گروگانها را در اختيار دولت
شهيد رجايي قرار دهد. بدين ترتيب گروگانها به زندان اوين و زندان توحيد
(موزه عبرت) منتقل شدند تا دانشجويان خط امام كه در مذاكرات الجزاير نيز
كنار گذاشته شده بودند آخرين بهانه با هم بودن را نيز از دست بدهند. با
تشكيل جلسهاي در لانه، دانشجويان به ابراز نظر درباره آينده جنبش
پرداختند. برخي معتقد به ايجاد حزب بودند و برخي ديگر نيز پايان كار
تشكيلاتي را طلب ميكردند، در نهايت رأيگيري شد و در نتيجه گروه دوم
پيروز شدند و پايان كار تشكيلاتي دانشجويان خط امام اعلام شد. لانه جاسوسي اما تا چند سال در اختيار
دانشجويان بود، كار بررسي اسناد ادامه داشت و عصرهاي جمعه به بهانه ديدار،
مسابقه فوتبالي نيز در زمين ورزش برگزار ميشد اما با تصميم دولت موسوي در
سال 64 لانه جاسوسي تحويل سپاه پاسداران شد. اسناد و مدارك نيز منتشر شد و
آنچه منتشر نشده بود، در اختيار وزارت تازه تأسيس اطلاعات قرار گرفت. سپاه و جنگ مهر 59 همزمان با فراغت دانشجويان خط
امام از نگهداري گروگانها، عراق تهاجم ناجوانمردانهاي را به مرزهاي غربي
كشور آغاز كرد. دانشجويان نيز كه در دوران حفاظت از گروگانها دورههاي
آموزش نظامي را به صورت كامل در پادگانهاي شمال كشور گذرانده بودند، به
جبهه رفتند. همچنين ارتباطات گسترده قبلي با سپاه پاسداران سبب شد تا اكثر
دانشجويان لباس سبز پاسداري را به تن كنند. اكبر رفان كه بعدها اولين
فرمانده نيروي هوايي سپاه لقب گرفت، حسين دهقان مدتي به لبنان رفت و در
دهه 80 رئيس بنياد شهيد انقلاب اسلامي شد، عليرضا افشار بعدها رئيس ستاد
مشترك سپاه پاسداران، فرمانده كل بسيج و معاون فرهنگي ستاد كل نيروهاي
مسلح بود و رضا سيفاللهي كه بعدها مسئول اطلاعات سپاه و اولين فرمانده
نيروي انتظامي شد، از جمله اين افراد بودند. السابقون السابقون هنوز گروگانهاي امريكا در ايران بودند
كه در روز 16 آبان خبر شهادت تعدادي از دانشجويان خط امام منتشر شد. شهيد
حسين علمالهدي اگرچه مستقيماً در تسخير لانه جاسوسي نقش نداشت اما همكاري
مستقيم او با واحد بررسي و انتشار اسناد، سبب شد تا او را نيز دانشجوي
پيرو خط امام بخوانند. در ماجراي كانديداتوري احمد مدني براي رياست
جمهوري، علمالهدي با معرفي آيتالله خامنهاي، به لانه جاسوسي مراجعه كرد
و با همكاري واحد بررسي اسناد و واحد تبليغات، اسناد مربوط به همكاري مدني
با امريكاييها در سطحي وسيع منتشر شد. حسين علمالهدي محسن وزوايي از دانشجويان دانشگاه شريف
كه در لانه مسئوليت اطلاعات- عمليات را برعهده داشت، چند ماه زودتر از
آغاز جنگ به سپاه پاسداران پيوست. با شروع جنگ وزوايي به جبهه غرب رفت و
فرماندهي گرداني با كار ويژه عمليات پارتيزاني را برعهده گرفت. او در
عمليات فتح بلنديهاي بازي دراز فرمانده بود و در اين عمليات مجروح شد. در
آذر 1360 او فرمانده گردان حبيببن مظاهر تيپ تازه تأسيس محمدرسولالله
(ص) شد كه در عمليات فتحالمبين اين گردان نوك عمليات بود. با تأسيس تيپ
10 سيدالشهدا او فرمانده اين تيپ شد و در فروردين 61 با همين تيپ وارد
عمليات بيتالمقدس (فتح خرمشهر) شد و در اين عمليات بود كه در 22 ارديبهشت
هنگام هدايت نيروهايش چند كيلومتر مانده به خرمشهر به شهادت رسيد. عباس وراميني نيز يكي ديگر از دانشجويان
خط امام بود كه مسئوليت آموزش نظامي دانشجويان را برعهده داشت. وراميني
همانند تعدادي ديگر از دانشجويان در سال 58 با يكي از دختران دانشجوي پيرو
خط امام ازدواج كرد و خطبه عقد او را امام خميني (ره) قرائت كرد. وراميني
در سال 61 با حكم احمد متوسليان به فرماندهي ستاد لشكر 27 محمدرسولالله
(ص) منصوب شد. مسئوليت سپاه 11 قدر و قرارگاه نجف اشرف از ديگر
مسئوليتهاي او بود. نقشآفريني در پستهاي كليدي پس از پايان كار لانه جاسوسي، بسياري از
دانشجويان كه به خاطر انقلاب فرهنگي دانشگاهها را تعطيل ميديدند، جذب
دستگاه و سازمانهاي دولتي و نهادهاي انقلابي شدند. شايد انتصاب حسين
شيخالاسلام، يكي از سخنگويان دانشجويان پيرو خط امام، كه البته رابطه
خوبي با اعضاي شوراي مركزي بخصوص دانشجويان چپ مزاجي مانند عباس عبدي و
ميردامادي نداشت، به معاونت سياسي وزارت خارجه، اولين انتصاب يكي از
دانشجويان به سمتي ارشد در دولت بود. شيخالاسلام 16 سال در اين معاونت
باقي ماند و كارشناس خبره مسائل منطقه بخصوص فلسطين، لبنان و سوريه شد. او
سپس 3 سال سفير ايران در سوريه شد و پس از نمايندگي در دور هفتم مجلس
معاون خاورميانه و قائم مقام وزير امور خارجه شد. شيخالاسلام تنها ديپلمات لانه جاسوسي
نبود، محسن امين زاده نيز در دوران خاتمي به معاونت آسياي وزارت امور
خارجه رفت و وزير در سايه دوران وزارت كمال خرازي بود. مهاجر و محمد مهدي
رحمتي نيز از دانشجويان خط امام بودند كه مسئوليتهايي را تجربه كردند.
محمدمهدي رحمتي بعدها به معاونت نظارت راهبردي «معاونت برنامهريزي و
نظارت راهبردي» رياست جمهوري در دوران دولت نهم منصوب شد. در انتخابات مجلس سوم، ابراهيم اصغرزاده
براي اولين بار به عنوان عضو دانشجويان پيرو خط امام كانديداي تهران شد.
او موفق شد تا به مجلس راه يابد اما اقدامات راديكال او سبب شد تا در
روزهاي آخر مجلس بازداشت و محاكمه شود. اصغرزاده كه سخنران ثابت مراسمهاي
دفتر تحكيم وحدت بود و حتي در دوم خرداد سال 78 اعلام كرد كه از بمب اتم
هم خطرناكتر است، به دليل اختلافات گسترده در شوراي شهر اول تهران به جمع
مخالفان خاتمي پيوست و در انتخابات سال 80 كانديدا شد كه رد صلاحيت شد.
عباس عبدي در آن روزها به طنز گفته بود كه اصغرزاده ميخواهد موشي در ديگ
اصلاحات بيندازد و «انا شريك» بگويد! «طاهره رضازاده» از ديگر دانشجويان پيرو
خط امام كه همسر ابراهيم اصغرزاده نيز هست در انتخابات ششم به مجلس راه
يافت. مجلس ششم دانشجويان پيرو خط امام ديگري نيز داشت. شمسالدين وهابي،
محمد نعيميپور و محمدرضا خاتمي كه نايب رئيس مجلس نيز بود. اما قرعه اولين و تنها وزير در ميان
دانشجويان خط امام، به نام «حبيب الله بيطرف» دانشجوي يزدي دانشگاه تهران
درآمد. او 8 سال وزير نيرو بود. در دوران وزارت بيطرف، علي زحمتكش و وفا
تابش دو عضو ارشد دانشجويان خط امام به خوزستان رفتند و مسئوليت ساخت
سدهاي بزرگ كرخه 2 و 3 را برعهده گرفتند. رحمان دادمان مدت كوتاهي وزير
راه و ترابري شد اما در يك حادثه هوايي جان باخت. حسين شريفزادگان نيز يك سالي وزير رفاه
در دولت خاتمي بود. حسين دهقان و معصومه ابتكار نيز معاونان رئيسجمهور
بودند. در معاونتهاي وزارت كشور نيز، رضاسيفاللهي معاون امنيتي در دوره
اول عبدالله نوري بود كه با ادغام شهرباني، كميته و ژاندارمري، نيروي
انتظامي را تشكيل داد و خود اولين فرمانده آن شد. محمدرضا بهزادياننژاد
نيز در دوره دوم وزارت عبدالله نوري معاون اقتصادي وزارت كشور شد اما به
دليل مواضع افراطي، عبدالله نوري ترجيح داد تا او را بيش از يك سال بعد
كنار بگذارد. بهزاديان كه دستي هم بر فعاليتهاي اقتصادي داشت در اواخر
دوران خاتمي رئيس اتاق بازرگاني تهران شد اما بر سر اختلافات گسترده با
علي نقي خاموشي در آبان 84 جايش را به محمد نهاونديان داد. در دولت نهم
نيز عليرضا افشار سمتهاي معاونت سياسي و اجتماعي وزارت كشور را در دوران
پورمحمدي و محصولي تجربه كرد. مقامات ارشد گرچه تصدي سمت وزارت، فرماندهي نيروهاي
مسلح و وكالت مجلس نشان از نفوذ دانشجويان پيرو خط امام در ساختار حكومتي
ميدهد اما ارشد مقامهاي حكومتي به دانشجوياني رسيد كه در دوران تسخير نه
در ديدرس كه در متن كار بودند. عزتالله ضرغامي، به مانند بسياري از
دانشجويان پس از پايان كار لانه به سپاه پاسداران پيوست اما علاقههاي
فرهنگي او را پس از جنگ به معاونت سينمايي وزارت ارشاد كشاند، معاونت
پارلماني و امور استانها در دوران رياست علي لاريجاني و مجلس ششم سبب شد
تا ضرغامي در بهار 83 به رياست سازمان صدا و سيما منصوب شود. ضرغامي
سالها سخنران مراسم 13 آبان در مقابل لانه جاسوسي بود. اما سرنوشت محمد
علي جعفري يا همان عزيز جعفري به گونهاي ديگر بود. جعفري متولد يزد در
دانشكده معماري دانشگاه تهران تحصيل ميكرد، به مانند بقيه به سپاه پيوست
و بزودي با فراگيري فنون رزمي، اولين گردان زرهي سپاه را ايجاد كرد.
فرماندهي تيپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف در دوران جنگ و فرماندهي
نيروي زميني سپاه به مدت 13 سال و 5 سال فرماندهي قرارگاه ثارالله تهران
از جمله مسئوليتهاي عزيز جعفري بود. وي در زمستان 86 با حكم فرماندهي كل
قوا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. جعفري پس از اغتشاشات اخير
در افشاگري تكاندهندهاي اسامي برخي دانشجويان پيرو خط امام را كه عليه
منافع ملي مشغول توطئه بودند، اعلام كرد. سخنگوها گفتيم كه دانشجويان پيرو خط امام در
نشستهاي خبري و يا سخنرانيها خود را معرفي نميكردند اما بنا به تقسيم
كاري كه شده بود، ابراهيم اصغرزاده، حبيبالله بيطرف و رحيم باطني
مسئوليت گفتوگو با رسانههاي داخلي را برعهده داشتند. در جريان
افشاگريهاي دانشجويان كه به صورت مستقيم از تلويزيون پخش ميشد، روزي كه
اسناد مربوط به ارتباط ناصر ميناچي وزير ارشاد دولت موقت با سفارت امريكا
قرار بود افشا شود، رحيم باطني نتوانست بر احساساتش غلبه كند و سخنان تندي
عليه نهضت آزادي بيان كرد. اين اظهارات سبب مظلومنمايي شديد جريان طرفدار
سازش با امريكا شد. باطني كه نماينده دانشجويان دانشگاه ملي (شهيد بهشتي)
در شوراي مركزي بود، بعدها معاون جهاد دانشگاهي كشور شد. اما كساني كه به دليل تسلط به زبان
انگليسي ميتوانستند با رسانههاي غربي تعامل كنند، حسين شيخالاسلام،
معصومه ابتكار، فروز رجاييفر و محسن وزوايي بودند. زماني هم كه قرار بود
يكي از دانشجويان در نماز جمعه تهران سخنراني كند و يا بيانيهاي قرائت
كند، مهدي رجب بيگي اين مسئوليت را عهدهدار ميشد. رجببيگي كه قلم و
بيان رسايي داشت، از سالها قبل با انتشار نشريه طنز به نام «جيغ و داد»
با كمونيستها درگير بود. رجب بيگي در مهر 60 به دست منافقين در
خيابانهاي تهران به شهادت رسيد. برائتجويان ماجراي پشيماني كساني كه در تسخير سفارت
امريكا در تهران نقش داشتند، از همان شب 13 آبان آغاز شد. حاتم قادري و
جواد مظفر دو دانشجوي دانشگاه ملي به دليل حمايت امام از حركت دانشجويان
از لانه خارج شدند. سه روز بعد چند دانشجوي ديگر نيز با بيان اينكه هرچند
تسخير، يك حركت ضدامپرياليستي است، اما اين راه مبارزه با امپرياليسم
نيست! از لانه خارج شدند. اما برخوردهاي محكم دانشجويان خط امام
سبب شد تا چند هفته بعد چند نفر از تسخيركنندگان از لانه اخراج شوند.
مجتبي بديعي، عضو سابق شوراي مركزي حزب مشاركت در اينباره ميگويد:
«رفتارهاي افراطي در لانه زياد بود. آقاي دادمان و افرادي كه در آن طيف
بودند، روي بحث ولايت فقيه خيلي حساس بودند، اما ما قبول نداشتيم. يك روز
بنده و دكتر سامي و دكتر داوودي و يك دوست ديگر در سفارت قدم ميزديم كه
آمبولانس دنده عقب به طرف ما آمد و چند نفر نقاب به چشم و مسلح ما را در
آمبولانس انداختند و آژيركشان به خارج از سفارت آمدند و ما را در بالاي
ميدان هفت تير از آمبولانس پائين انداختند. به اين ترتيب بود كه لانه
بتدريج از مخالفان ولايت فقيه پاكسازي ميشد. در يك شب سرد زمستاني نيز يك
پسر و دختر به خاطر وابستگي خطي به مجاهدين خلق (منافقين) اخراج شدند. اما باري روزن سالها بعد يكي ديگر از
دانشجويان را نيز اينبار در پاريس ملاقات كرد. عباس عبدي از دانشجويان
پليتكنيك (اميركبير) در اين ديدار كه پس از دوم خرداد 76 رخ داد، تلويحاً
از اقداماتش ابراز برائت كرد و خواستار شكستن ديوار بلند بياعتمادي بين
ايران و امريكا شد. اين ديدار اعتراض گسترده دانشجويان پيرو خط امام را در
پي داشت. فروز رجاييفر در مصاحبهاي اعلام كرد كه عباس عبدي اصولاً جزو
دانشجويان پيرو خط امام نبود. محمد هاشمپور يزدانپرست، استاد دانشگاه
شيراز هم كه مسئول چاپخانه در لانه بود، گفت كه ديدار عباس عبدي شرمآور
بود. در سالهاي اخير هم برخي اعضاي حزب مشاركت كه جزو دانشجويان خط امام
هم بودند، مانند ميردامادي و محمدرضا خاتمي و وهابي سعي ميكنند تا درباره
واقعه 13 آبان در برابر سؤالات خبرنگاران قرار نگيرند. دانشجويان پيرو خط امام، اساتيد پيرو خط امام به هر روي به نظر ميرسد سنت عدم معرفي
دانشجويان پيرو خط امام از آبان 58 تا آبان 88 ادامه داشته باشد، به
گونهاي كه متبحرترين تاريخنگاران معاصر نيز هنوز بيش از 50 اسم از
دانشجويان را بيشتر سراغ ندارند اما در يك نگاه كلي اگر در هر يك از
دانشگاههاي معتبر داخلي جستوجوي كوتاهي كنيم، اسامي بسياري از دانشجويان
را در ميان اساتيد دانشگاه مييابيم. از دكتر فيروزآبادي همسر شهيد شوريده
و استاد مكانيك دانشگاه شريف تا دكتر محمدحسين صادقي عضو هيأت علمي
دانشگاه تربيت مدرس، از دكتر عبدالحسين روحالامين استاد داروسازي دانشگاه
تهران تا محمدهاشم پوريزدانپرست، استاد اقتصاد دانشگاه شيراز. دانشجويان پيرو خط امام در 13 آبان سال
58 خالق حماسهاي بودند كه در آن «پيروي از خط امام» اصل بود نه نام و
عنوان آن 300 نفر دانشجو. گروه تاریخ- رجانیوز: «خدایا! به ما پرواز را بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتشی در انگار نوشته ها و حرف هایش برای امروز است؛ کهنگی ندارد. غصه ماندن،
شوق رفتن و نگرانی آینده، فکر و ذکر کسی بود که نماند تا ببیند همرزمانش
در لانه جاسوسی راه به کجا می برند و چه می کنند. می گفت: «می رویم تا خط
امام بماند.» و کسانی چون عباس عبدی و میردامادی ماندند تا خط امام را به
موزه های تاریخ بسپارند! حق داشت نگران آینده باشد؛ حق داشت. از خط امام
می گفت: «خطی که از ابراهیم آغاز شد و در تداوم سرخ خویش با دست های پاک
محمد و علی به قلب پرشور امام امت رسید تا رنجبران زمین را از جور حکومت
قابلیان برهاند.» می گفت: «می رویم که خط امام بماند. خطی که تبلور قاطعیت
بر علیه جباران، عصاره عصیان مستضعفان بر علیه مستکبران، فریاد همیشه
مظلومان، راه پیروز محرومان است...» وقتی دانشجویان سفارت آمریکا را گرفتند، او هم در میان آنان بود و هم
او بود که گاه بیانیه ها را به نمایندگی از بقیه می خواند. شهید مهدی رجب
بیگی، دانشجوی رشته مهندسي راه و ساختمان دانشکده فنی دانشگاه تهران. **** زودتر از همه خانه را ترک می کرد تا خود را به مدرسه برساند. مادر
نگران بود؛ هوا سرد و زمستان میهمان کوچه های شهر. نگرانی مادر او را به
دنبالش کشاند. وارد مدرسه شد و مادر نیز؛ و چندی بعد مادر متحیر و حیرت
زده خشکش زد؛ آنگاه که جارو و خاک انداز را در دستان پسر دید و آب پاشی
کلاس ها را مشاهده کرد. پسر که دست و پایش را گم کرده بود، مهلت نداد. جارو را پشتش پنهان کرد
و بریده بریده گفت: «مامان! باباي مدرسمون، خيلي پيره، نمي تونه همه كلاسا
رو تميز كنه. اومدم كمكش كنم تا يه موقع دوباره مريض نشه.» از همان آغاز
جنس دردها و دغدغه هایش با بقیه فرق داشت. اندیشه هایش هم از جنسی دیگر
بود. او می خواست برود. میل ماندن نداشت. و آخر هم رفت. **** مفاهیم دینی او سکولار نبودند. دین در زندگیاش جریان داشت. صحنه را صحنه او تاریخ را برای امروز می خواست و مدام تکرار می کرد: «سوره جمعه را
دیدیم... ابولهب را دیدیم... شیطان را دیدیم... و اعجاز خدا را دیدیم...
طالبان رهایی را دیدیم... مکر خدا را دیدیم... » و در این میان نقش های
بازیگران جدید را در نمایشنامه های عبرت آموز قدیمی می جست. «قل سیروا فی
الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین.» **** بغضی سنگین را می شد در چهره اش خواند. گاهی با قلم هم حرف می زد. شرح
حالش را می گفت: «دو ساعت از شب گذشته بود و من هنوز بیدار و بی قرار از
این طرف اتاق به آن طرف می رفتم و برمی گشتم. نه تنها خوابیدن که نشستن
نیز برایم دشوار بود. یکسره راه می رفتم و مثل فرفره دور خودم می چزخیدم.
حال و حوصله هیچ کاری را هم نداشتم. چند بار سراغ قلم رفتم تا شاید با او
درد دل کنم. اما او نیز از زیر پنجه هایم گریخت. پنداری که او نیز حالی
همچون من داشت. بعد از آن شب که از شهادت بچه ها صحبت کردیم، دیگر قلم
خاموش و آرام به کنار نشسته است و با من سخنی نمی گوید....» «خدایا! درد سال های سال بر سرمان آوار شده. چه لحظات غمباری! یارانمان
تنهایمان گذاشتند. به سوی آسمانها پر کشیدند. حر بودند، عمار بودند، ابوذر
بودند و یک کلام اصحاب امام بودند و به نور مطلق پیوستند.» مناجات هایش
رنگ انتظار داشت: «خدایا! عزمی ده که حج کنیم، از خود جدا شویم و به سوی
تو هجرت کنیم. هاجر شویم و اسماعیل نفس را به ابراهیم عقل بسپاریم تا از
گمراهی برهیم و بر طواف بر گرد معبد ایمان بگردیم.» «خدایا! کاروان شهیدان هر روز و شب از کنارمان می گذرد و ما که همه "هم
بند" بودیم از هم جدا می شویم. ما همچنان در زندان مانده ایم و یاران یکی
یکی رها شدند و تو خود حال چنین کسان را می دانی که چه می کشند. ما بر
رهایی آنان حسرت نمی خوریم، افسوس ما بر حال خودمان است و هر چند تحمل این
همه رنج پشیمان را فروشکسته است، اما اگر تقدیر تو، صبر ماست، لبیک!» در غصه هایش انگار رگه هایی از رضایت بود؛ لبیکش چنین می گفت. اما نمی
توانست احساس درونی اش را پنهان کند:«خدایا! ماندن دشوار شده است. در غربت
زمین بی یار و یاور حضور داشتن خود غیبت است... ما از نبودن آنها رنج نمی
بریم، بلی از بودن خویش در رنجیم. ما می دانیم که آنها هستند و ما زنده،
مرده ایم.» **** در حالی که در آرزوی پرواز می سوخت، اما نگران هم بود: «خدایا! تو می
دانی که چه می کشیم. پنداری که چون شمع ذوب می شویم، آب می شویم. ما از
مردن نمی هراسیم، اما می ترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند.» نه تنها
خودش را که انگار همه را میزبان این نگرانی می دانست:«یاران همه سوی مرگ
رفتند در حالی که نگران فردا بودند.» وقتی قلم، رفیق راهش می شد، نمی توانست نگرانی هایش را از درون معادلات
مهندسی زندگی اش فاکتور بگیرد و کنار بکشد:«خدایا! نکند وارثان خون این
شهیدان در راهشان گام نزنند؟ نکند شیطان های کوچک با "خون" اینها "خان"
شوند. نکند "جانمایه" ها برای "بی مایه ها" ی دون سرمایه مقام شود. نکند
زمین "خون رنگ" به تسخیر هواداران "نیرنگ" درآید. نکند شهادت اینها پایگاه
"دنائت" آنها بشود؟» نگرانی، نگرانی و نگرانی در پس حسرت های شب و روزش در پی هم می دویدند.
بدون آنکه توجه کنند بر سر او چه می آورند. احساس او با آدم های عادی
تفاوت داشت. انگار اصلا زمینی نبود. به خودش نمی اندیشید. مدام در فکر
راهی بود که برگزیده و خط که باید بماند. **** «آی مردک از تو بدم می آید، خیلی هم بدم می آید، تو کثیف ترین آدم های
روی زمین هستی، دیشب پسرت را در خیابان دیدم سوار دوچرخه اش بود. گویی که
بر فراز ابرها پرواز می کند. روح پست و پلیدت در او هم نفوذ کرده است.
خودت را هم دیدم، از ماشین آخرین مدلت داشتی پیاده می شدی. می خواستم شیشه
ماشینت را بشکنم خیلی از تو بدم می آید. امروز ظهر به مسجد رفتم، تا مردم
را بر علیه تو بشورانم و فریاد بزنم: مرگ بر سرمایه دار بی دین. کنار منبر
نشسته بودی. تا وارد شدم فریاد زدی: برای سلامتی جوانان اسلام صلوات....» نامش مهدی بود و اسلام را از امام آموخته بود. اسلام امام با اسلام
آمریکایی سر سازش نداشت و او این را خوب می دانست. شاید از همین رو بود که
نمی توانست عمق نفرتش را از پیشانی پینه بسته های راحت طلب پنهان کند؛ یا
مرفهانی را که انگار فقط برای دکتر و مهندس شدن متولد شده بودند: «سه جلسه
بیشتر دوام نیاوردم. وجدانم قبول نمی کرد که چیزی به او بیاموزم. به زور
پول و تفریح و پیانو و اسکی و این جور چیزها درس می خوانند. فردا هم می
شوند "دکتر کامبیزخان!" ... پول سه جلسه را هم نرفتم بگیرم. لابد خیلی
خوشحال شدند! هر چه پولدارتر می شوند، حرصشان هم بیشتر می شود! دزدهای
الدنگ! شکم گنده های عوضی! خاک بر سرشان!» **** انگار با کسانی که روز و شب ادبیات روشنفکری سق می زدند هم نسبت خوبی
نداشت. این را می توان از طنزنوشته هایش فهمید: «خانواده ما واقعا
دمکراتیک است. ما یک خانواده 8 نفری هستیم. پدرم و مادرم و بابک و بوبک و
پوپک و پوشک و پونک و خودم ژوژک. بابک از همه کوچکتر است و سه سال دارد.
او از دیروز تا به حال در تخت خوابش تحصن کرده و خواسته های خودش را بالای
تختش آویزان کرده است. او خواستار امور زیر است: 1- تعویض پستانک هر دو
هفته یکبار. 2- اضافه کردن یک پیمانه شیر در روز. 3- کاهش مدت تع.یض شلوار
لاستیکی. 4- حق سوار شدن در کالسکه هر روز به مدت نیم ساعت. 5- خرید یک
نوع اسباب بازی در ماه. 6- تعویض تخت فنری(ارتجاعی) با یک تخت چوبی. تا
کنون پوپک و پونک از خواسته های بابک پشتیبانی کرده اند و هر نوع فرصت
طلبی و تعلل را در انجام خواسته های بابک عملی ضد انقلابی قلمداد نموده
اند. من هم تصمیم گرفته ام که از خواسته های وی پشتیبانی کنم چون اگر او
به تحصن خود ادامه دهد از نظر بهداشتی ورود به خانه غیرمقدور می شود! **** **** «تازه، براي آقا مهدي خواستگاري رفته بودم. اون روز موعود قرار بود
خانواده آن دختر خانم به منزل ما بيايند تا حرف هاي آخر را بزنيم. فكر مي
كردم بايد تا چند وقت ديگه كم كم سورو سات عروسي مهدي را به راه بيندازيم.
توي دلم خيلي خوشحال بودم. مهدي را تو لباس دامادي تصور مي كردم و آرزوهاي
خودم و حاج آقا را نزديك مي ديدم. اما انگار ته دلم مي لرزيد و مي دانستم
تقدير خارج از خواسته هاي ماهاست. آقا مهدي تازه از جهاد به خانه برگشته
بود. با خودم گفتم حداقل چند ساعت استراحت مي كنه و كم كم آماده مي شه تا
از مهمان هايش پذيرايي كند. اما يك دفعه صداي تيراندازي از خيابان هاي
اطراف به گوشمان رسيد. مهدي كه انگار لحظه وصالش نزديك شده باشد به من
نگاهي كرد و به سمت حياط دويد. خواستم مانعش شوم اما دلم نيامد. او ما را
براي همه اتفاقات آماده كرده بود. فقط نگاهش مي كردم كه چگونه پشت موتورش
نشست و دور شد و ديگر برنگشت.» این ها حرف های مادرش است. همان مادری که روزی نگران تا درب مدرسه پسرک
را تعقیب کرده بود تا با دغدغه های پسرک آشنا شود. اما این بار، دیگر
آخرین بار بود:«سر وصدا از خيابان صباي جنوبي بود. درست روبروي بيمارستان
مدائن نمي دانم چه اتفاقي افتاد. شايد هيچ وقت نخواستم اين لحظه را از
زبان گويندگانش بشنوم. فقط اين را مي دانم كه در آن روز بيش از ،۶۰ ۷۰ نفر
شهيد شدند. آن قدر زياد بودند كه قطعه ۲۴ بهشت زهرا پر از شهيدان آن روز
شد ـ درست پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰ بود مهدي رفت.» **** تحلیل های سیاسی اش و راهش اما همچنان حال و هوای آن روزها را به
یادگار دارد. می گفت می رویم تا خط امام بماند؛ خط امام. نگرانی اش به جا
بود؛ کسی که نماند تا ببیند برخی انقلابیون آن روزها چگونه در اصول انقلاب
مردد می شوند و چگونه بر گونه ولایت پنجه می کشند. اگر نوشته هایش دیروز
بر کاغذ دویده، جنس تحلیل ها و دغدغه هایش اما هرگز محدود به دیروز نیست.
طراوات دارد. کهنه نشده است. انگار مخاطبی خاص خودش را می خواهد. کسی که
هنوز به رفتن و شوق پرواز فکر کند و میل ماندن نداشته باشد. کسی که دغدغه
و غصه اش از یک جنس دیگر باشد. کمی فراتر از چارچوب تنگ و بخیل مادی. باید
معادلات ریاضی او را از سر نوشت و مشتق ها و انتگرال ها را دوباره محاسبه
کرد. آن وقت است که می بینی پاسخ تغییری نکرده است. **** خون شد دلم خدایا، رحمی نما به حالم/از دوری رفیقان آشفته شد خیالم سيد حسن حسيني كه از او به عنوان يكي از استوانه هاي شعر انقلاب ياد مي شود، در ساليان حيات، درمصاحبه اگرچه این روزها از این چیزها صحبت کردن
خیلی ارزش نیست و ممکن است پرونده بشود. حالا من میدانم که در دو سه هفته
اولی که لانه جاسوسی را گرفته بودند، قیصر بیانیه دانشجویان پیرو خط امام
را ویرایش ادبی میکرد. خودش هم پرشور و حال بر روی دیوار لانه جاسوسی شعر
میخواند. یادم هست که با بلوز یقه اسکی سفید روی دیوار لانه جاسوسی در حال
خواندن شعر یا بیانیه بود..." اما به نظر مي رسد اين روحيه در قيصر
امين پور تا ساليان پاياني حيات وي زنده بوده است، چنانكه با مراجعه به
اشعار قيصر، به راحتي روحيه استقلال طلبي و استكبار ستيزي قيصر امين پور
را مي توان دريافت. او در يكي از آخرين سروده هايش كه گويي براي اين
روزهاي ايران اسلامي سروده است خطاب به دوستان هنرمندش اينگونه مي سرايد: این حنجره این باغ صدا را نفروشید در شهر شما باری اگر عشق فروشی است تنها، بهخدا، دلخوشی ما به دل ماست سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست در پله پرواز بجز کرم نلولد یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم خبرگزاري
فارس: شركتكنندگان در مراسم روزملي مبارزه با استكبار جهاني طي
قطعنامهاي اعلام كردند: ما دانشآموزان و دانشجويان و دانشگاهيان شركت
كننده در تظاهرات روز ملّي مبارزه با استكبار جهاني، 13 آبان ماه را نماد
فرياد و نفرت فراگير ايرانيان عليه شيطان بزرگ و سياستهاي استكباري
آمريكاي جهانخوار و سلطهگر ميدانيم. خبرگزاري
فارس: شيخ الاسلام گفت: بين كارمندان وزارت خارجه و كارمندان سيا در سفارت
رقابت شديدي وجود داشت. كارمندان وزارت خارجه خيلي دلشان ميخواست بدانند
در اسناد آمريكايي سيا چه نوشته شده است، به همين دليل خيلي از كارمندان
وزارت در مورد كشف رمز اسناد به ما كمك ميكردند. پس
از تصرف لانه جاسوسي آمريكا، شايد با قوت بتوان گفت يكي از مهمترين دغدغه
هاي دانشجويان باز خواني اسناد بود. با اينكه خيلي از اسناد،مدارك،
ميكروفيلم ها و ... منهدم شده بود اما همان باقي مانده نيز پرده از چهره
«شيطان بزرگ» برداشت. بازسازي و بازخواني اسناد كار بسيار دشواري بود كه
دانشجويان اين امر مهم را انجام دادند. يكي از اين افراد «حسين شيخ
الاسلام» است. او متولد1331 است و در سال 1350 براي تحصيل به آمريكا رفت.
در زمان تحصيل عضو انجمن اسلامي دانشجويان اروپا و آمريكابود. او در
سالهاي 58 و 59 را با «دانشجويان پيرو خط امام» به بازسازي، رمز گشايي
وترجمه، تكميل وتحليل اسناد لانه جاسوسي پرداخت. در سال 59 در نخست وزيري
كار دولتي خود را آغاز كرد. بعدها به عنوان معاون سياسي وزارت خارجه كار
خود را ادامه داد. از سال 77 به مدت 5 سال سفير ايران در سوريه بود. او
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي دوره هفتم بود. همچنين در دولت
نهم به عنوان قائم مقام وزارت خارجه فعاليت داشته است. او اكنون به عنوان
مشاور رئيس مجلس و مديركل روابط بين الملل مجلس شوراي اسلامي مشغول به كار
است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، آیتا.. خامنهای در سخنانی كه روز گذشته خود
با اشاره به پیغامهای شفاهی و كتبی متعدد باراك اوباما به ایشان، تصریح
كردند كه اوباما در این نامهها خواستار همكاری ایران با آمریكا برای حل
مشكلات جهان شده است.
افشای محتوای نامههای اوباما به رهبر انقلاب اسلامی در حالی صورت میگیرد
كه آیتا... خامنهای برای نخستینبار در خطبههای نمازجمعه 29 خرداد
گذشته موضوع نامهنگاری اوباما به ایشان را علنی كردند و با گذشت پنج ماه
از زمان مذكور و با وجود ادعای شفافیت دولت آمریكا و درخواستهای گسترده
رسانههای ایالات متحده مبنی بر افشای متن نامه اوباما به آیتا...
خامنهای كاخ سفید تا كنون به این اقدام تن نداده است.
اظهارات صریح آیتا... خامنهای در علنی كردن درخواستهای متعدد
عالیرتبهترین مقام آمریكا، یادآور تصمیم تاریخی امام خمینی(ره) در 13
آبان 1365 در افشای درخواستهای و ترددات مقامات كاخ سفید به ایران بود.
تصمیم امام خمینی(ره) برای افشای درخواست رونالد ریگان رئیسجمهور وقت
آمریكا برای تعمیق روابط با ایران كه با ارسال یك انجیل امضا شده توسط
رابرت مكفارلین، مشاور امنیت ملی وی به تهران انجام شده بود، توسط هاشمی
رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در مراسم 13 آبان 1365 در مقابل
لانه جاسوسی اعلام شد و پس از آن بحران سیاسی شدیدی در آمریكا ایجاد گردید.







شهرکرد
- خبرگزاری مهر: مدیر کل امور اجرایی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست
جمهوری با بیان اینکه تریاک رتبه نخست مصرف توسط معتادین را در کشور دارد
گفت: کراک وشیشه به دلیل سهولت در مصرف و قیمت پایین تر، مواد مخدری مصرفی
بعدی در کشور می باشد.

به
گزارش ثانيهنيوز، راهپيمايي 13 آبان امسال در حالي برگزار شد كه عليرغم
تبليغات رسانهاي غرب براي حضور حاميان موسوي در اين مراسم براي برهم زدن
آن، هيچ اثري از اين سبزها ديده نشد و در حالي كه از مدتها پيش و دقيقاً
پس از راهپيمايي روز قدس، تبليغات وسيعي از سوي رسانههاي بيگانه اعم از
راديو تلويزيونها، سايتهاي اينترنتي، شبكههاي اجتماعي نظير فيسبوك و
توئيتر و ... براي حضور حاميان موسوي و كروبي دو كانديداي شكستخورده
انتخابات كه اولي با اختلاف 11 ميليون از نفر پيروز، دوم شده و آراي دومي
نيز كمتر از آراي باطله بود، در راهپيمايي امروز 13 آبان انجام داده
بودند، اما امروز همه آمده بودند، الا سبزهاي اموي.
تبليغات روزهاي
گذشته به اصطلاحسبزها بيشتر با محوريت حضور در اين راهپيمايي و سر دادن
شعارهاي "مرگ بر روسيه " و "مرگ بر چين " براي به حاشيه راندن شعار "مرگ
بر آمريكا "ي مردم ايران شكل گرفته بود و به شدت از سوي رسانههايي چون
بيبيسي، صداي آمريكا و ...دنبال ميشد.
عدم
حضور سبزهاي حامي موسوي كه از سوي سبزهاي علوي حامي نظام اسلامي و ولايت
فقيه به "سبزهاي اموي " شهرت يافتهاند در حالي صورت گرفت كه تبليغات
رسانهاي غرب براي حضور اين طيف بخصوص در روزهاي اخير شدت بسيار بيشتري به
خود گرفته بود و پوسترهاي جعلي با عنوان "دعوت دانشجويان دانشگاههاي
مختلف براي حضور اين طيف در راهپمايي 13 آبان " براي برهم زدن فلسفه وجودي
اين روز و سر دادن شعار عليه كشورهايي غير از آمريكا، انگليس و اسرائيل
نيز به وفور در سايتهاي اينترنتي يافت ميشد.
اين پوسترها در حالي به
نام دانشجويان دانشگاههاي مختلف منتشر ميشد كه طراحيهاي كاملاً متشابه
اين پوسترها و يافت مينشدن آنها جز در سايتهاي اپوزيسيونهاي خارجنشين،
نشاندهنده غيردانشجويي و غيرايراني بودن اين پوسترها داشت.
راهپيمايي
13 آبان امسال در حالي برگزار شد كه خيابان طالقاني كه لانه جاسوسي سابق
آمريكا در آن واقع است، سراسر مملو از جمعيت بود و حركت به سمت لانه
جاسوسي از شرق و از خيابان نجاتاللهي و از غرب از مترو طالقاني، به دليل
ازدحام جمعيت بسيار سخت بود و خبرنگاران براي رسيدن به جايگاه ويژه
خبرنگاران و همچنين مسئولان كشوري براي رسيدن به جايگاه مخصوص دچار مشكل
بودند.
هر چند در اواسط اين برنامه اعلام شد كه نمايندگان مجلس به
جهت اهميت حضور در اين راهپيمايي، جلسه علني مجلس را ترك كرده و به سمت
لانه جاسوسي حركت كردهاند، اما ازدحام مذكور موجب شد كه قريب به اتفاق
اين نمايندگان ملت نتوانند به جايگاه مخصوص مسئولين كه در مقابل جايگاه
سخنراني تعبيه شده بود دسترسي پيدا كنند و از اين روي در ميان خيل جمعيت
حاضر در خيابان، به سخنان همكار خود (غلامعلي حداد عادل) كه سخنران ويژه
مراسم بود، گوش فراميدادند.
البته نمايندگاني چون موسي قرباني، حسين
فدايي و پرويز سروري كه از ابتدا در اين مراسم حضور يافته بودند، در
جايگاه مخصوص و بر روي صندليهاي قرمز نشسته و راحتتر از ديگر نمايندگان
به سخنان حدادعادل گوش ميكردند.
جمعيت
حاضر در خيابان طالقاني و در مقابل لانه جاسوسي آمريكا، عكسهاي مقام معظم
رهبري و امام خميني(ره) و همچنين پلاكاردهايي با مضامين سخنان رهبر معظم
انقلاب و امام خميني درباره آمريكا در دست داشتند.
يك نشريه
دانشجويي با تيتر اول "جوجه عقاب خريداريم " نيز به تعداد وسيع در ميان
حاضرين توزيع شده بود كه تيتر جذاب آن موجب ميشد هر كسي پس از گرفتن
نشريه به دليل تيتر جذاب آن، نگاهي گذرا به مطلبش داشته باشد.
با
توجه به برخي اتفاقات رخ داده پس از انتخابات 22 خرداد سال جاري و تلاش
عدهاي براي تطهير آمريكا، امسال فريادهاي مرگ بر آمريكاي حاضرين رساتر و
پلاكاردهايي با همين مضمون نيز بسيار بزرگتر از سالهاي قبل بود.
حاضرين
در اين راهپيمايي، شعارهاي "مرگ بر آمريكا "، "مرگ بر انگليس " و "مرگ بر
اسرائيل " سر ميدادند. اين افراد براي جلوگيري از درك اشتباه خبرنگاران
رسانههاي خارجي مانند بيبيسي و سيانان و جلوگيري از تحريف، شعارهاي
خود را به زبان انگليسي هم سر دادند.
به گزارش ثانيهنيوز،
شركتكنندگان در راهپيمايي 13 آبان امسال، شعار "استقلال، آزادي، جمهوري
اسلامي " را نيز يكپارچه سر ميدادند. اين شعار كه از شعارهاي پيش از
انقلاب و دوران ابتدايي بعد از انقلاب است، در پاسخ به برخي اظهارات
طرفداران موسوي مبني بر "جمهوري ايراني " مجددا بعد از سالها سر داده شد.
پلاكاردهايي با مضامين جمله امام مبني بر "جمهوري اسلامي، نه يك كلمه
بيشتر، نه يك كلمه كمتر " كه به تعداد زياد در دست حاضرين قرار داشت نيز
پاسخي به همين موضوع بود.
"اطلاعت
از خامنهاي، اطاعت از امام است "، "ما تا آخر ايستادهايم "، "ما با
ولايت زندهايم " و پلاكاردهاي ديگر از اين دست نيز از جمله
پارچهنوشتههايي بود كه در دست راهپيمايان قرار داشت.
اطراف محل
سخنراني حداد عادل نيز مملو از نوشتههاي ضد آمريكايي و ضد استكباري بود.
شعار "مرگ بر آمريكا " كه بر روي جايگاه سخنراني وي نقش بسته بود به همراه
پارچه نوشته بزرگ جمله امام(ره) مبني بر اينكه "آمريكا هيچ غلطي نميتواند
بكند " كه به 3 زبان فارسي، انگليسي و عربي نوشته شده بود و جملات ديگري
از امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب درباره آمريكا كه در پشت سر حداد
عادل نصب شده بود، به همراه سخنان ضد استكباري قاطع حداد عادل، فضاي مكان
استقرار سخنران ويژه را كاملا ضداستكباري و به تبع آن ضدآمريكايي كرده بود.
به
گزارش ثانيهنيوز، حداد عادل در بخشي از سخنان خود به اتفاقات مربوط به
انتخابات اشاره كرد و گفت: يكي از كانديداها عصر روز انتخابات بدون هيچ
دليل منطقي، پيروزي قطعي خود را اعلام و صبح روز بعد، بدون هيچ استنادي،
دروغ تقلب را اعلام كرد ولي در ميان اين جوسازيها و فشارها، آنكسي كه
مانند امام(ره) از آراي ملت صيانت كرد و براي تقويت بنياد مردمسالاري
ديني، زير بار جنجالآفرينيها نرفت، مقام معظم رهبري بود.
اين سخنان حداد عادل با شعارهاي يكپارچه "الله اكبر، خامنهاي رهبر، مرگ بر ضدولايت فقيه " راهپيمايان همراه شد.
حداد
عادل همچنين به بيانيههاي شخصيتهاي سياسي مانند موسوي، البته بدون ذكر
نام، نيز اشاره كرد و گفت: اين روزها برخي افراد درباره 13 آبان بيانيه
ميدهند ولي در آن از مهمترين اتفاق اين روز كه تسخير لانه جاسوسي آمريكا
بود، سخني به ميان نميآورند كه اين حيرت آور است.
به گفته حداد عادل، اين عجيب نيست كه چنين بيانيهاي مرتب از سوي بيبيسي و صداي آمريكا و ... پخش شود.
حداد
عادل همچنين گفت: من نميدانم اين افراد چگونه ميخواهند جواب ملت و
شهيدان و ايثارگران و جانبازان انقلاب و فرزندان واقعي امام كه دانشجويان
و دانشآموزان و مردم ديندار ايران هستند را بدهند و در آن دنيا چگونه
ميخواهند در برابر امام شهدا و شهدا پاسخگو باشند.
اين گفتههاي
حدادعادل با شعارهاي "مرگ بر منافق " حاضرين در اين راهپيمايي باشكوه
همراه شد. شعاري كه اين روزها براي موسوي و كروبي به شعاري آشنا تبديل شده
است. كروبي با همين شعار از سوي مردم از نمايشگاه مطبوعات به بيرون رانده
شد و موسوي و خاتمي نيز اين شعار را در راهپيمايي روز قدس به طور ملموس
درك كردهاند.
از
ديگر نكات جالب اين راهپيمايي و مراسم، اين بود كه گويا دستان مسئولان
حاضر در جايگاه ويژه سبكتر از پيش شده بود، چرا كه برخلاف برخي مراسمات
كه بعضي از مسئولان، كمتر از مردم با سر دادن شعار و بلند كردن مشتهاي
گرهكرده ابراز احساسات ميكنند، اما اين بار به همراه مردم و پس از سخنان
حدادعادل با دستهاي گرهزدهاي كه به آسمان بلند ميكردند، شعارهاي "مرگ
بر منافق " و "الله اكبر، خامنهاي رهبر، مرگ بر ضدولايت فقيه " سر
ميدادند.
البته تشرهاي حدادعادل به موسوي و كروبي و خاتمي همچنان
ادامه داشت، آنجا كه مجددا بدون ذكر نام به برخي موضعگيريهاي اين افراد
و همفكرانشان درباره مذاكرات هستهاي اشاره كرد و گفت: كساني كه ديروز
براي سازش در مسئله هستهاي در مجلس ششم تلاش ميكردند و براي پذيرفتن
شروط دولتهاي زورگو براي تعليق فعاليتهاي هستهاي ايران، طرح 3 فوريتي
ميدادند، امروز در مسئله هستهاي اظهارنگراني و دلسوزي ميكنند.
وي
همچنين گفت: مطمئن هستيم كه ملت و دولت و رئيسجمهور و رهبر معظم انقلاب،
در مسئله هستهاي منافع ملي و استقلال و حق مسلم كشورمان براي استفاده از
انرژي هستهاي را با هيچ قدرتي معامله نخواهند كرد.
اين سخنان حداد نيز با شعارهاي اللهاكبر حاضرين همراه بود.
پيامكهايي
با مضمون جمله امام(ره) مبني بر اينكه "ما در حال جنگ با آمريكا و
تفالههاي آمريكا هستيم. هر يك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي
كنيد. ننشينيد باز جايي را آتش بزنند. اينها مرگ بر شوروي را مطرح ميكنند
تا مرگ بر آمريكا منسي(فراموش) شود " نيز بر روي پلاكاردهاي نسبتا بزرگي
نقش بسته و در دست تعدادي از راهپيمايان قرار داشت.
به گزارش
ثانيهنيوز، عكسي از شهيد همت به همراه جملهاي از وي مبني بر اينكه
"روشنفكران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند، زيرا نه آن را ميشناختند و
نه برايش سختي كشيده بودند و نه رنجي متحمل شده بودند " نيز كه در دست
برخي راهپيمايان قرار داشت، جلب توجه ميكرد.
اين مراسم پس از
پايان سخنان حداد عادل و در ساعت 11:30 به پايان رسيد و پس از به آتش
كشيدن پرچم آمريكا از سوي راهپيمايان، مردم حاضر در مقابل لانه و سرتاسر
خيابان طالقاني و خيابانهاي اطراف، محل را ترك گفتند.
البته پيش
از ترك محل مراسم، راهپيمايان به احترام شهيد شوشتري و همرزمانش كه به
شهداي وحدت شهرت يافتهاند، دعاي وحدت را با يكديگر نجوا كردند: "الله
اكبر، لا اله الا الله، الله واحد و نحن له مسلمون، لا اله الا الله، و لا
نعبد الا اياه، مخلصين له الدين و لوكره المشركون ... "
هر چند
ديگر هيچ آمريكايي در سفارت اين كشور در تهران حضور ندارد تا اين صحنهها
را مشاهده و اين فريادها را بشنود اما مقامات اين كشور از طريق رسانههاي
خود ميتوانند به خوبي اين صحنهها را مشاهده كنند.
همچنين جمعي از
فتنه گران سبز پوش در ميدان هفت تير قصد اغتشاش و برهم زدن مراسم بزرگداشت
13آبان را داشتند که با تيزهوشي راهپيمايان و نيروي انتظامي فتنه آنها
ناکام ماند.
به گزارش ثانيهنيوز، بعد از برخورد نيروي انتظامي با
جمعيت 200 نفري اغتشاشگران در هفت تير، آنها شروع به پرخاشگري عليه نيروي
انتظامي کردند و قصد داشتند نيروهاي انتظامي را تحريک کنند .
فتنه
گران که در پل هاي عابر پياده و خيابان هاي اطراف از جمله "نجات اللهي" و
کوچه ها ي اطراف هفت تير پراکنده شده بودند، با دادن شعارهايي مانند
"کروبي زنده باد موسوي پاينده باد" به ادامه حرکت هاي خودمي پرداختند.
راهپيمايان
نيز در مقابل از جمع معدود شعارهايي مانند "مرگ بر اسراييل"، "مرگ بر
امريکا" و"مرگ بر انگليس" سردادند و با در دست داشتن عکس هايي از رهبر
معظم انقلاب به حرکت خود به سمت لانه جاسوسي ادامه دادند .
درپي
تلاش برخي اغتشاشگران براي ورود به جمع راهپيمايان ، پليس آنها را از
جمعيت راهپيمايان جدا کرد و اغتشاشگران در ابتداي خيابان نجات الهي تجمع
کردند و به سردادن شعار هايي از جمله "مرگ بر روسيه" پرداختند.
گفتني است جمعيت تمامي اغتشاشگران در خيابان هاي اطراف هفت تير به 1000نفر هم نمي رسيد .
از سوي ديگر دو نفر از افراد پليس مستقر در ميدان هفت تير به وسيله اغتشاشگران مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و به بيمارستان منتقل شدند.
برخي از اغتشاشگران هم تعدادي سطل هاي زباله در خيابان قائم مقام فراهاني را آتش زدند.
اين
افراد با استفاده از باتوم نيروهاي پليس که به دست آورده بودند اقدام به
شکستن شيشه هاي اتوبوس ها کرده و افراد پليس را مورد ضرب و شتم كردند.
بيشتر
اين افراد دختران و پسران جواني هستند که از مچ بند و سربندهاي سبز
استفاده کرده و صورت خود را با هدف جلوگيري از شناسايي شدن با ماسک و يا
پارچه هاي سبز پوشانده بودند.
بر اساس اين گزارش تعداد زيادي از
گروه هاي خودجوش مردمي، دانشجويي و دانش آموزي از مقابل لانه جاسوسي
امريکا به سمت ميدان ميدان هفت تير حرکت کردند و اين فضاي ميدان را مملو
از شعارهاي ضداستکباري خود کردند.
به گزارش ثانيهنيوز، تعداد
زيادي از گروههاي خودجوش مردمي، دانشجويان و دانشآموزان مناطق مختلف
تهران از خيابان مفتح وارد ميدان هفت تير شده و شعارهايي در حمايت از
انقلاب و ولايت فقيه سر دادند.
"خامنهاي رهبر است، وارث پيغمبر
است"، "ما همه سرباز توايم خامنهاي گوش به فرمان توايم خامنهاي"،
"امريکاي فريبکار، نماد سبز رو بردار"، "مرگ بر ديکتاتور مخملي"، "سبز فقط
سبز علي لعنت به سبز اموي" را سردادند.
نكته قابل توجه در اين
درگيري ها و تجمعات پراکنده خيابان ولي عصر و هفت تير، نقش برجسته برخي
افراد به اصطلاح "ليدر" و التماس آنها براي همراه کردن عابران پياده و
مردم نظاره گر کاملا مشهود بود.
اين افراد که در همراه کردن
مردم به شدت با بحران مواجه شده بودند سعي داشتن با دادن شعارهاي افراطي و
التماس از عابران پياده و مردم نظاره گر آنان را با خود همراه کنند.اين
افراد با دادن پارچه هاي سبز به مردم از آنان مي خواستند از اين نمادها
استفاده کنند.
يکي از اين افراد مقابل دو راهي يوسف آباد اجسام مشکوکي را بين اغتشاشگران توزيع مي کرد.
در
صحنه قابل تامل ديگري دو نفر از اين ليدرها براي تحريک افکار عمومي به
درگيري ظاهري با هم پرداختند که پس از تحريک افکار عمومي ،فردي که مي
خواست خود را بسيجي جا بزند به سمت محل تجمع ليدرهاي اغتشاشگران رفت که
اين امر پرده از هويت واقعي وي برداشت.
خبرنگار
ثانیه نیوز مطلع شد که اعضای سایت آینده که از ابتدا ارتباط نزدیک و
منظمی با مهدی هاشمی رفسنجانی و ارتباطات نیمه پنهانی را با دکتر علی
لاریجانی سامان داده بودند بعد از خروج معنادار فرزند آیت الله اکبر هاشمی
رفسنجانی از کشور، به طور کامل در اختیار علی لاریجانی قرار گرفتهاند
هرچند هنوز ارتباط خود با دفتر آیت الله اکبر هاشمی را حفظ کردهاند.
بر
اساس این گزارش، اعضای مرکزی سایت آینده چندی پیش دیداری با دکتر علی
لاریجانی داشته که وی به ایشان اطمینان میدهد که مسایل مالی قابل حل و
حاشیه امن مناسبی برای این سایت فراهم است. رییس مجلس برای سهولت ارتباط،
نیز سردار محمد جعفری-مسوول دفترش- را به عنوان نماینده تامالاختیار
معرفی مینماید. با این همه به اعضای سایت آینده تاکید شده که همچنان خود
را سخنگوی مهدی و خانوانده آیت الله اکبر هاشمی نشان دهد.
نکته
جالب آنجاست که سایت آینده در ساختمان دوطبقهای در یکی از خیابانهای
تهران قرار دارد که طبقه اول اختصاص به سایت آینده و طبقه دوم در اختیار
سایت الجوار است.
مدیر سایت الجوار که برای پوشش اخبار عراق
راهاندازی شده، محمد جعفری، مسوول دفتر دکتر علی لاریجانی است. این سایت
برخلاف رویه معمولش برای انعکاس اخبار عراق، در انتخابات دهم ریاست
جمهوری، اخبار عشیرهها و قومیتی عرب در حمایت از میرحسین موسوی و سفرهای
وی به مناطق عربنشین را به عنوان اولین سایت خبری- عربی منتشر میساخت.
مطرح شده است استفاده از کامنت(نظر خوانندگان) به عنوان یک ابزار برای مواضعی است که در قالب خبر یا تحلیل نمیتوان منعکس کرد.
به
گزارش ثانیهنیوز، در حال حاضر تندترین اهانتها و تهمتها به مسوولین
نظام و القای وضعیت سیاه و نامطلوب از کشور و کوشه و کنایههای اهانتآلود
به مقامات نظام از جمله خط اصلی کامنتهای سایت آینده است. برای هجمه
غیرمستقیم به ارکان نظام، آینده به شیوه کاملا آشکاری از کامنتهای
مخاطبان بهرهگیری می کندو به دفعات توهینها، اتهامات وعقدهگشاییهایی
را متوجه مسوولان نموده است.
در صورتیکه این کامنتها موجب افشای خط اصلی این سایت و فیلترینگ آن شود، دستور عدم نمایش مییابد.
در
آخرین مورد نیز سایت آینده، درانتهای مطلبی باعنوان «تشبیه ندای وحدت
نخبگان به پیام صلح صدام» که به اظهارات فرمانده کل سپاه تعلق داشت،
مخاطبان خود را به ترور سرلشگر جعفری تحریک نمود.
درهمین راستا،
سایت آینده طی مطلبی موهم و تحریک آمیزی علیه فرمانده کل سپاه، به نقل از
یک مخاطب خود نوشت: «من از نگاه آقایان، یک آدم غربزده و دنیا طلب هستم
ولی نمی دانم این برادران سپاه چه تاثیر عمیقی روی من دارد که وقتی
صحبتهایشان را می خوانم بخصوص این صحبت های سرارجعفری را، دلم میخواهد
مثل حسین فهمیده به خودم نارنجک ببندم و برم اتومبیل این سردار را
منفجرکنم که یک ملتی را از شر این ها نجات بدهم. خدایا ما که زرومان به
اینها نمی رسد تو نجاتمان بده.»!
گفتنی است این گاف ضد امنیتی سایت
مهدی هاشمی و علی لاریجانی به نحوی بارز بود که این سایت ساعتی بعد اقدام
به سانسور بخشی از کامنت مذکور نمود.
برخی کامنتها نیز از طریق جلسات منظم و یکی از نزدیکان این جلسات به سایت منعکس میشود.
مقرر
شده تا اعضای سایت آینده درهفتههای آتی، سایتی با همین سبک و سیاق به
موازات، طراحی و در صورت فیلتر شدن آینده، این افراد از رسانه جدیدی در
فضای وب، بهرهمند باشند.
متاسفانه علاوه بر دفتر رییس مجلس، برخی
نهادهای خاص هم با اعضای این سایت مرتبط هستند که این افراد مورد شناسایی
[…] قرار گرفتهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، "باراک اوباما" امروز
چهارشنبه طی بیانیه ای اعلام کرد: هم اکنون زمان آن فرا رسیده است تا دولت
ایران انتخاب کند آیا درهای خود را برای فرصت های بیشتر، کامیابی و عدالت
بر روی مردم کشورش باز خواهد کرد یا نه.
وی افزود: دولت ایران باید انتخاب کند، ما به مدت 30 سال شنیدیم که دولت
ایران مخالف با چیزی است اما هم اکنون این سوال مطرح است که تهران به
دنبال چه آینده ای است.
بنابر این گزارش، تهران و واشنگتن چندین سال است که درباره برنامه هسته ای
ایران با یکدیگر اختلاف دارند زیرا تهران بارها بر صلح آمیز بودن برنامه
هسته ای خود تاکید کرده، اما قدرتهای غربی این اظهارات را نمی پذیرند و
ادعا می کنند که ایران از برنامه غنی سازی اورانیوم خود برای پیشرفت در
زمینه سلاح هسته ای استفاده خواهد کرد.
اوباما بار دیگر تاکید کرد که ایالات متحده حق ایران را برای استفاده از
برنامه صلح آمیز هسته ای به رسمیت شناخته و در کنار دیگر کشورهای غربی
قدمهای اساسی را در جهت ایجاد اطمینان تهران برداشته است.
وی در این بیانیه نوشت: ما به وضوح اعلام کردیم که اگر ایران به تعهداتی
که هر ملتی دارد، پایبند باشد مسیری را برای موفقیت های بیشتر و روابط
موثرتر با جامعه بین الملل در پیش خواهد داشت.
اوباما گفت: روابط دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران پس از واقعه 13 آبان
1358 قطع شد اما به وضوح می گویم که ایالات متحده به دنبال روابط با
جمهوری اسلامی ایران بر اساس منافع دوجانبه و احترام متقابل است و در مسیر
حرکت ماورای رویدادهای گذشته است. هم اکنون زمان ایجاد روابط جدید میان
تهران و واشنگتن فرا رسیده است.
هایی
كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از
اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی
را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته
بشود وكی از بین برود...خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته
شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار
می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه
این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..."
امام روحالله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانی تاكید داشته و نماد این
استكبار را آمریكا میدانستند؛ در اوایل انقلاب كه برخی از گروهها و
جریانهای سیاسی با طرح شعارهای انحرافی تلاش كردند تا شعار مرگ بر
آمریكا را از شعارهای انقلاب حذف كنند، حضرت امام روحالله(ره) هوشمندانه
در برابر این جریان ایستادگی كردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یك نفر
آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می
برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می
كردند تا آمریكا منسی بشود."

2ـ سروان جواد حسيني
3ـ ستوان يار سوم امينالله طلوع بديعي
4ـ ستوان يكم احمد خزري
5ـ ستوان يكم نصير بكلي
6ـ استوار عبدالله محمدتقي
7ـ گروهبان دوم عباس خالدي
وي با اشاره به اين که موضوع مهم براي آمريکا مهم تسلط بر کشورها و تامين
منافعش بود تاکيد کرد: آمريکا هيچ گاه به منافع ملي کشورها نميانديشد و
به هر رژيمي که در برابرش مطيعتر و فرمانبرتر باشد تمايل دارد که ميتوان
اين موضوع را با مروري بر کشورهاي منطقه ارزيابي کرد.
* تبليغات روزهاي گذشته به اصطلاحسبزها بيشتر با محوريت حضور در اين
راهپيمايي و سر دادن شعارهاي "مرگ بر روسيه " و "مرگ بر چين " براي به
حاشيه راندن شعار "مرگ بر آمريكا "ي مردم ايران شكل گرفته بود و به شدت از
سوي رسانههايي چون بيبيسي، صداي آمريكا و ...دنبال ميشد.
* يك نشريه دانشجويي با تيتر اول "جوجه عقاب خريداريم" نيز به تعداد وسيع
در ميان حاضرين توزيع شده بود كه تيتر جذاب آن موجب ميشد هر كسي پس از
گرفتن نشريه به دليل تيتر جذاب آن، نگاهي گذرا به مطلبش داشته باشد.
* سر تا سر خيابان طالقاني مملو از پلاكاردهايي بزرگ با مضمون مرگ بر
آمريكا و جملات امام خميني و مقام معظم رهبري درباره آمريكا بود. هر چند
ديگر هيچ آمريكايي در سفارت اين كشور در تهران حضور ندارد تا اين صحنهها
را مشاهده و اين فريادها را بشنود اما مقامات اين كشور از طريق رسانههاي
خود ميتوانند به خوبي اين صحنهها را مشاهده كنند.
وي همچنين گفت: مطمئن هستيم كه ملت و دولت و رئيسجمهور و رهبر معظم
انقلاب، در مسئله هستهاي منافع ملي و استقلال و حق مسلم كشورمان براي
استفاده از انرژي هستهاي را با هيچ قدرتي معامله نخواهند كرد.
اين سخنان حداد نيز با شعارهاي اللهاكبر حاضرين همراه بود.
عملياتكننده بود.
احمدرضا كاظمي پسرعموي شهيد احمد كاظمي، علي زحمتكش، محمدرضا خاتمي و محمد نعيميپور نيز از جمله پاسداران دهه 60 بودند.
وراميني سرانجام در 28 آبان 62 در ارتفاعات كانيمانگا و در عمليات والفجر 4 به شهادت رسيد.
علي صبوري، عليرضا هاديپور، حسين شوريده، غلامحسين بسطامي فرمانده سپاه
سوسنگرد درابتداي جنگ، عبدالرحمن يا علي مدد، حسين بهادري، فضلالله
عابديني، حميد صفايي و جلال شرفي نيز از ديگر شهداي تسخيركننده سفارت
امريكا در تهران هستند.
تقي محمدي از دانشجوياني بود كه در يكي از روزهاي اول تسخير، باري روزن،
وابسته مطبوعاتي سفارت امريكا كه به زبان فارسي نيز تسلط داشت را به ميان
خبرنگاران آورد. محمدي كه از نزديكان بهزاد نبوي و خسرو تهراني بود، بعدها
به اطلاعات نخستوزيري رفت و پس از انفجار هشت شهريور به سفارت ايران در
افغانستان فرستاده شد، اما اسدالله لاجوردي به دليل نزديكي او با مسعود
كشميري عامل انفجار نخستوزيري، او را از كابل فراخواند و بازداشت كرد.
تقي محمدي كه در بازداشتگاه براي اعتراف اعلام آمادگي كرده بود، به طرز
مشكوكي ساعاتي بعد با كمربند خودكشي كرد. كارشناسان امنيتي دادستاني
انقلاب معتقد بودند كه اينگونه خودكشي با توجه به اينكه تقي محمدي بر
روي رگهاي گردنش چوب كبريت گذاشته بود، امكان ندارد و اشخاص ديگري
احتمالاً او را كشتهاند و بعد حلقآويزش كردهاند. با مرگ تقي محمدي و
فشارهاي موسوي خوئينيها، تحقيقات درباره پرونده انفجار نخستوزيري متوقف
شد.
بدترين سرنوشت را در ميان اشغالكنندگان سفارت امريكارا فردي به نام «عباس
زريباف» داشت. زري باف كه از ابتداي سال 58 وارد سازمان مجاهدين خلق
(منافقين) شده بود وارد بخش اطلاعات شد و به نقل از سايت اين گروهك
تروريستي مأموريتهايي در جهت كشف اقدامات سپاه پاسداران انجام داد.
زريباف كه از حاضرين در لانه بود بسيار به عوامل اطلاعات نخستوزيري
مانند تقي محمدي و خسرو تهراني نزديك بود. او در سال 60 به زندگي مخفي روي
آورد و در سال 61 از ايران خارج شد. زري باف در چهارمين روز عمليات مرصاد
به هلاكت رسيد.
ما بیفروز تا در سرمای بی خبری نمانیم. خون آن شهیدان را در تن ما جاری
گردان تا به "ماندن" خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت
خونینشان را برافراشته داریم.»
شهید مهدی رجب بیگی
یک دانشجوی فنی که در همه ابعاد زندگی قابل الگوگیری بود. قلبش برای خط
امام می زد. می دانست که این راه جز به جمع تخصص و تعهد حفظ نخواهد شد. او
هشدار می داد: «گفتیم که از ناحیه کمبود نیروهای متعهد و متخصص و در خدمت
انقلاب چه زبان هایی بر پیکر انقلاب وارد آمده است و بدین لحاظ لازم است
که هر چه سریعتر در این مورد چاره اندیشی نموده و جلو افزایش این ضررها را
گرفت.» شاید به خاطر همین احساس ضرورت ها بود که راهش به دانشکده فنی و
بعد هم معلمی افتاد. تا سینوس، کسینوس های معادلات را متحیر کند؛ آنقدر که
مجانب های حرف هایش هم سر از گفتارش درنیاورند. از خورد و خوراک مشتق می
گرفت و از مبارزه و تلاش انتگرال. این گونه وقتش بهتر تنظیم می شد. راحت
طلب نبود.
تا قله هدایت یاران من برفتند/گم گشته ام خدایا در کوچه ضلالت
همچون پرنده عاشق، پرواز عشق من بود/ اندر غم شهیدان بشکست هر دو بالم
ما عاشقان همره، عهد سفر ببستیم/آن کاروان برفت و آمد غم ملالم
سرخ است دشت میهن از خون پاک مردان/زرد است روی زارم افتاده چون هلالم
یک آسمان ستاره، یک دشت پر ز لاله/روئید از دل شب، من ماندم و خیالم
از قامت شهیدان برپاست، پای لاله/بشکست پشتم از غم در غصه بی مثالم
همچون همه شهیدان این است آرزویم/اندر ره خمینی پویم ره کمالم
یارب بگو شهادت، معراج تا سعادت/کی می شود نصیبم؟ پاسخ بده سئوالم
ای شاهدان تاریخ دیدار تازه گردد/فالی گرفته ام دوش خونین نمود فالم
آیم به سوی جنت تا رویتان ببینم/مهمان شوم شما را گر حق دهد مجالم
آه ای خدای رحمان حال مرا بگردان/از هجر می گذازم نزدیک کن وصالم
اي
به بيان خاطراتي از مبارزات دوران انقلاب پرداخته است كه در بخشي از اين
خاطرات، از حضور قيصر امين پور درجمع تسخير كنندگان لانه جاسوسي وشعرخواني
وي روي ديوار سفارت مي گويد.
رجانيوز با توجه به تقارن اولين سالگرد پرواز قيصر امين پور و سالروز
تسخير لانه جاسوسي، اقدام به انتشار اين خاطره مي كند. اين نوشته برگفته
از مطلبي است كه در ويژه نامه نشريه "راه" به مناسبت در گذشت قيصر منتشر
شد.
سيد حسن حسيني درباره قيصر مي گويد: "...قیصر جزو بچههای به اصطلاح لانه است؛ از طلایهدارانی که لانه جاسوسی را فتح کردند.
سرمایه دل (به دوستان هنرمند)
این پنجره این خاطرهها را نفروشید
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
صندوقچه راز خدا را نفروشید
پس دستکم این آب و هوا را نفروشید
آیینه شمایید شما را نفروشید
پروانه پرواز رها را نفروشید
این هروله سعی و صفا را نفروشید
این منظره دورنما را نفروشید
از کلیدهای جهت نما برای انتخاب عکس های دیگر استفاده کنید.
پس از گذشت بيش از سه ماه از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و پيامدهاي
آن،بررسي علل بروز اغتشاشات اخير امري ضروري مي نمايد،در اين راستا ،نقش
کروبي به عنوان يکي از نامزدهاي تاثيرگذار انتخابات رياست جمهوري در ايجاد
آشوبهاي اخير و حوادث قبل و بعد از انتخابات لازم به نظر مي رسد.
به دنبال شکست چهار سال قبل کروبي در انتخابات دور نهم رياست جمهوري
ايران ، کروبي که جايگاهي ميان مردم نداشت ادعا کرد که آراي وي به نفع
احمدي نژاد ضبط شده است و در دور دوم انتخابات نيز با تقلب پيروز شده است،
از اين رو وي از همان زمان تصميم به انتقام از رئيس جمهور منتخب ملت ايران
را گرفت. اين در حالي است که مجريان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري از
همفکران سياسي وي بودند.
کروبي در اعتراض به شکست خود در انتخابات ،با کناره گيري از تمامي
مناصب حکومتي و تاسيس حزب اعتماد ملي به همراه روزنامه وابسته آن حملات
گسترده اي را عليه رئيس جمهور رسمي کشور آغاز کرد که اين مساله تا سال 88
ادامه داشت.
محور اصلي اين حملات که با هدف آماده سازي شرايط براي حضور کروبي در
عرصه انتخابات دهم رياست جمهوري انجام ميگرفت، نفي دستاوردهاي دولت در
زمينه اقتصادي و سياسي بود.
در چهار سال عمر اين روزنامه هزاران تيتر عليه رئيس جمهور محترم و دولت خدمتگزار منتشر شد که صرفا جنگ رواني و نشر اکاذيب بود.
حملات کروبي به دولت را روزنامه هاي زنجيره اي اصلاح طلب و پايگاههاي
اينترنتي وابسته به آن و نيز رسانه هاي خارجي فارسي زبان ماهواره اي و
سايتهاي مجازي آنها توجيه مي کردند.
کروبي که صاحب ثروت فراواني بود، توانست با حمايتهاي مادي و معنوي
محمد خاتمي که سابقه دوستي وي با نامبرده به تشکيل مجمع روحانيون مبارز
باز مي گشت،توسط چهره هاي بايکوت شده سياسي اصلاح طلب نظير غلامحسين
کرباسچي، عباس عبدي، جميله کديور پايه هاي ستاد انتخاباتي خود را بنيان
گذارد.
کروبي در 21 مهر 88 به طور رسمي نامزدي خود را جهت شرکت در انتخابات
رياست جمهوري 88 اعلام کرد و در تاريخ 11 شهريور 88 با نگارش نامه اي خطاب
به حسينعلي منتظري از حمايتهاي وي تقدير به عمل آورد.
کروبي در انتخابات دهم تلاش کرد خود را به عنوان چهره اي منتقد نظام
اما از درون نظام مطرح ساخته و به عنوان يکي از دو رهبر حرکت شبه کودتايي
موسوم به "جنبش سبز" در کنار مير حسين موسوي به بهانه مبارزه با احمدي
نژاد عليه اهداف نظام نقش آفريني کند.
کروبي در درون دانشگاهها از حمايت تشکيلات ميليشياي دفتر تحکيم وحدت
برخوردار بود و توانست با ايجاد حاشيه هاي فراوان در جريان مبارزات
انتخاباتي خود توجه محافل بيگانه و وابستگان داخلي آنان را به خود جلب
کند.
پس از شمارش آراي انتخابات رياست جمهوري،شيخ اصلاحات که در دوره
گذشته نيز مدعي جابه جايي آراي خود شده بود،اين بار نيز ادعا کرد که در
تقلبي گسترده آراي وي به نفع احمدي نژاد ضبط شده است ،همچنان که موسوي
مدعي بود.
اين مساله در شرايطي به وقوع پيوست که سران اغتشاش سبز با تبليغات
وسيع خود و صرف ميليونها تومان بودجه بيت المال از اينکه جايگاهي نزد عامه
مردم ندارند، ناخرسند بودند.
غافل از آنکه اراده الهي در خدمت رساني دولت نهم به مردم محروم و
مناظره هاي موفق انتخاباتي احمدي نژاد و نيز اقدامات ضد اخلاقي انتخاباتي
طرفداران اغتشاش سبز توانسته بود تا قواعد بازي را به نفع احمدي نژاد
تغيير دهد.
اما آنچه نقش کروبي را در حوادث اخير پس از انتخابات برجسته
ساخت،نامه هاي سرگشاده وي خطاب به سران نظام و بيانهيه هايي خطاب به
هواداران خود و دعوت از آنان براي برگزاري تجمعات و راهپيمايي بر عليه
نظام و رئيس جمهور منتخب ملت بود که در اين کار نيز ناکام ماند.
از سويي ديگر کروبي که از پايه گذاران مجمع روحانيون مبارز بود، با
همياري همفکران خود و نيز چهره هاي سياسي و مذهبي انفعالي بايکوت شده يعني
حسينعلي منتظري و يوسف صانعي تلاش کرد تا مرجعيت شيعه را عليه نظام و دولت
تحريک کند،اما در اين اقدام هم توفيقي نيافت.
کروبي اگر چه توانست حمايت تمامي مخالفين نظام اعم از چپ(احزاب
کمونيستي) ،ميانه( نهضت آزادي) و راست(سلطنت طلب) را به خود جلب کند، تا
جائيکه شبکه هاي ماهواره اي و رسانه هاي خبري صهيونيستي تمجيد بي سابقه اي
از وي به عمل آوردند،اما همچنان در جلب نظر ملت ايران به خود ناتوان
بود،از اين رو حمايت رسانه هاي خارجي مطرود ملت ايران از کروبي کافي
نبود،به همين جهت وي در اقدامي هماهنگ با تشکيلات اطلاع رساني داخلي و
خارجي اقدام به انتشار ادعاي جديد خود مبني بر آزار و شکنجه و تجاوز جنسي
به برخي از متهمان حوادث انتخاباتي نمود.
متعاقب طرح اين مساله توسط مجلس و قوه قضائيه ،کميته حقيقت يابي تشکيل شد.
در جلسات متعدد اين کميته ،شيخ اصلاحات که نتوانسته بود ادله قانوني
قابل پذيرش ادعاهاي خود را ارائه کند،طبق عادت هميشگي خود با پرخاش جلسه
را ترک کرد.
از اين رو کروبي جوانکي به نام "ابراهيم شريفي" را که آرزوي اقامت
در خارج از کشور را داشت،اغفال کرد و نامبرده با نهايت وقاحت اظهارات کذبي
را در صداي آمريکا مبني بر تجاوز افرادي گمنام به خود در يکي از
بازداشتگاههاي کشور مطرح ساخت و بنا به اعتراف خود با کمک کروبي به ترکيه
رفت.
اما اين مساله نيز عليرغم پوشش گسترده رسانه اي در داخل و خارج،
مورد توجه ملت ايران قرار نگرفت و تنها توجه برخي از شخصيتهاي ضد انقلاب
فراري مقيم خارج از کشور نظير عليرضا نوري زاده و محسن سازگارا که سوابق
طولاني متعدد آنان در همکاري با موساد و سازمان سيا براي ملت ايران محرز
است را به خود جلب کرد.
واضح است که اقبال اين رسانه ها به کروبي به دليل اتخاذ مواضع ضد
نظام و سقوط وي از مواضع انقلابي بوده و وجود کروبي تنها ابزاري براي نيل
به خواسته هاي براندازانه آنان مي باشد، والا شخصيت وي ارزشي براي آنان
ندارد.
کروبي و موسوي هيچگونه خط قرمزي را در نظر نگرفتند و منافع مادي خود
را بر منافع ملي ارجحيت دادند،به همين دليل اقدامات آشوبگرانه خود را در
حساس ترين مقطع زماني که دولت درگير مذاکرات هسته اي و زير فشارهاي بين
المللي قرار داشت، آغاز کردند.
کشورهاي غربي نيز اميدوار بودند تا با استفاده از شرايط خاص کشور
بتوانند در جريان مذاکرات هسته اي از ايران امتياز بگيرند،اما پيروزي دولت
منتخب مردم در مذاکرات ژنو نشان داد که ملت ايران با تفضلات الهي مي تواند
هر اراده اي را تسليم خود کند.
در خاتمه ملت ايران اميدوار است همچنان که تعدادي از سران اغتشاش به
کيفر اعمال خود رسيده اند،به جرائم ساير رهبران آشوب نيز رسيدگي شود.
از کلیدهای جهت نما برای انتخاب عکس های دیگر استفاده کنید.
"بسمالله الرّ حمن الرّحيم "
يا أَيهَا الَّذينَ ءَامَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوّي وَ عَدُوَّكُم أَولِياءَ تُلقُونَ إِلَيهِم بِالمَوَدَّهِ
اي كساني كه به خدا ايمان آوردهايد،هرگز نبايد كافران را كه دشمن من و شمايند ياران خود برگرفته و طرح دوستي با آنها افكنيد.
(سوره ممتحنه آيه يك)
13 آبان نمادي از استكبارستيزي، مقابله با استبداد ستمشاهي و پايداري
ملّتي بزرگ در راستاي تحقّق ارزشهاي اسلامي است. تبعيد حضرت امام راحل
(رحمهالله عليه)از ايران در سال 1343، كشتار وحشيانه دانشآموزان و
دانشجويان در سال 1357 توسط رژيم پهلوي و تسخير لانه جاسوسي آمريكا در سال
1358 سه حادثه تاريخسازي است كه حركت ملّت ايران در راستاي شكلدهي نهضت
عدالتخواهي و بيداري جهاني عليه سلطهگران و مستكبران عالم را تقويت و
تثبيت كرد.
13 آبان ماه فرصت بسيار مغتنمي براي نمايش خشم مقدّس آحاد ايرانيان
عليه استكبار زورگويان ميباشد. اينك در شرايط حساس و خطير كنوني كه
استكبار جهاني و دشمنان قسمخورده ملّت ايران از تمامي ظرفيتها و
توانمنديهاي رسانهاي و تبليغاتي خود در ميدان جنگ نرم عليه انقلاب و
نظام اسلامي به صحنه آورده است، ما شركت كنندگان در تظاهرات سراسري
يومالله 13 آبان، روز ملّي مبارزه با استكبار جهاني با فريادي رسا و
يكپارچه مواضع خود را به جهانيان اعلام مينمائيم:
1ـ ملّت مبارز و نستوه ايران اسلامي به ويژه نسل جوان امروز كه به
تعبير مقام معظم رهبري (مدظله العالي) از آنچنان انگيزهي ايماني برخوردار
بوده كه اگر از انگيزهي جوانان اول انقلاب بيشتر نباشد، كمتر نيست و
مقاومت و پايداري در برابر تهديدات و تحريمهاي آمريكا و ساير قدرتهاي
زورگو و سلطهگر را رمز پيروزي دانسته و به پيروي از رهنمودهاي ماندگار
حضرت امام خميني (رحمهالله عليه) و معظم له صريحاً اعلام ميكنيم تا
هنگامي كه آمريكا مداخله در امور داخلي ايران را همچنان سرلوحه سياست
خارجي خود ميداند و از هر گونه توطئه عليه اسلام و انقلاب فروگذار
نمينمايد هيچگونه مذاكره و رابطهاي را به رسميت نميشناسيم بلكه آمريكا
را همچنان دشمن شماره يك ملّت ايران و مظلومان جهان ميدانيم.
2ـ ما شركتكنندگان در اين همايش بزرگ ضد استكباري وحدت و اتّحاد را
اصليترين سرمايه فناناپذير در برابر توطئههاي تمام نشدني نظام سلطه
ميدانيم. وحدت، همگرايي و وفاق ملّي را حول محور ولايت فقيه و رهبر معظّم
انقلاب اسلامي و تمسك به آموزههاي ماندگار امام راه حل دانسته و بر ضرورت
تعميق و گسترش آن در جامعه به ويژه نخبگان حوزه و دانشگاه، دانشجويان و
جوانان برومند اين سرزمين الهي تأكيد مينمائيم.
3ـ ملّت بزرگ ايران حماسهآفريني در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم
را كه مشاركت سياسي بينظير در جهان محسوب ميگردد، افتخار ملّي دانسته و
هر گونه رفتار، موضعگيري و اقدامي را كه پايههاي جمهوريت و اسلاميت نظام
را زير سؤال ببرد و دشمنان قسمخورده ملّت را شاد نمايد به شدت محكوم
نموده و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، "آمريكائيها به برخي مسائل و
غائلههاي بعد از انتخابات دل خوش نكنند زيرا جمهوري اسلامي ايران عميقتر
و ريشهدارتر از اين حرفها است و نظام اسلامي بر حوادث بسيار سختتر از
اين مسائل هم فائق آمده است " و لذا اين فرموده رهبري موضع قاطع ملت ايران
است.
4- دستيابي به فناوري هستهاي براي مصارف صلحآميز را حق مسلّم ملّت
ايران دانسته و از دولت و مسئولان نظام ميخواهيم با اقتدار از منافع و
مصالح ملّي كشور در مذاكرات دفاع نموده و با طرح هر گونه سازش يا انفعال
در اين زمينه به شدّت برخورد نمايند.
5ـ ما ملّت ظلمستيز ايران با ستايش نهضت بيداري اسلامي در اقصي نقاط
جهان و تجليل از مقاومت و ايستادگي مردم مظلوم فلسطين در برابر رژيم جعلي
صهيونيستي، جنايات اشغالگران ستمپيشه در كشورهاي اسلامي فلسطين، عراق و
افغانستان و توطئههاي شوم عليه لبنان و حزبالله سرافراز را محكوم و با
تأكيد بر ضرورت همبستگي و وحدت امّت اسلامي و تداوم مقاومت به عنوان تنها
راه نجات از چنگال تجاوزگران به سرزمينهاي اسلامي، حمايت خود را از
ملّتهاي ستمديده اين كشورها اعلام ميداريم.
6ـ ما دانشآموزان و دانشجويان و دانشگاهيان شركت كننده در تظاهرات
روز ملّي مبارزه با استكبار جهاني، 13 آبان ماه را نماد فرياد و نفرت
فراگير ايرانيان عليه شيطان بزرگ و سياستهاي استكباري آمريكاي جهانخوار و
سلطهگر ميدانيم و هر گونه حركت و شعاري كه بخواهد اين اراده مقدّس را به
انحراف بكشاند، اقدامي مخالف مصالح اسلام و فلسفه وجودي اين روز تاريخي
دانسته و آن را به شدت محكوم ميكنيم.
7ـ ما شركتكنندگان در تظاهرات ضد استكباري 13 آبان ماه، همراه با
ساير آحاد و اقشار ملّت موحّد، انقلابي و هميشه در صحنه ايران اسلامي، ضمن
ميثاق مجدد با آرمانهاي بلند حضرت امام (رحمهالله عليه) و شهيدان
گرانقدر انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، بيعت راستين خود با رهبر فرزانه و
حكيم انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله العظمي خامنهاي (مدظلهالعالي) را
تجديد و با اعلام حمايت از قواي سه گانه
(دولت، مجلس و قوه قضائيه) بر لزوم گسترش تلاشهاي معطوف به اقتدار
علمي و نهضت نرمافزاري كشور در راستاي منويات مقام معظّم رهبري تأكيد
ميكنيم.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
چهارشنبه سيزدهم آبان ماه 1388 هجري شمسي
مصادف با 16 ذيالقعده 1430 هجري قمري
مطابق با 4 نوامبر 2009 ميلادي
مرگ بر آمريكا ـ مرگ بر انگليس
مرگ بر اسرائيل ـ مرگ بر استكبار

* فارس: قبل از اينكه براي تحصيلات به خارج از كشور برود در چه شرايطي به سر مي برديد؟
* شيخ الاسلام: من در خانواده مذهبي بزرگ شدم و ساكن خيابان ايران
بوديم. در مدرسه ناصرخسرو درس ميخواندم در كوچه روحي كه الان شهيد فياض
بخش است. بزرگوران زيادي مانند: شهيدان فياضبخش، بهشتي، مطهري، دكتر وحيد
دستجردي و... در اين محله بودند.
هر كدام از مبارزين مذهبي كه ميخواست خانهاي بگيرد در اين محله مي آمد. آن موقع خيابان ايران محله مسلماننشين و مذهبي بود.
سال 42 كه قضيه 15 خرداد پيش آمد ما خيلي متاثر شديم. همه محله
بازاري بودند. صداي تير و تفنگ محله را پر كرده بود. يادم هست مدرسه ما را
تعطيل كردند.
بعد از اين جريان صداي تير و تفنگ بر روحيه ام اثر گذاشته بود اما
فعاليت سياسي نداشتم. من به قصد اينكه يك شخصيت علمي شوم و بتوانم به
مملكتم خدمت كنم به آمريكا رفتم.
*فارس: با امام خميني(ره) هم آشنا بوديد؟
* شيخ الاسلام: من از سال 42 امام را شناختم. اين سوال برايمان پيش
آمد كه اين سر و صداها براي چيست؟ اين حرف ها چييست؟بعد مشخص شد كه آقاي
خمينياي هست كه ضد شاه است. تماس داشتن با ايشان و بردن نامش خطر است،
پدر من هم خيلي محافظه كار بود و ما هم از بيرون رفتن ميترسيديم. سيطره
ساواك بر ذهنيت پدرم و خانواده حاكم بود. شايد يكي از دلايلي كه ميخواست
من به خارج بروم اين بود كه از اين جو دور باشم.
*فارس: در كدام دانشگاه آمريكا تحصيل كرديد؟
* شيخ الاسلام: سال اول را در دانشگاه ديويس در رشته كامپيوتر مشغول
به تحصيل شدم. همان سال اول عضو انجمن اسلامي شدم. من مسلمان بودم و
طبيعتا دنبال گوشت حلال براي غذا بودم. به همين دليل زود جذب طيف بچه
مسلمان ها شدم .در آنجا با شهيد قندي [وزير پست،تلگراف و تلفن دولت شهيد
رجايي]آشنا شدم. ايشان در دانشگاه ديويس بود بعدها با آقاي زالي كه يك
زماني وزير كشاورزي بودندآشنا شدم. ايشان هم ديويس بودند. با چند نفر از
اين دوستان آشنا شدم آنها مرا به جلسات قرآن مي بردند. با آنها به دانشگاه
بركلي مي رفتيم كه مركز منطقهاي انجمن اسلامي كاليفرنيا بود.
آقايان بهروز ماكويي، آيتالهي كه بعدها در وين در انرژي اتمي سفير
ايران شد، برادران وهاجي كه يكي در بانك بود و ديگري وزير بازرگاني شد،
محسن نوربخش با من در ديويس بودند كه همان جا ماندند. من، محسن نوربخش،
دكتر قندي و زالي با هم در يك ماشين به بركلي ميرفتيم.
وقتي ميخواستيم به جلسه بركلي برويم همه با يك ماشين ميرفتيم كه
ارزانتر شود. از ديويس تا بركلي1.5 ساعت راه بود. در كل اين افراد مسئول
انجمن بودند.
شهيد چمران پايه گذار اين انجمن بود. ايشان شخصيتهاي بارزي در اين
انجمن بودند. از بركلي خيلي خوشم آمد. فهميدم اين دانشگاه، دانشگاه معتبري
است و تلاش كردم نمرات خوبي بياورم كه بركلي مرا قبول كند. همان سال
درخواست كردم و سال بعد پذيرفته شدم. مركز اصلي سياسي انجمن اسلامي در
بركلي بود. در ديويس و دانشگاه هاي ديگر جلسات انجمن اسلامي برگزار مي شد
اما مركزيت با دانشگاه بركلي بود.
*فارس: مسئول انجمن اسلامي چگون انتخاب مي شد؟
*شيخ الاسلام: بچه ها كانديدا مي شدند و انتخابات برگزار ميشد.
*فارس: شهيد چمران را در آنجا ديديد؟
*شيخ الاسلام: وقتي من وارد بركلي شدم شهيد چمران از آمريكا خارج شده
بود وبه لبنان رفته بود. من به دانشگاهي رفتم كه شهيد چمران با عزت در
آنجا تحصيل كرده بود و شايد جالب باشد كه بگويم در جايي مشغول به كار شدم
كه ايشان قبلا كار مي كردند. جلوي دانشگاه بركلي خياباني بود به اسم
خيابان "تلگراف اونيو " كه در آمريكا خيابان معروفي است. چون محلي است كه
دانشجويان از هر قشري در آنجا جمع مي شدند و سر و صدا ميكردند. بيشتر
مغازههاي اين خيابان هم كافه قهوهخوري بود. دراين خياباني است كه
تظاهرات جنگ ويتنام از آن شروع شد و شيشههاي تمام مغازه را شكستند و
تظاهراتهاي معروف را شروع كردند. شهيد چمران در آن خيابان در يك مغازه
زيراكس كار ميكرد. آن موقع زيراكس كار جديد و تازهاي بود و از همين
شيشههاي گرد بود. رسم بود كه ايرانيها وقتي ميخواستند از آن دانشگاه يا
شهر بروند كار خود را به هم وطن خود ميدادند. ايشان رفت و من كارش را
گرفتم اما شهيد چمران كجا و من كجا.
ايشان در دانشگاه فني تهران شاگرد اول بود. در بركلي هم شاگرد بسيار
ممتازي بود. افرادي كه در رشته هاي الكترونيك و كامپيوتر درس ميخوانند،
اشتياق زيادي دارند و درخواست ميكنند كه به لابراتواري به اسم "بل "
بروند و مشغول به تحقيق شوند.
لابراتوري بل، بدون شك مهمترين جايي است كه يك نفر ميتواند در اين
رشته در آنجا تحقيق كند. مثلا آقاي جوان، ليزر را در آنجا كشف كرد.
شهيد چمران به بل دعوت شد اما نرفت. علتش را هم توضيح داد و آن اينكه
ايشان مي گفت: وقتي من به آنجا ميروم و تحقيق ميكنم و در پايان هم
نميدانم چه كسي از آن تحقيق استفاده ميكند. ايشان ترجيح ميداد كارهاي
سادهاي را انجام دهد و امور زندگياش را از اين راهها بگذراند.
يك خانم بسيار با شخصيت كه پدرش ثروتمند و كارخانهدارآمريكايي بود
همسر شهيد چمران شد و مسلمان هم شد. شهيد چمران نمي خواست آمريكا بماند
ميخواست به لبنان برود. اين خانم آنقدر شهيد چمران را دوست داشت كه با
ايشان به لبنان رفت. 4 پسرداشتند، پسر بزرگش كمال و پسر كوچكشان جمال نام
داشت.
با رفتن شهيد چمران به لبنان خانواده هم همراه ايشان مي رود اما با
گذشت زمان همسرشان به دليل جنگ به همراه فرزندانش به آمريكا باز مي گردند.
جالب اين است بچهاي(جمال) كه در جنگ لبنان زير توپ، تانك و مسلسل طاقت
آورد و خدا او را سالم نگه داشت در استخر خانه آن خانم درآمريكا غرق شد.
نگه دارندهاش نيكو نگه داشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشكست
شهيد چمران نسبت به جمال حالت خاصي داشت. مثلا كفش او را در لبنان نگه
داشته بود و با آن صحبت ميكرد. زير متكا و رختخوابش ميگذاشت و با آن
ميخوابيد.
*فارس: فضاي حاكم بر انجمن اسلامي چگونه بود؟
*شيخ الاسلام: درانجمن اسلامي خاطرات زيادي دارم. ما در كاليفرنيا
بوديم و طبيعتا در آنجا روحيه چمراني حاكم بود. آقاي دكتر محمد يزدي در
تكزاس بود و در آنجا بيشتر روحيه نهضت آزادي حاكم شده بود. بين ما رقابتي
بود، ما دوست نداشتيم انجمن به احزاب سياسي بچسبد. در نشستهاي سالانه
انجمن رقابت بروز ميكرد. از افراد ديگر كه ميتوانم نام ببرم آقاي محمد
هاشمي رفسنجاني بودند كه چون سنش از همه ما بيشتر بود به او "پدر "
ميگفتيم. ثروتش هم از همه ما بيشتر بود! بايد سمت پدري را به جا ميآورد.
ايشان باغ پسته داشت و ثروت خوبي داشت. از افراد ديگر كه ميشود نام برد
آقاي سهرابپور رئيس دانشگاه صنعتي شريف بودند.
*فارس: انجمن اسلامي آمريكا و اروپا با تعامل داشتند؟
*شيخ الاسلام: با هم جلسات و تعاملاتي داشتيم. بعد از مدتي فهميديم
بايد دبير انجمن را طوري انتخاب كنيم كه دبير آمريكا و اروپا هم باشد.
يعني براي كل انجمن يك دبير انتخاب كنيم.
سال 55 به اين نتيجه رسيديم كه بايد اين گونه كار كنيم. قبلا اروپا
تشكيلات خودش و آمريكا تشكيلات خودش را داشت، اما بعدا فهميديم بايد الحاق
شود.
آن سال كه آقاي محمد هاشمي دبير تشكيلات بود. آقاي شهريار روحاني دبير فرهنگي، بنده دبير انتشارات بودم.
خيلي از شخصيتهايي كه اول انقلاب سر كار آمدند از بچههاي سالم انجمن
اسلامي بودند. آقاي جواد ظريف از بچههايي بود كه بعدا انجمن عضوگيري كرد.
ايشان جوان بود و در آنجا درس ميخواند، انجمن ايشان را عضوگيري كرد.
* فارس: چه سالي به ايران بازگشتيد؟
*شيخ الاسلام: من قبل از انقلاب نميتوانستيم به ايران بياييم. چون
به عنوان چهره شناخته شده در انجمن اروپا- آمريكا بودم. فكر ميكردم اگر
به ايران بيايم دچار مشكل خواهم شد و ميترسيدم چون چهره علني شده بودم.
به همين دليل من جرات نداشتم به كنسولگري ايران بروم. مدتها قاچاقي
درآمريكا زندگي ميكردم، يعني تاريخ گذرنامهام گذشته بود اما جرات
نميكردم آن را تمديد كنم. ميترسيدم گذرنامه را به آنها بدهم و ديگر به
من پس ندهند.
زماني كه انقلاب پيروز شد بچه هاي انجمن كنسولگري را گرفتند و ما شديم آقاي كنسولگري و خودمان گذرنامه خودمان را تمديد كرديم.
شهريار روحاني (داماد دكتر يزدي) به همراه برادرش شاهرخ و من در بركلي
درس مي خوانديم - من، شهريار، آقاي محمد هاشمي وآقاي گنجي دوست در منزل
دكتر يزدي جلسه دبيران انجمن را داشتيم. در آن جلسه آقاي محمد هاشمي دختر
آقاي دكتر يزدي را براي شهريار روحاني خواستگاري كرد بعدها توجهات آقاي
روحاني به سمت نهضت آزادي معطوف شد و رفت در كنار خانمش زندگي كرد و ما هم
در كاليفرنيا مانديم- بعد از گرفتن كنسولگري، شوراي انقلاب حكم داد كه
آقاي شهريار روحاني در واشنگتن سرپرست سفارت ايران در واشنگتن شود. او هم
به بچه هاي انجمن حكم داد كه سرپرست كنسولگريها در قسمتهاي مختلف
بشويم. 6- 5 كنسولگري در آمريكا داشتيم. به اين ترتيب من اول سال 58 (اول
عيد) به ايران آمدم.
*فارس: در بازگشت به ايران جو حاكم بر جامعه را چگونه ديديد؟
*شيخ الاسلام: فضاي جامعه كاملا انقلابي بود. من وقتي به آمريكا رفتم
به خاطر خودم بود. رفتم كه خودم چيزي بشوم اما وقتي به ايران آمدم همه چيز
به خاطر ايران و كسان ديگر بود. جو ايثار و از خودگذشتگي خاصي در زمان
انقلاب ديده ميشد. به خصوص اينكه ما خود را مديون مردم و مبارزين
ميدانستيم. چون در كشت و كشتارها حضور نداشتيم كه جانمان را كف دستمان
بگذاريم و حس ميكرديم بدهكار انقلاب هستيم. اولين كاري كه در ايران شروع
كردم در وزارت ارشاد بود، پاسخ دادن به مقالاتي كه در دنيا تهمتهايي به
انقلاب زده بودند.
يكي از دوستان ما كه در آمريكا به اسم آقاي "رحيميان " مدير كل آن
قسمت بود. ايشان مرا ميشناخت با ايشان هم اتاقي بوديم و مرا دعوت كرد و
من رفتم تا اينكه جريان تسخير لانه بوجود آمد و به آنجا رفتم.
*فارس: نحوه ورودتان به جريان تسخير لانه جاسوسي آمريكا چگونه بود؟
*شيخ الاسلام: دانشجويان داخل لانه دنبال كسي ميگشتند كه زبان انگليسي بداند، بتواند با گروگانها حرف بزند و اسناد را بفهمد.
بنده قبلا زماني كه دانشجو بودم به طور علني فعاليت هايي در خارج كشور
داشتم. در آمريكا دبير انجمن اسلامي امريكا، كانادا و اروپا بودم. بعد از
آن هم فعاليت ميكردم. بعضي مواقع لازم بود كه بچه هاي انجمن مصاحبه
تلويزيوني كنند. جواب مردم را بدهند، به مدافعين شاه يا كساني كه از طرف
شاه به انقلاب حمله ميكردند را جواب بدهند يا در تظاهرات مصاحبهاي انجام
دهند. من به خاطر اين فعاليت ها شناخته شده و علني شده بودم.
به همين دليل شب، روز 13آبان آمدند دم درب منزل ما و من همان شب به لانه رفتم و از آنجا ارتباطم با دوستان شروع شد.
*فارس: زماني كه خبر تسخير لانه جاسوسي را شنيد چه حسي داشتيد؟
*شيخ الاسلام: با اينكه من درآمريكا زندگي كرده بوديم اما انقلاب را
خوب ميشناختيم. سياسي بوديم و جرياناتي را مانند قضيه 28 مرداد 1332 را
ميدانستيم. كودتايي كه از داخل سفارت ايالات متحده هدايت شده بود.
ميدانيد كه در اتوبيوگرافي خودشان نوشتند كه چگونه از داخل سفارت، كودتا
را هدايت كردند. در همان روزها امريكاييها شاه را وارد آمريكا كرده
بودند. مي توان گفت دو انگيزه مهم در بين دانشجويان و مردم وجود داشت: 1-
شاه را پس بگيريم و عادلانه محاكمه كنيم. 2- كودتا از طريق سفارت عليه ملت
اداره نشود.
ما به خوبي ميفهميديم كه اين انقلاب نهضت ملي نيست، اين امام، مصدق
و آيه الله كاشاني نيست. اين ملت هم آن ملت نيستند. اما نميدانستيم
آمريكاييها اين را ميفهمند يا نه؟ يك بار آمريكا امتحان كرد و موفق بود
اما ممكن بود اين بار امتحان كند، كشتاري هم بشود وشايد هم ناموفق باشند.
اما كسي نميتوانست تضمين كند كه آمريكاييها اين ريسك را نكنند. علي
الخصوص كه شاه را به داخل آمريكا بردند. اين عكسالعمل طبيعي بود و من هم
خيلي آن را قبول كرده و موافق آن بودم. تا دانشجويان درخواست به همكاري
كردند، رفتم و يك ذره تامل نكردم كه بررسي كنم.
*فارس: شما به عنوان شخصي كه خارج از برنامه دانشجويان وارد جريان
تسخير لانه شديد، آيا به نظر شما دانشجويان در ايجاد اين جريان احساسي عمل
كردند؟
*شيخ الاسلام: تسخير لانه قطعا بايد انجام ميشد، شك نكنيد.
*فارس: دلايلش چيست؟
*شيخ الاسلام: ما كه نميدانستيم دشمن چه تاكتيكهايي دارد. ما
ميفهميديم كه آمريكا دشمن است. ميفهميديم كه اينها نميتوانند دست از
شاه بردارند. براي اينكه شاه تمام اساس قدرت آمريكا در منطقه بود. امنيتي
كه شاه به عنوان ژاندارم منطقه در خليج فارس تامين ميكرد به آمريكا كمك
كرد.آمريكاييها با جريان نفت دنيا را اداره كرده و ميكنند. نفت كالاي
خيلي حساسي است مثلا چين نصف نفت خود را از ايران وارد ميكرد. اگر
آمريكاييها با اين نفت بازي مي كردند ميتوانستندكل چين را ساقط كنند.
فرض كنيد فردا در پمپهاي بنزين يك مشكلي پيش بيايد. كاميونهاي حمل بنزين
دير برسد، همه چيز بهم ميريزد.
نيروگاههاي ما يك زمان نفت سوز بود اما الان گاز سوز است. فرض كنيد
الان به اينها گاز نرسد، برق نباشد، برق كم باشد. ببينيد در كارخانهها چه
بساطي راه ميافتد. اعتياد به نفت از اعتياد به مواد مخدرخطرناكتر است.
اعتياد به نفت يك اعتياد واقعي است. اعتياد به مواد مخدر، اعتياد رواني
است. اگر من بگويم نفت شما ميگوييد حركت، حيات، همه چيز.انرژي يعني همه
چيز.
آمريكاييها با اداره جريان انرژي، دنيا را اداره ميكنند به چين
ميگويند بازي در نياوريها! من لات محله هستم. پيچ را شل و سفت ميكنم.
به اروپا هم همين را ميگويد.
شاه براي آمريكا اين كار را انجام ميداد. چرا شاه را ژاندارم
كردند؟چرا تجهيزات به او دادند؟ بعد از كودتاي 28 مرداد آمريكا باز شاه را
سركار آورد. به همين دليل شاه به ملت متكي نبود، به آمريكاييها متكي بود.
او در سيستم غرب و براي آمريكاييها تصميم ميگرفت و اجرا ميكرد. يعني
جريان هاي كاپيتولاسيون، 15 خرداد و ... يكدفعه در اين مملكت ايجاد نشد.
شاه با غرب اُخت شده بود. شاه براي آمريكا حياتي بود و آنها هم از شاه
حمايت ميكردند.
اينها با هم بودند و يك سيستم بودند: "الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله و الذين كفرو يقاتلون في سبيل الطاغوت ".
ممكن است يكي از اينها امريكايي باشد ديگري ايراني باشد. اما با هم يك
فرقه هستند و يك هويت را تشكيل ميدهند. آمريكا به اسرائيل F14 نداده بود
اما به شاه داده بود كه بهترين هواپيمايي دفاعي آن موقع بود. چهل و
خردهاي سال پيش اين هواپيما طراحي شده بود و به تنها كشور خارجي كه دادند
ايران بوده است.
تكنيك هايي كه ما در سال 58 در بركلي خوانديم در F14 اي كه 15 سال
پيش از آن طراحي شده بود و استفاده مي شد در حالي كه "بركلي " دانشگاه
خيلي پيچيدهاي بود.
من نميدانستم اين تكنيك ها وجود دارد اما وقتي به ايران آمديم و
شروع به كار كرديم فهميدم اين تكنيك ها روي F14 وجود دارد. شاه اواخر
انقلاب 6 ميليون بشكه نفت توليد ميكرد كه ايران مقدار كمي از آن را
استفاده ميكرد و تمامش صادر ميشد. توليد نفت نياز ايران نبود، نياز غرب
بود. شاه بر اساس نياز ملت و كشورش كار نميكرد. بلكه بر اساس نياز سيستمي
كه در آن ادغام شده بود كار ميكرد. آنها به شاه احتياج داشتند و شاه هم
به آنها.
*فارس: چه كسي به دنبال شما آمد؟
*شيخ الاسلام: از دوستان انجمن اسلامي آمريكا بود كه به برادران لانه
نزديك بود. آنها دنبال فردي بودند كه زبان انگليسي بداند، من هم كه شناخته
شده بودم. چهرهام به خاطر مصاحبههايم معروف بود آن موقع در "talk show "
ها با طرفداران شاه مناظر ميكردم. تلفني فحش ميدادند و من دفاع ميكردم.
راهپيمايي از شمال تا جنوب كاليفرنيا گذاشتيم. شهر به شهر رفتيم همه
كلاههايي به سر داشتند كه فقط چشمشان معلوم بود اما من علني مصاحبه
ميكردم.
به همين دليل برايم روشن بود كه تسخير لانه كار درستي است. قسمت CIA
براي دانشجويان خيلي مهم بود. آمريكايي ها درها را بسته بودند و كاغذها و
اسناد را خرد ميكردند. مرا بردند كه از آنها بپرسم چرا اين كار را كردند؟
آنقدر شلوغ بود كه كسي، كسي را نميشناخت. من كه وارد لانه شدم، دانشجويان
مشغول بگير و ببند بودند. يك نفر از پشت دراصلي لانه به نگهبان گفت: اين
فرد بايد بيايد داخل. من داخل شدم و گفتم: چه كاركنم؟ گفتند: تو فلاني
هستي كه زبان ميداني؟ بيا برو در ساختمان اصلي سفارت كه جلو است.
گروگانها در زيرزمين ساختمان اصلي قرار داشتند وآنها را يكي يكي بالا ميآوردند و با آنها صحبت ميكرديم.
*فارس: خاطرتان هست اولين آمريكايياي كه با او صحبت كرديد كه بود؟
*شيخ الاسلام: خاطرم نيست ، اما ميتوانم بگويم مهمترين آمريكايياي كه من با اوصحبت كردم «آهرن» رئيس بخش سيا در سفارت بود.
من و اهرن خيلي صحبت كرديم. او استاد فلسفه بود. آن موقع شصت و
خردهاي سال داشت. هيجده سال در ويتنام عضو مستتر بود. البته اين نكات را
بعدها متوجه شديم.
*فارس: چگونه متوجه شديد او مسئول بخش سيا است؟
*شيخ الاسلام: با پرسش از گروگان هاي ديگر. وقتي وارد ساختمان اصلي
ميشديم همه چيز حيطهبندي بود يعني افرادي كه طبقه اول بودند
نميتوانستند به طبقه دوم بروند.
افرادي كه طبقه دوم بودند نميتوانستند به دو قسمت انتهاي راهرو
بروند. اين دو قسمت درهاي كامپيوتري گاو صندوقي داشت كه كسي نميتوانست
وارد شود. اگر رو به شمال وارد ساختمان بشويد، درب وسط طبقه بالا اتاق
سفير است. انتهاي راهرو سمت راست مركز رمز مخابراتي كه جاي مهمي بود و
انتهاي راهروي سمت چپ مركز سيا بود.
در هر دو مكان اسناد را نگه ميداشتند. سيا اسناد خودش و بقيه بخش هاي سفارت هم خودش اسناد را نگاه مي داشتند.
آمريكاييها خيلي حساس بودند چون در ايران جو انقلابي بود. قبل از اين
هم يك مرتبه چريك هاي فدايي خلق به لانه جاسوسي حمله كرده بودند. لذا
امريكاييها عناصر با استعدادشان به غير از آهرن كه فردي پخته و كمتر
شناخته شده در سيستم سيا نبود و سيا انتخابش كرده بود را به ايران
ميفرستد. آقاي "دروتي " مسئول امحاء اسناد بود خيلي كار كرده نبود و زياد
نمي دانست چگونه با ماشينهاي خرد كن كاركند.
وقتي بچهها پشت در بودند، او هول مي شود و به جاي اينكه اسناد را 2
ورق 2 ورق يا 5 ورق 5 ورق بريزد، دستهاي ريخته بود و ماشيني كه بايد
اوراق را پودر ميكرد گير مي كند. پشتوانه آن ماشين، دستگاهي بود كه كاغذ
را رشته رشته ميكرد. براي امحا اسناد هم قانون داشتند. اول بايد ميكرو
فيلمهايشان را نابود ميكردند. بعدا در همين پودرشدهها ميكروفيلمها را
پيدا كرديم. يك برادر دارم كه پزشك است و در لانه جاسوسي هم بود. او روي
اسناد كار كرد. رشته رشتهها را كنار هم گذاشت. سندهاي خيلي مهم سيا از
اينجا درآمد.
*فارس: قبل از صحبت در مورد اسناد، در مورد شخصيت آهرن بگوييد.
*شيخ الاسلام: آهرن از ديدگاه من ديپلمات بسيار ورزيدهاي بود كه تا
آخر كار هم خسته نشد. در اين يكسال حضور لانه حوادث زيادي رخ داد. بعد
ازحمله طبس ما مجبور شديم گروگان ها را در مكان هاي مختلف پخش كنيم. آقاي
بنيصدر با آمريكايي ها تماس داشت ، اسنادش هم از لانه درآمد. صليب سرخ از
بني صدر درخواست كرد كه ميخواهد گروگان ها را ببيند. بني صدر هم به لانه
جاسوسي فشار آورد. آخر هم دستور داده شد كه بگذاريد صليب سرخ گروگانها را
ببينند. ما ناچار شديم همه گروگانها را دوباره به داخل لانه بياوريم.
بعضي از اينها روزها و هفته ها در اتاق هاي خاصي بودند. خدا حفظ كند حضرت
"آيه الله خامنهاي " را، ايشان آن زمان نماينده امام در شوراي دفاع
بودند.
ما دنبال يك نفر عاقل بوديم كه به آنجا بيايد. آقا هم حواسش بود كه
بايد از اينها ديدن كند، بايد ميديد وضع لانه براي آمدن نماينده صليب سرخ
مرتب هست يا نه و اگر گروگانها مشكلات روحي دارند تخليه شوند. ايشان
تشريف آورند و گروگانها را تك تك ديدند.
يادم نميرود كه اين ملاقات روي چند گروگان چقدر اثر گذاشت؟ يكي از
اين آدمها "مترينكو " بود كه خيلي مقاوم بود. زياد جيغ و داد ميكرد.
اعتقاد داشت ديپلمات است. اما همين شخص بعد از ملاقات با آقا خيلي عوض شد.
با ما دعوا كرد كه چرا به من نگفتيد ايشان ميآيد. حداقل من خودم را تميز
ميكردم و لباس خوب ميپوشيدم. او به خوبي آقا را مي شناخت چون كار سياسي
ميكرد. شخصيتهاي ايران ، دوره انقلاب، شخصيتهاي وزارت دفاع و شوراي
عالي دفاع را مي شناخت. مترين كو به آقا تندي هم نكرد. البته نميشود گفت
تندتر از ديگران نبود اما تندي زنندهاي نكرد. يا مثلا "لين برت " كه فكر
ميكنم الان هم سفيرشان در سودان است، همسر او ايراني بود. آقايان لين برت
و مترين كو فارسي صحبت ميكردند اين سبب شده بود بچهها سربه سرشان
بگذارند و بتوانند با آنها ارتباط برقرار كنند.
*فارس: رابطه دانشجويان با گروگان ها چطور بود؟
*شيخ الاسلام: اوايل رابطه خيلي خوبي بين دو طرف حاكم نبود. چون
آمريكايي ها هنوز به اينكه گروگان هستند عادت نكرده بودند. فكر ميكردند
زودتر آزاد ميشوند. از اين موضع برخورد ميكردند كه كار دانشجويان
غيرقانوني و غيرديپلماتيك است . منتظر بودند كه آزادشان كنند. اما بعد از
يك مدت هم آنها آرام شدند و هم دانشجويان. رابطه يك رابطهاي بود كه ما
بايد همديگر را قبول كنيم و با هم زندگي كنيم. درست است كه كار همديگر را
قبول نداريم. ما ميگوييم شما جاسوس هستيد اما شما ميگوييد ما جاسوس
نيستيم، ديپلمات هستيم. اما در هر صورت ما بايد در اينجا با هم زندگي
كنيم. بعد از مدتي روابط خيلي انساني شده بود. مثلا من با آهرن بر سر جنگ
ويتنام صحبت ميكرديم. او مي گفت كه چرا ما بايد در ويتنام ميجنگيديم و
كمونيست براي بشريت چه خطري است. ما هم به آنها ميگفتيم: شما آدم كشتيد،
نمي شود به خاطر عقيده يك نفر را كشت. بحثهاي سياسي اين تيپي با آهرن
داشتيم. در رابطه با شاه، ايران، پشتيباني آنها از شاه و... صحبت ميشد.
* فارس: نظرآهرن در مورد امام خميني چه بود؟
*شيخ الاسلام: آمريكايي ها معتقد بودند امام آدم عجيبي است. مي گفتند:
بزرگترين اشتباه ما اين است كه ما امام را نفهميديم و امام را نشناختيم.
قدرت مذهب و توانايي ايشان در بسيج ملت را نفهميديم. جز وظايف ما بوده كه
بايد با ايشان تماس ميداشتيم. البته واقع امر اين است كه تحليل سفارت در
ايران با وزارت خارجه آمريكا مختلف بود.
سفارت در تهران مسائل را بهتر و عينيتر متوجه مي شد. مي ديد كه مردم
شاه را قبول ندارند. مثلا وقتي هايزر به ايران آمد حضرت امام، شهيد بهشتي
را فرستاد كه با او ملاقات كند و بگويد كار تمام است، بي خودي كاري نكنيد
كه كشتار زياد شود. اين بيانگر كفايت و درك امام از مسائل است. هرچه
انقلاب خونينتر شود بيشتر گردن شما را ميگيرد. ما يك مقدار هم به خاطر
همين از آمريكا ناراحت بوديم كه چرا شما بايد به خاطر منافع تان از شاه
حمايت كنيد و برادران ما كشته و شكنجه شوند و ثروت ما ببرند؟ آهرن
تحليلهاي كلي داشت، مثلا مي گفت: ما در جهان دنبال آزادي و دموكراسي
هستيم، اينها اهداف والاي ماست ممكن است در پي رسيدن به اين اهداف مجبور
شويم كارهايي انجام دهيم اما آن هدف مقدس است. كليت حرفهاي آهرن اين بود.
آهرن موقع رفتن به من ميگفت: حسين، ايران در مهمترين جاي دنيا
نشسته. آمريكا به ايران نياز دارد. اين صحبت زماني بود كه ما گروگان ها را
از لانه خارج كرده و به اونها گفته بوديم امشب آزاد هستيد. او آدم
تحليلگري بود، شرايط را ميفهميد.
بين كارمندان وزارت خارجه و كارمندان سيا رقابت شديدي وجود داشت. ما
هم از اين رقابت استفاده ميكرديم. يعني كارمندان وزارت خارجه خيلي دلشان
ميخواست بدانند در اسناد آمريكايي سيا چه نوشته شده است.خانمي آنجا بود
به اسم خانم "سوئيفت ". سوئيفت خيلي دلش ميخواست ازاسناد سردربياورد.
خيلي از كارمندان وزارت خارجه كه برايشان مهم بود سيا چطور كار
ميكند، در مورد اسناد به ما كمك ميكردند. گفتم كه اوايل برخوردها خشن
بود. بعد هر دو طرف فهميديم دعوا فايده ندارد و بايد باهم زندگي كنيم. از
آن پس روابط، روابط خاصي شده بود. نه اينكه دوستانه شده باشد بلكه با هم
تعامل ميكرديم.
*فارس: بعضي افراد و جريانها مثل دولت بازرگان و شخص بني صدر
ميگفتند دانشجويان با ما مشكل دارند و ميخواهند ما را ساقط كنند. لذا از
روي لجبازي اين اسناد را منتشر ميكردند.
*شيخ الاسلام: من و ديگر دانشجويان روي تنظيم و چسباندن اسناد كار مي
كرديم. آقاي موسوي خوئينيها و ديگر دوستانشان تصميم بر انتشار اسناد مي
گرفتند. اينكه هدف آقاي موسوي خوئينيها و دانشجويان چه بود را نميتوانم
بگويم.
*فارس: فقط آقاي موسوي خوئينيها در اين زمينه تصميم ميگرفت؟
*شيخ الاسلام: دانشجويان خدمت ايشان مي رفتند و اسناد آماده شده را به
ايشان نشان مي دادند و آخر سر ايشان تصميم ميگرفت. اما اسناد واقعا اسناد
با ارزشي بود، چون نشان ميداد كه آمريكايي ها در ايران چه ميكنند و در
دنيا چه انجام مي دهند. اين اسناد در ايران چاپ شد و همه مردم دنيا از آن
مطلع شدند اما در داخل آمريكا منتشر نشد. به نظرم مردم آمريكا بيش از هر
كس ديگري حق داشتند بدانند در اين اسناد چيست؟ به خاطر اينكه آنها پول و
ماليات به دولت ايالات متحده مي پردازند و اين كارها به اسم آنها شده بود.
بزرگترين دشمن آمريكا آن موقع شوروي و "كا. گ. ب " بود. او فهميده بود
داخل اين اسناد چيست؟ اما مردم آمريكا اجازه نداشتند بدانند در اين اسناد
چه بوده.
*فارس: باتوجه به اينكه در آن دوران "شهيد بهشتي " مورد هجمه شديد از
طرف بني صدر و جريانات خاص بود. به نظر شما انتشار سند ديدار ايشان با
ديپلمات هاي آمريكايي- كه با حمايت شديد اين شهيد بزرگوار از امام و
انقلاب بوده- نبايد منتشر مي شد؟
*شيخ الاسلام: نميدانم اين سوالات را بايد از افرادي بپرسيد كه
مسئول انتشار اسناد بودند. من روي تنظيم و چسباندن اسناد كار ميكردم.
*فارس: جالب ترين سندي كه در لانه مشاهده كرديد چه بود؟
*شيخ الاسلام: من در اسناد سيا جالب ترين را سندهاي بني صدر مي دانم.
اين سندها دليل بر بي كفايتي بنيصدر به مجلس شوراي اسلامي هم تسليم شد.
آمريكايي ها فهميده بودند مشكلشان اين است كه با امام و اطرافيان امام
تماس ندارند. وقتي امام پاريس بوده، سيا تصميم ميگيرد كه بايد بين
اطرافيان امام آدم داشته باشدتا بتواند اطلاعات بگيرد. روي همه افراد
مطالعه ميكند. به اين نتيجه مي رسد كه بني صدر اهلش است. مي شود با او
تماس داشت و كار كرد. يك نفر به عنوان كارخانهدار و تاجر از پاريس با او
تماس ميگيرد. يكي از موضوعاتي كه آهرن از آن ناراحت بود همين بود. او
ميگفت: اين بزرگترين كيس آمريكا بود، اما اصلا اجازه نميدادند من در آن
دخالت كنم. آهرن براي آن آقا كه از پاريس تماس گرفته بود فقط لجستيك تهيه
ميكرد، هتل و ماشين مي گرفت. اواز پاريس ميآمد وبا بني صدر ملاقات
ميكرد. معلوم نبود خيلي مسائل مطرح شده در جلسه را در ملاقات ها به آهرن
بدهد يا نه. در آن اسناد هست كه ميگويد: من نزد بني صدر رفتم، شكمش چاق
شده. معلوم است كه خوب ميخورد و ورزش هم نميكند. يك ساعت طلا به او هديه
كرده اند، خيلي از ساعت خوشش مي آيد چون هر چند لحظه به آن نگاه مي كند.
رابط بني صدر با سيا چند بار به تهران ميآيد. درآخرين اسنادي كه در
اين زمينه پيدا شد آماده بود: "من به او پول دادم اما از او چيزي نخواستم،
فكر ميكنم او فهميد معني اين كار چيست؟ "
اين گونه با بني صدر كار ميكردند. نه اينكه بني صدر پتانسيل اين كار
را نداشته باشد. او اين پتانسيل را داشت. آدمي كه ميخواست رئيس جمهور
ايران شود، از يك آمريكايي پول ميگرفته. حالا مثلا گفته ميخواهم به
عنوان مشاور اقتصادي در ايران سرمايه گذاري كنم. او را به اينجا مي رساند
كه مي گويد من به او پول دادم و از او چيزي نخواستم. وقتي توانستيم اولين
سند را درست كنيم، خيلي خوشحال شديم.
خيلي سند خيلي مهم بود. يك نفر رئيس جمهور ميشود و تو با او رابطه
اطلاعاتي داشته باشي، به او پول داده باشي و آدم تو باشد. آن هم بعد از يك
انقلاب.
بعد از مدتي كه فهميديم ميشود اسناد را درست كرد از دانش آموزان
مدارس آورديم. يكسري از دانشجويان در مدارس تدريس مي كردند و از شاگردان
آنها استفاده كرديم.
اين كار خيلي سختي بود. در ميان كوهي از رشتهها بايد دنبال اين
بوديم كه كدام رشته در كنار كدام رشته قرار بگيرد. خانم ابتكار هم اسنادي
را كه تكميل شده بود ترجمه مي كردند.
* فارس: غير از چسباندن سندها كاري ديگري هم انجام مي داديد؟
*شيخ الاسلام: من مترجم بودم و تسلط اصلي من به خاطر زبان انگليسي
بود. آن اطميناني كه به من داشتند وقتي آقاي موسوي خوئينيها مي خواستند
مصاحبه كنند من برايشان ترجمه ميكردم.
* فارس: گروگان ها شما را به چه اسمي صدا ميزدند؟
*شيخ الاسلام: دندان جلوي من مصنوعي است. آن زمان اين دندان جلويي و
جود نداشت به همين دليل بين خودشان به من "حسين بي دندان " ميگفتند.
* فارس: چگونه متوجه اين نكته شديد؟
*شيخ الاسلام: در نشريات انگليسي راجع به من مقالات زيادي وجود دارد.
حتي آمريكايي ها در رابطه با من فيلمي هم ساختهاند كه همه اش دروغ است.
مثلا رابطه عاشقانه بين دختر و پسر، خشونتهاي زياد از حد، ارتباط جنسي و
فسادپولي و... . حتي وسط مجله تايمز يك عكس هست كه من و قطب زاده در حال
بحث و دعوا هستيم. يكي از مسئولين سازمان ملل به تهران آمده بود و
ميخواستيم اسناد لانه جاسوسي را تحويلش دهيم. قطب زاده ميگفت: اين مهمان
ماست او را اذيت نكنيد. من و قطب زاده در پاويون دولت جلوي هم ايستاديم و
بحث مي كرديم. آخر سر من اسناد را روي ماشين مامور سازمان ملل گذاشتم.
هركاري كردم، نگرفت. مي گفت: اين اسناد آمريكايي هاست و شما از طرق
غيرقانوني آنها را بدست آورديد. من ميگفتم: اينها اثر دخالت آنها در كشور
ماست، تو بگير ببين چرا ما اين كار را كرديم با اين حرفها حل نميشود.
* فارس: يكي از اتفاقات جالب در لانه برگزاري جشن كريسمس است، از آن اتفاق خاطرهايي داريد؟
*شيخ الاسلام: ما كارهاي زيادي ميكرديم كه قصد اولمان تبليغات بود،
قصد ديگر ما اين بود كه زندگي براي گروگانها سخت نشود و يك چهره انساني
از ايران را به دنيا بشناسانيم. البته امام از ابتدا اصرار داشتند كه با
اينها انساني برخورد كنيم ما را نهي كرده بودند از اينكه با آنها تند
برخورد كنيم. كريسمس يكي از اين برخوردها بود كه اين عيد و جشن آنهاست.
يكي ديگر از كارهاي خوب اين بود كه 50 نفر امريكايي را از اقشار
مختلف دعوت كرديم كه به ايران بيايند و با گروگان ها ديدار كنند. البته
مامورين سيا هم در اين بين بودند. البته آن موقع نفهميديم مامور سيا
هستند، بعد از خارج شدنشان از ايران متوجه اين موضوع شديم .
*فارس: جالبترين اتفاقي كه در لانه جاسوسي براي شما افتاد چه بود؟
*شيخ الاسلام: شبي كه عمليات طبس موفق نشد مهمترين اتفاق بود.
اگرآمريكا يي ها موفق مي شدند حتما همه دانشجويان را نابود ميكردند. من
جريان را نميدانستم، رفقايم از امريكا به من تلفن كردند. دوستاني كه با
هم درس ميخوانديم . تلفن زد و گفت: حسين اينجا ميگويند آمريكا به ايران
حمله كرده اما عمليات موفقيت آميز نبوده.
يك مرتبه هم از دفتر وزيرخارجه امريكا با لانه تماس گرفته شد. من
تلفن را جواب دادم، خودش را معرفي كرد و گفت: ميخواهم با يكي از
دانشجويان صحبت كنم. گفتم: دانشجويان ميگويند نميخواهيم كسي با ما صحبت
كند. اصرار كرد و خود وزير آمد روي خط تلفن. گفت: من به تو ميگويم وزير
خارجه امريكا هستم و مي خواهم با دانشجويان صحبت كنم. گفتم: هر كس
ميخواهي باش.
در هر صورت آنچه براي من از همه مهمتر بود حمله طبس بود.خو شبختانه
شهيد " منتظر قائم " اسناد اين عمليات را قبل از نابود شدن از هلي كوپترها
خارج كرده بود.وقتي اين اسناد را براي ما آوردند، ديدم آنها از همه جا
عكس هوايي داشتند . در كهريزيك يك مجموعه كوه است كه وسط آن خالي است.
هليكوپترهايي كه افراد و نيروها را در طبس بارگيري ميكردند اين وسط
مينشستند و بعد سرازير ميشدند همان نزديكيها يك انبار برايشان ماشين و
موتور تريل تهيه كرده بود. اينها ميآمدند به جاده مسگرآباد از آنجا وارد
رسالت شده، از پل رسالت دور ميزدند ميآمدند به ورزشگاه امجديه. نيروهاي
شان در امجديه مستقر شده و به سفارت حمله ميكردند. هلي كوپترهايشان از
نزديك كهريزك به امجديه ميآمدند و گروگانها را آزاد ميكردند. آن موقع
اسلحههاي جالبي هم داشتند كه بعدها تعدادي از اين اسلحهها دست ما آمد.در
اسناد آمده بود كه نگران رادارها نباشيد، راداري وجود نخواهد داشت. شما به
طرف مشعل پالايشگاه نفت تهران نگاه كنيد (يعني جنوب) همان را بگيريد و در
همان خط بياييد. وقتي آمديد هواپيماهاي ما بالاي سرتان ميآيند وحفاظت
ميكنند .
* فارس: چند اسم ميگويم، شما هر چه به ذهنتان آمد بگوييد.
عباس عبدي.
*شيخ الاسلام: آدمي كه ارزش سابقهي خود را نميداند.
* فارس: شهيد محسن وزوايي.
*شيخ الاسلام: خدا رحمتش كند، ايشان و شهيد وراميني از ذخيرهها
هستند. توسط همين دو بزرگوارآموزش نظامي ديدم. سن و سال من از همه
دانشجويان بيشتر بود اما آن قدر روي من اثر گذاشته بودند كه هنگام جدا شدن
از اينها واقعا گريه ميكردم.
* فارس: موسوي خوئينيها.
*شيخ الاسلام: او هم ارزش خود را ندانست .
* فارس: بعد از تمام شدن جريان لانه قرار شد هيچ شخصيتي از اسم
"دانشجويان پيرو خط امام " استفاده نكنند. اما عده اي اين كار را انجام
دادند. نظر شما در اين زمينه چيست؟
*شيخ الاسلام: اينكه استفاده نشود تصميم درستي بود. چون اين جريان
را امام اداره ميكرد و بر آن نظارت داشت، دانشجويي اين افراد به ذاته
خيلي مهم نبود.
قبل از اشغال دانشجويان از امام در اين زمينه سوال ميكنند. امام
هيچ جوابي نميدهند. بعد كه جريان تبديل به مسئلهاي اين چنيني شد و عزت
ايران به آن بستگي داشت، امام برخودشان وظيفه ديده بودند كه قضيه را اداره
كنند. ايشان اجازه نميدادند عدهي خاصي از خارج دانشجويان تصميم گيرنده
باشند. لذا هر چه عزت است مال امام است و هر چه خرابكاري است مال ماست.
* فارس: در اين جريانات پيش آمده بعد از انتخابات عده اي شعار "مرگ بر
روسيه " سر مي دهند و حتي خواهان اشغال سفارت روسيه شده اند. به نظر شما
چه فرقي بين اين شعارها و صحبت ها با اهداف دانشجويان در تسخير لانه
جاسوسي در سال 58 دارد؟
*شيخ الاسلام: اصلا قابل مقايسه نيست. حتي نقش آمريكاي امروز نقش
امريكاي آن روز نيست. آن آمريكا يعني قدرت قاهرجهان آن موقع بود. آمريكا
ببري بود كه امام ثابت كردند اين ببر كاغذي است. قبل از آن اين طور نشده
بود. آمريكا الان در عراق، لبنان، افغانستان و... آبرويي ندارد.
آمريكا آن موجود وحشتناكي كه دنيا را اداره ميكرد ديگر نيست. ديگر
آمريكا آن نيست كه شاه را آورده، حكومت كرده بعد هم هر كار در دنيا
ميخواهد انجام ميدهد. هيبت امريكا از لانه جاسوسي به بعد شكسته شد.
آمريكاي امروز، آمريكايي نيست. نميگويم قدرت ندارد بلكه بزرگ و قدرتمند
است اما قابل مقايسه با آن روزها نيست.
دو بعد وجود دارد؛ يكي واقعيت است و يكي ذهنيت مردم در رابطه با اين
واقعيت است، آنچه مردم از اين واقعيت فكر ميكنند است. آن موقع مردم فكر
مي كردند امريكا خيلي بزرگ و قوي است و نميشود عليه او كاري كرد.
اما بعد از لانه جاسوسي امام ثابت كرد كه امريكا هيچ غلطي نميتواند بكند.
امام اينجا مينشست و ميگفت: "اين آقاي كارتر بد رئيس جمهوري براي
آمريكاست " و كارتر راي نميآورد. براي اولين بار بود كه يك خارجي با رئيس
جمهورآمريكا بازي ميكرد. در صورتي كه اين امريكاييها بودند كه با همه
رئيس جمهورها و رئيس كشورهاي دنيا بازي ميكردند، حكومت سر كار ميآوردند،
حكومت ميبردند. تنبيه ميكردند و ....
اين امريكا با آن امريكا قابل مقايسه نيست چه برسد به روسيه و ... .
بعضي ها متوجه نيستند چه ميگويند. شكستن آمريكايآن موقع يعني شكستن
شيطان بزرگ. اصطلاحاتي كه امام استفاده كردند همه دقيق، معنيدار و درست
بود.
*گفتگو از حسين جودوي
ويژه سي سالگي تصرف لانه جاسوسي آمريكا در خبرگزاري فارس/13
اینجا
مزار شهدای گمنام در دانشگاه آزاد کرج است که شهدای آن در بهار 87 تشییع و
دفن شدند و تا کنون هیچ گونه رسیدگی یه این مزار نشده است.



به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، دکتر محمود احمدي نژاد به تذکر چند نکته
پرداخت و تصريح کرد: دولت نمي تواند در هدفمند کردن يارانه ها در قالب
بودجه سالانه تصميم گيري کند.
رييس جمهوري تاکيد کرد: اگر لايحه هدفمند کردن يارانه ها بند به بودجه
سالانه باشد، تمام زحماتي که تا اينجا براي آن کشيده شده است هدر مي رود و
بود و نبود اين لايحه ديگر فرقي نخواهد کرد.
احمدي نژاد با بيان اينکه "اختيارات دولت در اين لايحه يک نکته
کليدي است" گفت: دولت هاي قبل اختيار مطلق داشتند اما زير بار مسووليت
سنگين اجراي چنين طرحي نرفتند. چطور اين دولت با بي اختياري تقريبا مطلق
مي تواند زير بار چنين مسووليت سنگيني برود.
رييس جمهور با تا کيد بر اينکه دولت با برنامه ريزي ثابت و دراز مدت
مي تواند برنامه ريزي کند گفت: بودجه اي که هرسال تغيير مي کند، چگونه مي
توان بر اساس آن برنامه هاي ثابت و دراز مدت تعيين کرد.
رييس جمهور تصريح کرد: اگر قرار باشد هدفمند کردن يارانه ها به قالب
بودجه سالانه محدود شود، دولت رسما لايحه هدفمند کردن يارانه ها را پس مي
گيرد.
وي افزود: وقتي که ما تصميمي مي گيريم، اگر قرار بر اين باشد 6 ماه يا يک سال بعد تغيير کند، همه کشور به هم خواهد ريخت.
رييس جمهوري با مخالفت با بند شدن لايحه مذکور به بودجه سالانه گفت:
دولت نمي تواند در هدفمند کردن يارانه در مدت زماني يک ساله تصميم گيري
کند.
احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه براي مديريت هدفمند کردن يارانه ها
نيازمند ثبات هستيم گفت: کسي که مي خواهد سرمايه گذاري کند بايد از 10 يا
15 سال آينده خبرداشته باشد و دولت بايد به آنان بگويد که چه تصويري در
برابر آنها قرار دارد.
رييس جمهوري اظهار داشت: اين طرح بايد اکثريت قاطع مردم را دربر
بگيرد و اگر اکثريت مردم خارج از دايره هدفمند کردن يارانه ها بمانند، اين
طرح ديگر موفق نخواهد بود.
وي تاکيد کرد: بايد مردم را در مديريت اين کار مشارکت دهيم و مردم بايد در مديريت اين طرح همراهي و احساس مسووليت کنند.
** دولت بدنبال حذف يارانه ها نيست
رييس جمهور خاطرنشان کرد که در لايحه هدفمند کردن يارانه ها ، دولت بدنبال حذف يارانه ها نيست بلکه بناست يارانه ها درست توزيع شود.
وي افزود: اين لايحه مهمترين لايحه اقتصادي 30سال اخير است و کار بزرگي بايد در کشور انجام شود.
احمدي نژاد اضافه کرد: با اجراي اين لايحه تقريبا همه روابط و مناسبتهاي اقتصادي کشور دگرگون مي شود.
رييس جمهور با اشاره به اينکه امروز بدترين شکل توزيع يارانه ها را
داريم، توضيح داد: مثلا يارانه نان را به صف نان و آرد و کارخانجات مي
دهيم و به مردم مي گوييم که "برويد براي بدست آوردن نان خود، در صف ها
باشيد تا يک تکه نان گيرتان بيايد".
وي افزود: اين بدترين نوع توزيع يارانه ها است چون درست هيچ چيز را
توزيع نمي کنيم، اين موضوع هم در انرژي و هم در محصولات کشاورزي و مواد
اوليه ، اين وضع ديده مي شود.
احمدي نژاد تصريح کرد: توليد و مديريت و بهره وري ما همه اسير سيستم
يارانه است، براي همين رشد نمي کند، بايد اين موضوع زيرو رو شود.
وي تاکيد کرد: چند مطلب را بايد نمايندگان مجلس عنايت داشته باشند،
مطلب اول اينکه اين کار بايد فراگير و در کل کشور باشد و همه ملاحظات ديده
شود.
رييس جمهور گفت: نبايد در خصوص لايحه هدفمند کردن از يک طرف پيش رود
و از طرفي هيچ پيشرفتي نداشته باشد، بايد همه کشور را هماهنگ جلو ببريم.
** از مقام معظم رهبري کمک خواسته ام
رييس جمهور در ادامه سخنان خود گفت: دو هفته قبل خدمت مقام معظم رهبري
رسيده و عرض کردم که اگر هدفمند کردن يارانه ها به بودجه سالانه متصل شود
قابل اجرا نيست و از ايشان خواستم که کمک کنند.
احمدي نژاد افزود: هدفمند کردن يارانه ها اگر در بودجه سالانه قرار
گيرد اجرا شدني نيست. اين موضوع را دولتي مي گويد که خود داوطلب بوده و
سنگين ترين بارها را در چهار سال گذشته برداشته است.
رييس جمهور با بيان اينکه بعيد مي داند که کسي در مجلس به دنبال زمين
خوردن هدفمند کردن يارانه ها باشد، گفت: البته در بيرون کساني هستند که مي
خواهند اين طرح زمين بخورد تا فهرست اتهاماتشان عليه دولت و مجلس تکميل
شود.
احمدي نژاد گفت: ما مي خواهيم کار بزرگي انجام دهيم، خواهش ما از
دوستان اين است که اين گره کوچک را با هر تدبيري که خود مي دانند، باز
کنند.
رييس جمهور با اشاره به اينکه بايد مقايسه اي با قبلي ها انجام شود،
اضافه کرد: بايد ديد به قبلي ها چه اختياراتي دادند که آنها انجام ندادند،
اکنون ما چطور مي توانيم ؛ دست بسته با چند وزنه آويزان، در دريايي
بياندازند و بخواهند که صدف هاي عالي را صيد کرده و بياوريم!.
وي خطاب به نمايندگان مجلس تصريح کرد: هدفمند کردن يارانه ها متصل به
بودجه سالانه اقدامي انجام نشدني است، شما که نمي خواهيد مردم را به مشکل
بياندازيد؟
احمدي نژاد ادمه داد: اين بار سنگين را بر دوش دولت گذاشته ايد،
دولت چه اختياري دارد؟ دولت مي خواهد زير بار 100 هزار تني، 100 ميليارد
تني براي يک اصلاح اساسي در اقتصاد برود، چه اختياراتي دارد؟؛ بگوييد که
من بدانم اختيار دارم تا بر اساس آن عمل کنم، ما مي خواهيم وضع مردم را
بهتر کنيم.
رييس جمهور با بيان اينکه در متن امور اجرايي کشور قرار دارد، گفت: بنده با اصرار ايستاده ام که هدفمند کردن يارانه ها اجرا شود.
وي با رجوع دادن نمايندگان به قانون برنامه دوم، سوم و چهارم گفت: "در
اين قوانين دولتها اختيار مطلق داشتند، بدين معني که به دولت گفته اند،
خود تشخيص داده و عمل کن، نگفته اند قانون بنويس و در بودجه سالانه آن را
قرار ده."
وي تصريح کرد: ما خواستيم که همان قانون برنامه را اجرا کنيم،
دوستان اصرار کردند لايحه بياور، اکنون که لايحه آورده ايم به بودجه
سالانه متصل شده و اين به بدان معناست که لايحه به درد نمي خورد و سال به
سال بايد تصميم گيري شود.
احمدي نژاد با بيان اينکه وظيفه بنده اين است که اگر خطري را مي
بينم اعلام کنم، گفت: ما نمي توانيم به مردم خيانت کنيم و دروغ بگوييم چرا
که اگر اين طرح در بودجه سالانه قرار گيرد قابل اجرا نيست.
رييس جمهور گفت: اين طرح 20 سال اجرا نشده بنابراين عجله نکنيد اين
همه زحمت کشيده ايد، يک هفته ديگر هم زحمت بکشيد، تا کاري انجام شود که
شدني باشد و مردم را در بستري قرار دهيم که بدانند 10 تا 15 سال شرايط
چگونه است.
وي تاکيد کرد: اگر هدفمند کردن يارانه ها به بودجه سالانه متصل شود، همان مردمي که شما دلسوزش هستيد، بيشترين صدمه را خواهند ديد.
نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت
20:22 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت
20:14 توسط فرهاد خادمی| |
در گفتگو با مهر عنوان شد: تریاک رتبه نخست مصرف در کشور/ زنگ خطر مصرف مواد مخدر صنعتی شهرکرد - خبرگزا
نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت
20:9 توسط فرهاد خادمی| |
ثانيهنيوز-
در حالي كه سر تا سر خيابان طالقاني مملو از پلاكاردهايي بزرگ با مضمون
مرگ بر آمريكا و جملات امام خميني و مقام معظم رهبري درباره آمريكا بود
عده قليلي در ميدان هفت تير، خيابان قائم مقام، تقاطع استاد نجات اللهی و
کریم خان در حمايت از آمريكا و مجريان آن در داخل تجمع داشتند.
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:31 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:28 توسط فرهاد خادمی| |
رئیس جمهوری آمریکا در
اشاره به سی امین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی این کشور در ایران ضمن تکرار
برخی مواضع مبهم گفت: واشنگتن بدنبال روابط با تهران بر اساس منافع
دوجانبه و احترام متقابل است.
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:19 توسط فرهاد خادمی| |
بازخواني بيانات تاريخي امام خميني
ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند/ اينها مرگ بر شوروي را مطرح ميكنند تا امريكا فراموش شود
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:14 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:13 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:12 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:11 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:6 توسط فرهاد خادمی| |
این هروله سعی و صفا را نفروشید
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
19:4 توسط فرهاد خادمی| |
33
از کلید Enter برای مشاهده عکس با اندازه حقیقی استفاده کنید.
گزارش تصويري از راهپيمايي روز سيزدهم آبانماه در چهارمحال وبختياري عكاس محمود رييسي
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
18:58 توسط فرهاد خادمی| |
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-:بررسي نقش مهدي کروبي به عنوان
يکي از تاثيرگذارترين عوامل اغتشاش سبز در کنار ميرحسين موسوي در جهت
اقدام عليه امنيت ملي و نظام امري ضروري است.
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
18:57 توسط فرهاد خادمی| |
19
از کلید Enter برای مشاهده عکس با اندازه حقیقی استفاده کنید.
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
18:56 توسط فرهاد خادمی| |
1
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
18:53 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت
18:51 توسط فرهاد خادمی| |
نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت
13:12 توسط فرهاد خادمی| |
آغاز پروژه بوفه: بهار 88
زمان تصویربرداری و تکمیل پروژه: پاییز 88
نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت
13:8 توسط فرهاد خادمی| |
رييس جمهور که روز سه شنبه بدون اطلاع قبلي وارد مجلس شوراي اسلامي شده
بود ، در نطق خود در جمع نمايندگان تاکيد کرد: اگر لايحه هدفمند کردن
يارانه ها به بودجه سالانه بند شود، اجراي اين لايحه نشدني خواهد بود و
دولت مسووليتي در قبال آن نخواهد داشت.
نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت
13:2 توسط فرهاد خادمی| |

